http://www.bbcpersian.com

13:09 گرينويچ - چهارشنبه 10 مارس 2004

سينا سعدی

روزنامه نگاری اينترنتی فارسی؛ بيشتر سياسی، کمتر حرفه ای

در ميان فعاليت های فرهنگی، روزنامه نگاری بيش از هر عرصه ديگری از تحولات تکنولوژيک بهره مند شده است.

روزنامه و روزنامه نگاری که زمانی سدهای بزرگی چون کسب مجوز، سانسور، هزينه کمرشکن توزيع، دفاتر پر هزينه، و مسايلی از اين دست در مقابل خود داشت، اکنون با انقلابی که اينترنت پديد آورده، تمام اين موانع را پشت سر گذاشته و فارسی زبانان هم به سهم خود توانسته اند به يمن اين انقلاب، روزنامه ها و نشرياتی پديد آورند که گردش آزاد اطلاعات را ميسر می گرداند و دست سانسور و قدرت از کنترل آنها کوتاه باشد. اين دستاورد عظيم – روزنامه نگاری اينترنتی - موضوع اين گزارش است.

اکنون و در طول چهار پنج سال نشريات و روزنامه های الکترونيکی متعددی به زبان فارسی – در داخل و در خارج - پديد آمده است که هر کاربر اينترنت به آسانی به آنها دسترسی دارد و جلوگيری از انتشار آن هزينه های سنگين بر می دارد و عاقبت مانند جلوگيری از پيشرفت هر پديده تکنولوژی ديگری نا ممکن جلوه می کند.

اما نشريات اينترنتی فارسی زبان متعلق به ايرانيان چه حال و وضعی دارند؟ با چه کيفيتی منتشر می شوند؟ گردانندگان آنها چه انگيزه ای برای کار خود دارند و تأثير گذاری آنها چه اندازه است؟ چنانکه در متن گزارش خواهيد خواند به نظر می رسد به غير از آنها که توسط بنگاه های سخن پراکنی بزرگ منتشر می شوند روزنامه نگاری اينترنتی فارسی هنوز در آغاز راه است و از امکانات دلخواه که کيفيت مطلوب را ممکن خواهد کرد، فاصله دارند. شايد هم می توان گفت که هنوز آنچه انجام می شود جز ارايه متن مکتوب از طريق اينترنت و تقليل امکانات اين رسانه به توزيع الکترونيکی نيست. اما با وجود همه مشکلات و نقص ها اين نشريات منتشر و بطور مرتب روزآمد می شوند و خوانندگان و مخاطبان خود را يافته اند.

اين نشريات اينترنتی عموماً اخبار و گزارش های خود را از منابع ديگر تأمين می کنند و در کنار اين گونه مطالب، مقالاتی را هم که برای آنها فرستاده می شود نشر می دهند. اين شيوه گرچه هزينه ای در بر ندارد و بنابر اين گرداندن کار را ميسر می کند اما يکی از دلايل کاهش سطح حرفه ای نشريات نيز هست.

ملاک های گزينش مطلب در اين نشريات، بيشتر سياسی و کمتر حرفه ای است ولی پديد آمدن رگه های حرفه ای شدن را به تدريج در آنها حس می توان کرد. با وجود اين، نبود معيارهای حرفه ای سبب شده است که در برخی از اين نشريات مقالات با ارزش در کنار مطالبی ديده شوند که از کوچک ترين موازين نگارش در محتوا و شکل برخوردار نيستند يا مطالبی نه چندان با ارزش ديده می شود که در بسياری جاها بی کم و کاست و بطور همزمان درج شده است و معلوم نيست ضرورت نشر يک مطلب نه چندان با ارزش به صورت مکرر و همزمان چيست.

تا سال پيش اغلب اين نشريات به روال نشريات احزاب مخفی، بدون اعلام نام مسئولان و سردبيران منتشر می شدند ولی به تازگی برخی از آنها نام مسئولان خود را اعلام می کنند. دليل اعلام نشدن نام مسئولان سايت ها بيشتر سياسی و گاه شخصی است. به نظر می رسد گردانندگان اغلب اين نشريات از فعالان سازمانهای مخالف سابق بوده اند و روزنامه نويسی را در سالهايی فرا گرفته اند که با نشريه سازمانی خود کار می کرده اند. در ميان اين نشريات سهم هفته نامه کار ارگان سازمان فداييان خلق، در مصاحبه هايی که در همين گزارش می خوانيد کاملاً آشکار است. اين البته نشان دهنده نقش آن نشريه در پرورش استعدادهاست.

شايد اين نکته نيز گفتنی باشد که کوشش گردانندگان اين سايت ها، با تلاش کسانی قابل مقايسه است که در دوره رژيم گذشته به عنوان نيروهای انقلابی از همه چيز حتا از هستی خود دل برکنده بودند تا کار آن رژيم را يکسره کنند. آنان برای تداوم کار خود و انتشار مطالب مورد علاقه به جان می کوشند. اين بيشتر به دليل آن است که آنها هنوز هم هدف های سياسی را دنبال می کنند و انگيزه حرفه ای در آنان بسيار کم رنگ است.

اما هرچه اقبال عمومی نسبت به پديده اينترنت رو به افزايش نهاده، حکومت جمهوری اسلامی نيز بر مخالفت خود با پديده اينترنت افزوده است. اين معنی در يکی از مطالب اين گزارش ( مقدمات و شکل گيری فيلتر گذاری ) به خوبی ديده می شود.

اما اين تنها تجهيزات فيلتر گذاری و سانسور نيست که رشد می کند، تکنولوژی مقابله با سانسور و فيلتر گذاری نيز در حال پيشرفت است. در اين حال که مسئولان به فيلتر گذاری سايت ها پرداخته اند، سايت های فيلتر شکن نيز به مدد کاربران آمده و آنها را از طرق ديگری وارد سايت ها می کنند. بدينسان کشاکش بين سانسور و ضد سانسور در عرصه اينترنت و روزنامه نگاری اينترنتی تازه آغاز شده است.