مدایح با صله؛ چرا کسی جشنواره شعر فجر را نمی‌شناسد؟

ایران

منبع تصویر، Mehr

توضیح تصویر، وزیر شدن محمدحسین صفار هرندی، یکی از اعضای قدیمی سپاه پاسداران و عضو هیات تحریریه روزنامه کیهان نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در وزارت فرهنگ و ارشاد نگرانی نویسندگان و شاعران را زیاد کرده بود
    • نویسنده, رضا نوری
    • شغل, روزنامه نگار
  • منتشر شده در

جشنواره شعر فجر که چهاردهمین دوره آن شامگاه ۱۲ دیماه در اصفهان آغاز به کار کرد و قرار است روز شنبه ۱۲ بهمن، در شهر زاهدان با حضور عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پایان یاید، چندان برای مردم ایران شناخته شده نیست.

شاعران و ادیبان ایران نیز، به غیر از آن دسته که نزدیک به مراکز دولتی و حکومتی هستند، برای این جشنواره اهمیت و اعتبار چندانی قائل نیستند.

این را که چرا جشنواره شعر فجر طی چهارده سال گذشته، به شهرت و اعتبار نسبی دیگر جشنواره‌های فجر نرسیده، باید در چگونگی تأسیس و سیاست‌های حاکم بر آن طی این سال‌ها جست‌وجو کرد.

ایران
توضیح تصویر، جشنواره شعر فجر که چهاردهمین دوره آن شامگاه ۱۲ دیماه در اصفهان آغاز به کار کرد و قرار است روز شنبه ۱۲ بهمن، در شهر زاهدان با حضور عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پایان یاید، چندان برای مردم ایران شناخته شده نیست

زاده دولت احمدی نژاد

جشنواره شعر فجر، زاده دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و سیاست‌های فرهنگی، یا به قول منتقدانش، سیاست‌های "ضدفرهنگی" دولت اوست.

در سال ۱۳۸۴، فضای فرهنگی و هنری کشور که هشت سال نسبتا آزادتری را در جمهوری اسلامی گذرانده بود، شدیدا متشنج بود و هنرمندان و نویسندگان از بازگشت دوران سکوت و سرکوب و وحشت و قتل که در دهه های شصت و هفتاد در ایران حکمفرما شده بود، نگران بودند.

وزیر شدن محمدحسین صفار هرندی، یکی از اعضای قدیمی سپاه پاسداران و عضو هیات تحریریه روزنامه کیهان نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی، در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این نگرانی‌ها را شدیدتر کرده بود.

از سوی دیگر، سال‌های آغازین ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، همزمان بود با دوران "ترسالی" دولت ایران از نظر درآمدهای نفتی. دست احمدی‌نژاد از نظر مالی برای اجرای شعارهای عامه‌پسند خود نسبتا باز بود، اما او و دولتش به ویژه در حوزه فرهنگ و هنر و کتاب، برنامه‌ای نداشتند.

در حوزه کتاب و ادبیات، اولین سیاستی که وزیر جدید دولت جدید در دستور کار قرار داد، "تجلیل" یا "بزرگداشت" شاعران و نویسندگانی بود که از نظر سیاسی و عقیدتی نزدیک به حکومت به شمار می‌رفتند. این سیاست دولت با استقبال این نویسندگان و شاعران نیز مواجه شد، زیرا آنان تصور می‌کردند که به مدت "هشت سال" از سوی مسئولان دولت محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین، مورد "بی‌مهری" قرار می‌گرفتند.

مثلا در یک اقدام کاملا غیرمعمول، مسئولان جدید وزارت ارشاد در اولین دوره‌ای که قرار بود رئیس جمهور نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را افتتاح کند، بدون هیچ معیار داوری از قبل اعلام‌شده‌ای به پنج نویسنده نزدیک به ایدئولوژی حکومتی لوح تقدیر و سکه‌های طلا دادند: داوود غفارزادگان، احمد دهقان، مصطفی مستور، محسن مومنی و محمدرضا بایرامی.

همچنین وزارت ارشاد به تاسیس جوایز، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌هایی پرداخت که بودجه‌های سنگینی برای آنها در نظر گرفته شد؛ از نمایشگاه‌های استانی کتاب، تا جوایزی مثل جایزه جلال آل‌احمد که با اهدای ۱۱۰ سکه به برگزیدگانش به عنوان "گران‌ترین جایزه ادبی" ایران شناخته شد.

همچنین جوایز پرهزینه‌ای مثل جایزه دوسالانه پروین اعتصامی، که در دوران دولت قبلی پایه‌گذاری شده بود، با حمایت بیشتری مواجه شد و محسن پرویز، معاون جدید امورفرهنگی وزارت ارشاد از تلاش برای "سالانه" برگزار کردن آن خبر داد.

این جشنواره‌ها و جایزه‌ها، نه تنها همگی دارای سیاستی یکسان بودند، بلکه برگزارکنندگان آن هم یکی بود. مثلا در دوره‌ای، محمدعلی رمضانی فرانی همزمان دبیر جایزه‌های "کتاب سال جمهوری اسلامی ایران"، "جلال آل‌احمد" و دیگر جایزه‌های خانه‌ کتاب از جمله "فصل" و "پروین اعتصامی" بود.

با این که گاهی تلاش می‌شد با به کار گرفتن داوران غیردولتی، "انگ" دولتی بودن این جوایز تاحدودی کمرنگ شود، اما آنچه در پایان به عنوان نتایج یا برگزیدگان به دست می‌آمد، فراتر از اراده داوران بود.

به عنوان نمونه، فتح‌الله بی‌‌نیاز، منتقد ادبی و از داوران اولین دوره برگزاری جایزه‌ ادبی پروین اعتصامی در دوران احمدی‌نژاد، با انتشار یادداشتی نوشت: "در نتایج اعلام‌شده‌ این جایزه تغییراتی به‌وجود آمده و کسانی آرای خود را به نام داوران اصلی اعلام کرده‌اند."

شعر
توضیح تصویر، اولین دوره جشنواره شعر فجر سال ۱۳۸۵ به دبیری علیرضا قزوه، شاعر نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران، با هدف "انتقال ارزش‌های انقلاب اسلامی" و با بخش‌هایی مثل "امام و انقلاب" و "آیینی" برگزار شد./ شعر خوانی در بیت رهبر ایران

اختلاف میان "شاعران انقلاب"

اولین دوره جشنواره شعر فجر سال ۱۳۸۵ به دبیری علیرضا قزوه، شاعر نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران، با هدف "انتقال ارزش‌های انقلاب اسلامی" و با بخش‌هایی مثل "امام و انقلاب" و "آیینی" برگزار شد.

اما سایه دولتی بودن، آن هم در حوزه شعر که حساسیت‌ها درباره نزدیک شدن آن به حکومت شدید است، از همان ابتدا بر این جشنواره سنگینی می‌کرد. در این شرایط، مسئولان جشنواره تلاش داشتند بگویند که دولتی بودن این جشنواره، نقطه ضعفی برای آن نیست.

درحالیکه در آن دوران، جوایز شعر خصوصی معتبری، مثل جایزه شعر امروز ایران(نشریه کارنامه) جایزه بیژن جلالی( در دوران احمدی نژاد متوقف شد) و جایزه شعر خبرنگاران(همچنان ادامه دارد) برگزار می شد، علیرضا قزوه، با بیان این که "مگر جایزه غیردولتی هم داریم"، گفت: "عنوان دولتی روی جایزه و جشنواره، توهین به نویسنده و شاعر است و این کار را از طرف کسانی مثل متولیان مطبوعات و خبرگزاری‌ها، توهین می‌دانم."

همچنین محسن پرویز، معاون فرهنگی وقت وزارت ارشاد، در یک نشست خبری جشنواره‌ شعر فجر گفت:"تقسیم‌بندی جشنواره‌ها به دولتی و غیردولتی درست نیست."

با این که این جشنواره گویی در حد و اندازه شاعران نزدیک به حکومت تأسیس شده بود، اما بسیاری از این شاعران، از بیان صریح انتقاد خود ابایی نداشتند. گاهی حتی این نقد از زبان برندگان و برگزیدگان جشنواره بود.

به عنوان نمونه، بلافاصله پس از پایان اولین دور جشنواره شعر فجر، طاهره صفارزاده، شاعر مذهبی که برگزیده این جشنواره شده بود، گفت: "جشنواره‌ فاقد پژوهش و تاریخچه‌ شعر انقلاب، فاقد عرضه‌ نمونه‌های شعر موفق و شرح و روند پیشرفت علمی و هنری شاعران چند نسل بود. در این جشنواره، تنها چند غزل متوسط خوانده شد؛ همین!"

بیشتر بخوانید:

محمدامین جعفری، یکی از برندگان دوره چهارم جشنواره‌ شعر فجر هم گفت که این جشنواره "فقط یک جریان فکری را مورد توجه قرار داد." عبدالجواد موسوی، از شاعران حوزه هنری هم گفت که "جشنواره‌ شعر فجر تعریف درستی ندارد و فلسفه‌ وجودی آن ناقص و نامشخص است."

سعید بیابانکی، شاعر شاغل در حوزه هنری نیز با انتشار مقاله‌ای در نشریه سوره، متعلق به حوزه هنری، نوشت که یکی از دلایل عدم اهمیت این جشنواره، وجود همایش‌ها و جشنواره‌هایی مانند "کنگره شعر دفاع مقدس، جشنواره شعر رضوی و شب شعر عاشورا" است که شاعران حاضر در جشنواره شعر فجر همان شاعران حاضر در این جشنواره‌ها هستند و تنها ویژگی جشنواره شعر فجر "جوایز پر و پیمان‌تر" است.

اوجی

منبع تصویر، iSna

توضیح تصویر، منصور اوجی، دیگر شاعر ایرانی نیز بر سانسور حاکم بر فضای ادبی ایران تأکید کرد و گفت: "درحالی‌که کتاب‌های‌مان منتظر مجوز نشرند و با سانسور مواجه‌ایم، چه توقعی از برگزاری این جشنواره داریم. شعری هم که از دولتی‌ها جایزه بگیرد، احتمالا بیش‌تر شعار خواهد بود. درحالی‌که شعر ناب، شعار نیست."

سکوت شاعران مستقل

در حالی که جوایز خصوصی و غیردولتی ادبی، در دوران محمود احمدی‌نژاد با محدودیت گسترده مواجه شدند، از همان ابتدای فعالیت این جشنواره، شاعران مستقل با سکوت یا انتقادهای پراکنده، تلاش کردند که اعتراض خود را نسبت به شرایط موجود و برگزاری چنین جشنواره‌ای بیان کنند.

در همان سال اول، شمس لنگرودی، شاعر و پژوهشگر، که نامش به‌عنوان نامزد بخش شعر سپپد و نیمایی جشنواره شعر فجر اعلام شده بود، در یادداشتی با عنوان |دیر آمدی موسی"، این نامزدی را رد کرد و نوشت: "چند روزی است که تلفنی و حضوری از من از جایزه‌ای پرسش می‌شود که گویا من نیز کاندیدای آن جایزه بوده‌ام. من هرگز شخصا کاندیدای هیچ جایزه‌ دولتی نبوده و نیستم و نخواهم بود."

او تاکید کرد: "دلیل روشن است. در وضعیتی که از فرط انواع مضیقه‌ها بسیاری از شاعران و نویسندگان هرگز فرصت چاپ کتابی را پیدا نکردند و به دنیا نیامده، مرده‌اند، چگونه می‌توانم کاندیدای جایزه‌ ایشان شوم؟"

منصور اوجی، دیگر شاعر ایرانی نیز بر سانسور حاکم بر فضای ادبی ایران تأکید کرد و گفت: "درحالی‌که کتاب‌های‌مان منتظر مجوز نشرند و با سانسور مواجه‌ایم، چه توقعی از برگزاری این جشنواره داریم. شعری هم که از دولتی‌ها جایزه بگیرد، احتمالا بیش‌تر شعار خواهد بود. درحالی‌که شعر ناب، شعار نیست."

این شاعر شیرازی با ابراز ناامیدی از این جشنواره ادامه داد: "شعر را باید به‌عنوان شعر نگاه کنیم، نه این‌که از آن کاری بخواهیم. وقتی ایدئولوژی را دخالت دهیم، یک‌سری خودبه‌خود کنار می‌روند و برخورد با سلیقه و گرایش خواهد بود، و به این دلیل است که خوش‌بین نیستم."

رویایی
توضیح تصویر، یدالله رؤیایی، در یادداشت کوتاهی درباره جنجال های جشنواره شعر فجرنوشت: "هر وقت آزادی به ایران برگردد من هم بر‌می‌گردم."

"مورد عجیب" یدالله رؤیایی

دولتی بودن، تنها مشکل جشنواره شعر فجر نبوده است. بی‌برنامگی و فقدان یک تعریف مشخص حتی برای برگزارکنندگان آن، آشفتگی‌های این جشنواره را هر سال چندبرابر کرده است.

مسئولان وزارت ارشاد، خود در زمینه دبیرخانه این جشنواره سردرگم بودند. مثلا محسن پرویز، معاون وقت وزیر ارشاد خواستار تبدیل دبیرخانه‌ جشنواره‌ شعر فجر به شورای شعر شد؛ طرحی که هیچ گاه عملی نشد. یا فاضل نظری، دبیر سومین جشنواره‌ شعر فجر گفت که "جشنواره‌ی شعر فجر امسال پس از اختتامیه هم ادامه دارد".

با این حال، اکنون مسئولان این جشنواره به این نتیجه رسیده‌اند که "مبنای انتخاب جشنواره شعر فجر بهترین کتاب‌های شعر سال" باشد. سعید بیابانکی، دبیر چهاردهمین جشنواره شعر فجر، در مراسم افتتاحیه این دوره از جشنواره گفت: "سال‌های اولیه، شیوه برگزاری این جشنواره متفاوت بود اما به مرور رشد کرد و چند سالی است که شکل مدونی پیدا کرده."

بر اساس فراخوانی که امسال منتشر شد، "کتاب‌هایی که با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران، برای اولین بار در سال ۱۳۹۷ در داخل کشور به چاپ رسیده‌اند"، می‌توانستند در این جشنواره شرکت کنند.

اما به غیر از اعمال سانسور بر آثار شعری که همچنان ادامه دارد، باز هم هیچ شاعر مطرح مستقلی در این دوره از جشنواره شرکت نکرده است

نماد این آشفتگی و بی‌برنامگی، جنجالی بود که در دعوت از یدالله رؤیایی، شاعر ایرانی ساکن پاریس ایجاد شد.

اواخر سال ۱۳۹۲، رسانه‌های ایران از دعوت اتاق فکر جشنواره شعر از یدالله رویایی خبر دادند. انتشار این خبر، واکنش خبرگزاری فارس و روزنامه‌کیهان را به دنبال داشت و در نهایت دست‌اندرکاران جشنواره این دعوت را پس گرفتند.

علیرضا قزوه در این باره گفت: "امسال سال نفرین شعر انقلاب بود. برخی می‌خواستند یدالله رویایی آن شاعر هتاک به امام خمینی را به ایران دعوت کنند آن هم بدون اجازه شورای سیاستگذاری جشنواره شعر فجر. می‌خواستند تا از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند اما آقای [حسین] اسرافیلی بود که در دفاع از شعر انقلاب در جلسه شورا مانع از این کار شد."

یدالله رؤیایی، خود در یادداشت کوتاهی به این جنجال واکنش نشان داد و نوشت: "هر وقت آزادی به ایران برگردد من هم بر‌می‌گردم."