http://www.bbcpersian.com

21:35 گرينويچ - جمعه 17 مارس 2006

بهزاد بلور

مجموعه شعر "گاوها" از افشين بابازاده

افشین بابازاده از شاعران جوان و نوسرای لندنه که در این بیست سال گذشته کلی برای معرفی شاعران روز زحمت کشیده.

کتاب چاپ کرده، جلسه های شعر گذاشته یا حتی برنامه های شعر و موسیقی درجه یک برگزار کرده که از جوون شیک مد روزی تا اهل ادب اخمو، تماشاچیاش بودن.

افشین خودش هم کتابهای شعر متعددی چاپ کرده که شاعران حرفه ای و صاحب سبک رو یا شیفته کرده یا منزجر!

یکی از کتابهای جدیدی که بزودی چاپ می شه مجموعه "گاوها"ی افشینه که خدا رحم کنه منظورش چیه!

این گفتگو را بشنوید.

از مجموعه گاوها (در دست چاپ)

گاو
گاو از کانديدهای رياست جمهوری وحشت می کند
گوشه طويله علفش را می خورد
گاو ما ما می کند:
درود بر هرج و مرج علفزار
درود بر هرج و مرج طويله
و چريدن
مرگ بر جمهوری و
انتخابات
ما ما
گاويا از اين ها بهراسيد
پوست رفيقم کفش و کلاه شد
به گوسپندان بگوييد
قربانی نشويد

گاو
از سر سادگی شما را نديد
گاو از سر سادگی تسليم مرگ شد
گاويا !
گاو را حلال کردند
کار از کار گذشته
ما ما ما ما ما

*******

در یک مراسم عجیب و غریب! نشستم پای دکلمه شعرهاش. در اتاق نیما مینا استاد دانشگاه شرق شناسی لندن.

بین ستون کتابها که با یک تلنگر می ریخت رو سرمون، با صدای گیتار دکتر مینا با افشین حرف زدم و از گاوهاش پرسیدم:

در مورد گاوها

افشين: اين گاوها از لابلای شعرهای شش هفت سال پيش سر درآورده اند. خوب چرا گاو و نه کفتار، کبک و يا خروس؟

سرآغازش ماجرای ساختمانی است در يک شهر، که سر ستونهاش با گاوهای باستانی طراحی شده بود که از قرار بدستور امام جمعه شهر اين گاوها پايين کشيده می شوند.

پس از ديدن ساختمان اين گاوها خودبخود مشغله ذهنی من شدند. به آنها فکر می کردم و در آغاز اين درگيری يادداشتهايی برای شعرها برمی داشتم که در اين گيرودار فرم بيانی اش را هم پيدا کردم.

برای انتشار کتاب گاوها لازم می ديدم تا طرح و يا عکسی از گاو برای هر قطعه در نظر گرفته شود.

از آنجايی که هر کدام اين گاوها در شعرهای من با يک موضوع اجتماعی ربط پيدا می کنند،
انتخاب طرح و يا عکس هم به اندازه ساختن هر کدام از گاوها دقت و توجه ويژه ای می خواست.

البته جای اعتراف است که بيشتر طرحها از روی صفحات اينترنتی گرفته شده. انتخاب و تغييرات جزئی طرحها يک سالی بدرازا کشيد. شعرها در سال ۲۰۰۵ در سايت ايرانيان توسط اسماعيل نوری اعلا برای نخستين بار معرفی شد و دست چينی از آنها هم در نشريه ادبی عصر پنجشنبه شيراز به همت شهريار مندنی پور منتشر شد.

آخر اينکه اينها نقدهای سياسی – فرهنگی من هستند، چه آنجا که در مورد شعر ما ما ما می شود و يا خبر مرگ حسنک می آيد و يا وقتی گاو از چنگک قصابها وحشت می کند....

*******

گاو

گاو می خواهد
شما را در دادگاه لاهه ببيند
شما را پای ميز محاکمه ببيند
گاو يک سوال دارد
چگونه مرا کباب کرديد وخورديد
حالا ادعای سبزی خواری می کنيد

گاو

گاو خسته و
بی حساب می چرد
چون اپوزوسيون
که در آسمانها غوغا ميکند
شوق چريدنش را کسی نمی فهمد
از پستانش شير نمی آيد
م ....م .....م
گاو از سردر قصابی ها می ترسد

گاو

گاو چند صفحه ای روزنامه جويد
خوشش آمد
گاو مدتی است
روزنامه های توقيف شده را می جود
گاو مدتی است
قهرمان ملی شده

گاو

گاو بليط می خرد
سوار هواپيما
در سرزمين خود پياده می شود
يواشکی
دور از ريش نامرتب قوانين
عرق خانگی می خرد
برای ويسکی چانه می زند
و سپس در چهار ديواريها
دور از گاوهايی
با گاوهايی
مستانه می چرد

گاو

برای گاو
جمعه معنی ندارد
جمعه وجود ندارد
گاو
شش روز هفته را می چرد
روز هفتم
از صفحه هفتم
به چريدن در آسمان هفتم می رسد

گاو
گاو با لباس سياه از روی تپه پايين آمد
چند گاو سياه پوش همراهش بودند
آرام و
گام پشت گام
با چشمانی درشت و
غمگين
به ننه حسن نگاه کردند
گاوها ما ما ما کردند:
حسنک را گشتند
ننه حسنک
پوست خربزه و
خيار
ريخت جلويشان
ننه حسنک
جيغ کشيد
ح................

...........س ................

.........نک

گاو

گاو تاريخی داشت:
با تمدنی بزرگ
شکوهمند
در معبدهايش عبادت می کرد
در قصرهايش فرمان جنگ و دوستی می داد
دوازده ماه سال را جشن می گرفت
هزار سالی است
گاو مانده با جشنهای ساده
هر روز
با ديگر گاوها
دربدر
در چمنزارها می چرد