01:51 گرينويچ - شنبه 01 اکتبر 2005
این هم عکس ها و خاطرات هواداران روز هفتمی! شما هم اگر خاطره جالبی از یک عکس دارید اون رو به همراه یک توضیح کوتاه برامون بفرستید.
يه روز گرم تابستون که من و دوستام رفتيم کنار رودخونه دز و کلی گفتيم و خنديديم. از سمت راست : مجتبی، مجتبی، سيامک و محمد. البته من خودم پشت دوربين هستم!
عشق درامز
بد از اجرای بچه ها تو کالج. هانگری!
يکی از دوستام داشت از ايران ميرفت شبش با دختر خاله ام باهاش رفتيم بيرون وقتی از ماشين پياده شد که بنزين بزنه من و دختر خاله ام با دوربينش اين عکسو گرفتيم
بيليارد
من و سپيد در ايران
دو دوست نارنجی با صدف برای زرتشت داداشی
من از کسانی هستم که سال ۲۰۰۱ از استراليا به اندنيزی برگشت خورديم و در جزيريه بنام ( لمبوک ) بوديم.و اين عکس يادگاری از دوستانی هست که همه در ۱ تابوت ( کشتی ) مدت ۲۰ روز مانديم دور از آب و حتی غذا. و حالا بعد از ۴ سال من به اينجا و بعضی در اندونزی و کانادا و دانمارک و ديگری در سويد بسر ميبرد. و اين عکس يادگار زندگی بسيار تلخ و شيرينم هست.
من و دخترم آريسا, در مسابقه فوتبال ايران و ژاپن, در شهر يوکوهاما. ژاپن
اينجا آمستردام و با دوستم مجيد و خواهراش هستيم. همگی بايد سفيد ميپوشيديم. (کنسرت به يادموندنی بود)