18:27 گرينويچ - جمعه 03 مارس 2006
تنظيم متن خلاصه شده: سينا سعدی
بابک احمدی اواخر بهمن ماه در انتشارات فرزان روز درباره فلسفه اخلاق و اخلاق پزشکی در ایران سخنرانی کرد.
جمع کوچکی از فرهیختگان و روشنفکران ایرانی از جمله داریوش شایگان، عزت الله فولادوند، کامران فانی و دیگران در این سخنرانی حضور داشتند. موضوع سخنرانی بکر و تازه بود، و شیوه برخورد با قضیه مرگ و زندگی را در دنیای مدرن و دنیای عقب افتاده، در قالب اتانازی و سقط جنین مطرح می کرد. تازگی موضوع، سبب شد خلاصه ای از آن تهیه کنیم که در اینجا می خوانید:
در قرون وسطی هم رابطه پزشکی و فلسفه باقی ماند. در فرهنگ خودمان دو غول بزرگ فکری ما، رازی و ابن سینا، هم فیلسوف بودند، هم پزشک. اما این رابطه در فرهنگ ایرانی قطع شد. بخصوص از دوره مدرن، از انقلاب مشروطه به این سو، به ندرت پزشک روشنفکر می بینید یا روشنفکرانی که توجه به گفتمان پزشکی داشته اند.
یکی از جنبه های اصلی اخلاق پزشکی این است که ما عاقبت می توانیم بر مسأله حساسی انگشت بگذاریم که به زندگی کردن و زیستن در این جهان مربوط می شود. بنا به اخلاق من که چنین زندگی می کنم و در این شرایط تاریخی زندگی می کنم، آگاهی از مرگ، امر حیاتی است.
قرار است که برای آدم این حقوق را قائل باشیم که برای زندگی خودش به عنوان یک انسان تصمیم بگیرد و این آدم زن باشد و قرار باشد که او مساوی مرد باشد، مجبوریم این را هم بپذیریم که او درباره نحوه زیستن بعد از این خود در دنیا تصمیم بگیرد.
ما به آدم می گوییم حق دارد زنده باشد، چطور می توانیم بگوییم حق ندارد بمیرد؟ جایی که یک آدم خسته شد و به آخر راه رسید نه فقط حق دارد برود بلکه ما هم حق داریم کمکش کنیم که برود.