گفتگو با مسعود فتحی مسئول سايت عصر نو
مسعود فتحی مسئول سايت عصر نو کار خود را از نوروز 79 شروع کرده و سايت او از سايت های نسبتاً جوان به شمار می آيد. او هم از هفته نامه کار ارگان سازمان فداييان خلق، تا سايت عصر نو به روزنامه نگاری علاقه ورزيده است.
علاقه جدی او به ادبيات، شعر و موسيقی است اما فضای سالهای 50 شمسی او را وارد سياست کرده و به اين ترتيب سياست را بيشتر از ادبيات ادامه داده است. از خلال صحبت هايش می توان حس کرد که به روزنامه بيش از سايت علاقه مند است اما انتشار روزنامه سازماندهی بزرگی می طلبد که بويژه از لحاظ مالی ميسر نيست.
وی می گويد:« پيش تر در تدارک روزنامه بوديم اما دريافتيم که هزينه انتشار روزنامه بسيار بالاست و بخصوص هزينه توزيع کمرشکن است. از خيرش گذشتيم و به سايت روی آورديم ».
برای هر روزنامه نگار حرفه ای که زندگی خود را از طريق کارش تأمين می کند همواره اين سوال باقی است که وقتی کار روزنامه نگاری از طريق سايت ها درآمدی ندارد چرا گروهی به اين کار می پردازند:
« انگيزه ما چيست؟ خب، آدم می خواهد يک کاری بکند. ما به اين کار علاقه داريم اما نمی توانيم از اين راه زندگی خود را تأمين کنيم، ناچار هر کس شغلی برای تأمين زندگی اختيار کرده و پس از کار روزانه به سايت می پردازد. درآمد ندارد حتی پول هم روی آن می گذاريم ».
در سال 50 در رشته تاريخ از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده ولی از همان زمان دانشجويی به کار انتشارات علاقه داشته است: « علاقه به کار انتشارات سبب شد که در همان دوره دانشجويی در بعضی از انتشاراتی ها مانند گوتنبرگ، رز، و شباهنگ شروع به کار کردم. ابتدا نمونه خوانی می کردم ولی بعدها بخصوص پس از فراغت از تحصيل در کار ويرايش کمک می کردم. کار مطبوعاتی را بيشتر از طريق سياسی دنبال کرده ام. عضو فداييان بودم و ... ».
از او می پرسيم که هنوز هم به مشی سازمان فداييان ( اکثريت ) اعتقاد دارد؟ می گويد: « سازمان خيلی تغيير کرده و من از خيلی وقت پيش ديگر به آن شکل قديم به آن معتقد نيستم بلکه معتقدم بايد با برنامه سياسی - نه ايدئولوژيک و افکار از پيش ساخته شده – حرکت کرد. مهمترين چيزی که اين سال ها ذهن مرا به خود مشغول کرده تحولاتی است که دارد در ايران شکل می گيرد. به نظرم بعد از دوم خرداد يک دگرگونی عميق در جامعه ايران ايجاد شده و اين دگرگونی در ذهن نيروهای سياسی هم اتفاق افتاده است ».
« کيفيت نوشتار برای ما مطرح است. گروه و سازمان مطرح نيست. ما تقريباً از همه گروهها مطلب چاپ می کنيم. بارها از آقای داريوش همايون و هوشنگ وزيری مطلب چاپ کرده ايم. هميشه مطالب آقای وزيری را من در کيهان لندن می خواندم و به علت نوشته های او روزنامه کيهان را مشترک بودم. به گمان من بايد فرهنگ تحمل را ايجاد کرد و گسترش داد ».
از تأثير سايت ها بر فضای فکری جامعه ايران بويژه بر حکومت جمهوری اسلامی می پرسيم می گويد: « درباره تأثيرات سايت ها سخن دقيقی نمی توان گفت ولی به نظر می رسد هر چه در اين سايت ها مطرح می شود بی پاسخ نمی ماند. برای مثال حکم اعدام افسانه نوروزی که اعتراض گسترده ای برانگيخت تا کنون به اجرا در نيامده و قرار است توسط دادگستری بار ديگر بررسی شود».