21:52 گرينويچ - جمعه 14 اکتبر 2005
این هم عکس ها و خاطرات هواداران روز هفتمی! شما هم اگر خاطره جالبی از یک عکس دارید اون رو به همراه یک توضیح کوتاه برامون بفرستید.
خواهرم .....آخرين سالی که با هم بوديم
در حال حفر يک فقره قبر در دانشگاه مهاباد بعنوان تکليف درسی!
از ماموريت اومدم همان شب با خانمم و دو تا خواهرش ( که دو قلو هستند ) ماشين بابای باجناقم را از توی پارکينگ دزديديم رفتيم شهر بازی و نيمه شب بی سروصدا گذاشتيمش سرجاش. فقط دوربينمون را تو ماشين جا گذاشتيم! (مهر ۸۴)
من و دوستم در مسکو
بله اقا به اروپا خوش امدين من و دوستام سال اول زندگی تو لندن.
من و همسر عزيزم. آتشگاه خرم آباد.
آتن اکروپلی ۲۰۰۴
وحيد و وهاب پشت حوله!!!