مذاکره آمریکا با طالبان؛ منازعه‌ افغانستان چگونه حل می‌شود؟

ناظران
    • نویسنده, عمر صدر
    • شغل, انستیتو مطالعات استراتژیک افغانستان
  • منتشر شده در

ایالات متحده آمریکا و گروه طالبان مشغول پنجمین دوره از مذاکرات خویش برای یافتن حل‌سیاسی منازعه افغانستان اند. آمریکا توقع دارد حداقل در مورد دو مساله با طالبان به توافق برسد: بازتعریف روابط خویش با طالبان، و پیکربندی مجدد توزیع قدرت در افغانستان از طریق همسازی سیاسی طالبان با سیاست افغانستان. تعامل کنونی ایالات‌متحده با طالبان از این فرضیه ناشی می‌شود که منازعه‌ی افغانستان به بن‌بست نظامی رسیده است و بایستی به طریق حل‌سیاسی به آن پرداخته شود.

از فراز مذاکرات کنونی به نظر می‌رسد که ایالات‌متحده می‌‌پذیرد که طالبان جز از نظام سیاسی باشند. برای این امر لازم است که‌ طرف‌های درگیر بالای راه‌کاری برای شامل ساختن طالبان در نظام سیاسی کار کنند. اما آن چه که تا هنوز ناروشن باقی مانده است، چگونگی ترتیبات نهادی برای شامل ساختن طالبان در نظام است.

این تصویر که از سوی منابع رسمی قطری از مذاکرات نمایندگان طالبان و آمریکا منتشر شده

منبع تصویر، Qatar Gov

توضیح تصویر، این تصویر که از سوی منابع رسمی قطری از پنچمین دور مذاکرات نمایندگان طالبان و آمریکا منتشر شده

فراتر از گفتار کلی که طالبان باید جز از نظام افغانستان شوند٬ هیچ تحلیل نظامند در مورد راه‌کارهای سیاسی برای شامل‌سازی طالبان در نظام و هم‌چنین مزایا و نواقص هر راه‌کار ارایه نشده است. برای پر کردن این خلا٬ در یک پژوهش تازه زیر عنوان "حل‌سیاسی منازعه‌ افغانستان" تلاش شده تا ترتیبات نهادی مختلف برای حل‌سیاسی با طالبان به بررسی گرفته شود.

جدا از این که موقف طرفین درگیر چیست٬‌ تجارب بین‌المللی نشان می‌دهد که چهار راه‌کار ترتیبات نهادی برای حل‌سیاسی وجود دارد. این ترتیبات نهادی شامل (۱) وادار ساختن شورشیان به قبول انتخابات و اشتراک در آن٬ (۲) ‌مشارکت قدرت سیاسی با شورشیان٬‌ (۳) همسازی شورشیان در نظام از طریق غیر متمرکز‌سازی و یا (۴) توافق روی یک راه‌کار انتقالی همچون حکومت موقت خواهد بود.

یافته‌های این پژوهش در زمینه حل سیاسی منازعه‌ افغانستان نشان می‌دهد که در مقطع کنونی چشم‌انداز حل سیاسی منازعه‌ این کشور در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت، بغرنج و پیچیده است. در حالی‌که بن‌بست نظامی شرط لازمی حل‌سیاسی منازعه است اما این شرط کافی نیست. اگر نیروی شورشی ایدیولوژیک باشد و در میدان نبرد بن‌بست نظامی را به سود خودش بداند، به هیچ وجه به مشارکت قدرت یا شرکت در انتخابات راضی نمی‌شود.

برعکس ایالات متحده که از بن‌بست نظامی دردآور رنج می‌برد٬ طالبان این بن‌بست را به سود خویش می‌دانند. در عین حال٬ با کمتر از پنج ماه تا انتخابات ریاست جمهوری٬ حکومت بر سر اقتدار هم به هیچ راه‌حلی غیر از شرکت شورشیان در انتخابات ریاست جمهوری راضی نمی‌شود. می‌دانیم که تداوم و پایداری نظام دموکراتیک کنونی به انجام انتخابات آزاد و سرتاسری پیوند دارد٬ اما این را هم نباید فراموش کنیم که در یک بستر شکننده‌ای هم‌چون افغانستان، انتخابات الزاما به یک حل سیاسی همه‌شمول و باثبات نمی‌انجامد. بلاخره٬ شرایطی که برای شکل‌گیری یک فرآیند انتقالی و تشکیل حکومت موقت لازم است،‌ تا هنوز فراهم نشده است. این شرایط قرار ذیل اند:

طالبان

منبع تصویر، Getty Images

نخست، برای یک ایجاد حکومت موقت وجود نهاد های با ثبات و مستحکم دولت شرط اساسی است. همچنین نباید نهاد دولت در مذاکرات با شورشیان دور زده شود. برخلاف این امر، نهاد های دولتی افغانستان به شدت ضعیف و لرزان اند و بسیاری از جناح‌های سیاسی٬ دولت را در تماس با طالبان دور زده اند.

دوم، حکومت بر حال به رغم ضعف‌های که دارد مشروعیت‌اش را نباخته باشد٬ گروه‌های سیاسی به مشروعیت‌اش صدمه نزده باشند و دولت کنترول انحصاری قابل توجه به افزار اعمال خشونت داشته باشد. متاسفانه مشروعیت حکومت بر سر اقتدار از جانب گروه‌های سیاسی زیر سوال ‌رفته است. گفتگوهای اخیر ایالات متحده با طالبان هم به مشروعیت حکومت آسیب وارد کرده است. گفتگوی گروه‌های سیاسی افغانستان با طالبان یا موافقت با آن‌چه که گفتگوهای بین‌الافغانی خوانده‌ می‌شود نیز نوعی دور زدن دولت است. به این اساس٬ نباید دولت در حد یک گروه تنزیل کند. مذاکره با طالبان باید دولت‌محور باشد.

سوم، حامیان خارجی گروه‌های درگیر بایستی به صورت مشترک خواستار پایان جنگ باشند و بر گروه‌های درگیر فشار بیاورند تا مذاکره کنند. در مقطع کنونی میزان دخالت بازی‌گران خارجی بسیار بالا است و گروه‌های درگیر حامیان خارجی دارند. از طرف دیگر حامیان خارجی طالبان نیز در سال‌های اخیر افزایش یافته است. پاکستان و سرمایه‌داران عرب کشورهای خلیج فارس حامی سنتی گروه طالبان اند، اما در این آواخر کشورهای دیگر منطقه هم مبدل به حامیان طالبان شده اند. سوال بسیار مهم این است که حامیان خارجی گروه طالبان تا چه اندازه حاضر اند از روند صلح از طریق ایجاد حکومت موقت حمایت کنند؟ به همین ترتیب٬ نمی‌توان نقش ایالات متحده را که حامی دولت افغانستان است، نادیده گرفت. امریکا در حال حاضر با طالبان مشغول گفتگو است. اگر این گفتگوها گسترده شود و در آن به تشکیل حکومت موقت توافق شود، نقش ایالات متحده در اجرایی کردن آن توافق خیلی مهم خواهد بود.

شرط چهارم این است که طرف‌های درگیر هم دیگر را بپذیرند و اراده‌ی سیاسی لازم برای پذیرش هم‌دیگر داشته باشند. حکومت افغانستان و دیگر نیروهای سیاسی، می‌خواهند که طالبان را به عنوان بخشی از دموکراسی نماینده‌گی قبول کنند. اما تا حال نشانه‌ای دیده نشده است تا مطمین شویم که گروه طالبان هم دموکراسی نمایندگی را می‌پذیرند. آن‌ها عملا از پذیرفتن حکومت افغانستان به عنوان یک طرف منازعه انکار می‌کنند.

پنجم، گروه‌های سیاسی و جناح‌های درگیر به رغم فاصله‌ای که به لحاظ فکری و سیاسی از هم‌دیگر دارند، روی یک چهره برای ریاست حکومت موقت توافق کنند و بعد به تصمیم‌گیری و اعتبار سیاسی او احترام بگذارند. یافتن یک شخص قابل قبول برای همه‌ی گروه‌های سیاسی و قومی افغانستان اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است.

به این اساس٬ تشکیل حکومت موقت و یا شامل ساختن طالبان در نظامی که توازن قدرت و مشروعیت‌اش زیر سئوال است، شکنندگی نظام را بیشتر خواهد کرد. با در نظر داشت ترس رو به افزایش که توافق احتمالی با طالبان کل دستاوردهای دمکراتیک و نظم سیاسی را به خطر بیاندازد، لازم است که در تلاش‌های صلح از هر نوع شتاب‌زدگی عجولانه خودداری شود. هر شکلی از حل سیاسی که در پایان کار به دست می‌آید باید برای دموکراسی‌سازی و دولت‌سازی مفید واقع شود، نه برعکس. از اینرو، لازم است که در قدم نخست به قانون اساسی افغانستان و مشارکت سیاسی توجه شود. چون ممکن است یک بخش عمده مسئله افغانستان با تعدیل قانون اساسی و توزیع بیشتر قدرت به صورت عمودی از پایتخت به ولایات و حکومت محلی، و افقی بین سه قوه دولت حل شود.