نه استارباکس، نه مکدونالد؛ نیمه شب در کافه پاریسی

منبع تصویر، LUCAS BARIOULET/Getty
- نویسنده, رضا نوری
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
شاید هیچ چیز برای یک فرانسوی برخورندهتر از این نباشد که بگویی "پاریس دیگر پاریس نیست"؛ جملهای که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا چندی پیش به زبان آورد، برخلاف هموطنان آمریکاییاش که در طول تاریخ، بیشتر از هر ملتی پاریس را ستایش کردهاند.
برای این که پاریس همواره پاریس بماند، تلاشهای زیادی شده؛ از اهمیت دادن به پاریس در همان اوایل قرون وسطی گرفته تا اصلاحات و بازسازی مهم هوسمان شهردار پاریس در قرن نوزدهم که معماری کنونی و بینظیر شهر مدیون اوست.
اکنون نیز اولین شهردار زن پاریس که از حزب سوسیالیست برآمده، قصد دارد پاریس را از نظر سیاستهای محیط زیستی، به الگویی برای کلانشهرهای قرن بیست و یکم تبدیل کند.
کافهها یا هنر زندگی پاریسی
بالزاک، نویسنده قرن نوزدهم فرانسه روزی میگفت "پیشخوان یک کافه، پارلمان ملت است"، اما به نظر میرسد که این پارلمان در آستانه انحلال قرار گرفته است.
یک انجمن غیردولتی در پاریس خواستار ثبت کافهتراسها و بیستروهای این شهر در فهرست میراث جهانی یونسکو (سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد) شده تا "این مکانهای صمیمی که حامل فرهنگ واقعی مردمی است" از خطر نابودی در امان بماند.
"انجمن برای ثبت کافهتراسها و بیستروهای پاریس در فهرست میراث معنوی به دلیل هنر زندگیشان" قرار است در ماه سپتامبر، یعنی تا دو سه هفته دیگر، پرونده خود در این زمینه را به وزارت فرهنگ فرانسه ارائه کند.
وزارت فرهنگ فرانسه مسئول ارائه نامزدی مکانهای تاریخی و فرهنگی این کشور به یونسکو برای ثبت در فهرست جهانی این سازمان است.
اگر همه چیز طبق خواسته "انجمن برای ثبت کافهتراسها و ..." پیش رود، وزارت فرهنگ فرانسه در ماه مارس ۲۰۱۹ این درخواست را به یونسکو ارائه میدهد و کمیته بررسی یونسکو نیز در دسامبر یا ژانویه آیندهاش در این زمینه تصمیمگیری خواهد کرد.
درخواست این انجمن غیردولتی با حمایت جمعی از هنرمندان و بازیگران معروف فرانسوی نظیر ژاک وبر، پیر آردیتی، ژان پیر داروسین، ژان میشل ریب و ... مواجه شده است.
همچنین شهرداری پاریس اعلام کرده که از ابتکار ثبت کافههای پاریس در فهرست جهانی یونسکو حمایت میکند.
آلن فونتن، صاحب کافه رستوران "مستوره" در محله بورس پاریس و رئیس این انجمن گفته که درخواست برای ثبت کافهتراسها و بیستروهای پاریس در فهرست یونسکو به این دلیل است که روز به روز مظاهر و مکانهای شهری به سمت "استاندارد شدن" و یکسانسازی میرود.
او معتقد است که در این شرایط، کافهتراسها و بیستروها که قدمتی طولانی دارد، در رقابت تجاری با کافهها و رستورانهای بزرگ جهانی، از مکدونالد و استارباکس آمریکایی گرفته تا کافه-قنادیهای زنجیرهای فرانسوی، عقب مانده و در معرض خطر نابودی است.
آلن فونتن از "کرایههای فوقالعاده گران" به عنوان مهمترین مانع در راه باقی ماندن این مکانها نام برده است.
این کافهدار پاریسی با تأکید بر این که تأثیرگذاری کافهها و بیستروهای پاریس از مرزهای فرانسه فراتر رفته، در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه با اشاره به عنوان کتاب معروف ارنست همینگوی، نویسنده آمریکایی، گفته که "اگر پاریس جشن بیکران است، به این دلیل است که هنوز کافهها و بیستروهایش وجود دارد."
او اضافه کرده که پس از حملات تروریستی سیزدهم نوامبر ۲۰۱۵ که منجر به کشته شدن ۱۳۰ نفر شد، "پاریسیها کافهتراسها را پر کردند تا نشان دهند به این مکانها میآیند که سمبل هنر زندگی و آزادی" است.

منبع تصویر، Getty Images
کاهش تعداد کافههای پاریس
درخواست برای ثبت کافهتراسها و بیستروهای پاریس در فهرست جهانی در حالی است که تعداد این مکانها از نیمه دوم قرن بیستم به این سو، به ویژه در ده سال گذشته به شدت کاهش یافته است.
بر اساس یک تحقیق در این زمینه، از میان ۱۴ هزار مکان عرضه غذا و نوشیدنی در پاریس، بیستروها فقط هفت درصد این مکانها را تشکیل میدهند. در صورتی که این رقم در بیست سال پیش، ۲۵ تا ۳۰ درصد بود.
پاریسنشینهایی که سنشان کمی بیشتر است، به خوبی به یاد میآورند که چگونه کافههای قدیمی یا حتی کتابفروشیها به رستوران و بوتیک تبدیل شدند.
این در حالی است که اگر پای گردشگری - حتی در سفر کوتاه - به پاریس برسد، ممکن است از لذت دیدن موزه لوور یا هیجان بالا رفتن از برج ایفل بگذرد، اما وسوسه نشستن در یکی از کافههای پاریس او را رها نمیکند.
نویسندههای فرانسوی کافههای پاریس را وارد متون ادبیشان کرده و شاعران و ترانهسرایان نیز در مدح این کافهها چه شعرها و چه ترانههایی که نسرودهاند.
همچنین کافههای پاریس سالانه لوکیشن صدها فیلم و سریال فرانسوی و خارجی میشود، از فیلم کارگردانهای آماتور تا بزرگان سینما مثل وودی آلن با فیلم معروفش "نیمهشب در پاریس".
تأکید بر صمیمت و "خانوادگی" بودن محیط کافهها به این دلیل است که به ویژه در قدیم و در محلات کمتر توریستی، کافهدارها ارتباط نزدیکی با مشتریان ثابت خود داشتند.
اکنون نیز در برخی از کافههای پاریس، به ویژه بخش شرقی پایتخت، "هشتاد درصد مشتریان" را مشتریان ثابت تشکیل میدهند.
در قدیم، وجود روزنامههای مجانی، و حالا اینترنت بدون سیم (Wi-Fi)، اگر همراه با یک کنج دنج کافه هم باشد، دستکمی از یک دفتر کار ندارد.
کافی است یکی دو یورو برای نوشیدن یک کافه بدهی و تا هر زمان که بخواهی بنشینی و نگران نباشی که گارسون از تو بخواهد صندلی را خالی کنی.
شاید همهمه کافهها مزاحم به نظر آید، اما چه بسا این همهمه برای خیلی از نویسندگان و فیلسوفان معروف، چه فرانسوی و چه خارجی، موجب تمرکز بوده، زیرا تعدادی از آثار خلاق خود را در این کافهها نوشتهاند.
در پاریس اگر شاعر یا نقاش باشی و بخواهی مکتب ادبی یا هنری جدید راه بیندازی، شاید بهترین جایش همین کافهها باشد، همینطور اگر امپراطور و رئیس جمهور، یا اصلا یکی از رهبران و فعالان اپوزیسیون هر دولتی در جهان باشی، حتما برای قرارهای خصوصی پایت به کافههای پاریس باز میشود. این را تاریخ انقلاب فرانسه و همچنین تاریخ ادبی و هنری این شهر به خوبی نشان میدهد.
چه کافهها و صندلیهایی که با نام چهرههای مهم تاریخی، از ناپلئون و ولتر گرفته تا مارسل پروست و ژان پل سارتر، گره نخورده و چه بیانیههای ادبی، هنری، سیاسی یا حتی حقوقی که در کافههای پاریس امضا نشده است.
شهرت کافههای پاریس به سطح و درجه آنها هم ربطی ندارد. گاهی یک کافه کوچک در کوچهای خلوت به همان اندازه مهم است که کافهای شیک در هتلی پنج ستاره، مثل "بار همینگوی" در هتل-قصر ریتز پاریس که برای نشستن در آن گاهی باید ساعتی منتظر ایستاد.

منبع تصویر، DEA / M. NASCIMENTO
سفرای فرانسوی که جنس چینی میفروشند
اما در پاریس همه منتظر ثبت شدن در فهرست میراث جهانیاند.
البته به این ربطی ندارد که یونسکو مقر خود را در این شهر قرار داده. اساسا فرانسه، آن قدر دارای مکانهای ارزشمند است، که در کنار ایتالیا و اسپانیا یکی از کشورهایی است که بیشترین آثار ثبت شده در فهرست جهانی یونسکو را دارند.
پیشتر شهر پاریس، تا حدودی سهم خود را از قرار گرفتن در این فهرست برده است: در سال ۱۹۹۱ دو حاشیه رود سن که پر است از مکانهای مهم تاریخی و دیدنی، از لوور و نوتردام گرفته تا گران پاله و ایفل، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
از آن تاریخ به صندوقهای آهنی سبزی که در حاشیه رود سن قرار دارند هم توجه بیشتری شد و تسهیلاتی برای بوکینیستها (کتابکهنهفروشان) که این صندوقها را در اختیار دارند، در نظر گرفته شد. به گونهای که اکنون بوکینیستهای سن، تنها کاسبان پاریس هستند که از عوارض شهرداری معافند.
اما این حمایت، انگار کافی نیست. این را میشود از روی آوردن بوکینیستها به فروش چیزهایی غیر از کتاب فهمید.
بحران اقتصادی بوکینیستهای سن، بخشی از بحران کلی کتابفروشی در سراسر دنیاست؛ همان تلاش کتابفروشان و نشریهفروشان که برای یکی شدن دخل و خرج، اگر بتوانند به فروش لوازمالتحریر و حتی سیگار و آدامس پناه میبرند.
بوکینیستها هم اکنون صندوقچههایشان پر شده از طرحهای مناظر یا یادگاریهای کوچک از پاریس برای جلب توجه گردشگران که بیشتر آنها نیز ساخت چین است.
آنان که خود را "سفرای فرهنگ فرانسه" مینامند، خواستار آنند که به طور جداگانه در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شوند.
اولین بوکینیستهای حاشیه رود سن در قرن شانزدهم میلادی کار خود را آغاز کردند. شاید ناپلئون را بتوان قدرتمندترین دوستدار آنان نامید. زیرا در زمان او بود که این صندوقها سامان گرفت و قوانینی برای آنها وضع شد.
همچنین فرانسوا میتران، رئیس جمهوری پیشین فرانسه، از معروفترین مشتریان این بوکینیستها بود. میتران که در کوچه "بیور" در نزدیکی سن خانه داشت، گاهی با محافظانش پیاده از حاشیه سن رد میشد و از بوکینیستها کتاب میخرید.
اما اکنون صاحبان این صندوقها میگویند طی قرون گذشته، هیچ زمانی مثل اکنون، این گونه در معرض خطر نابودی قرار نگرفتهاند.
بیشتر بخوانید:
سختی محیط کار آنها، اگر از کافهدارهای پاریس بیشتر نباشد، کمتر نیست: ایستادن در فضای باز، چه در فصل گرما و چه در زمستان، تنفس دود خودروهایی که از دو متریشان میگذرند و سر و صدای بیامان شهر.
برخی از صندوقداران ترجیح میدهند دورههایی از سال را تعطیل باشند، اما شهرداری پاریس بوکینیستهای سن را موظف کرده که دستکم سه روز در هفته، صندوقهای خود را باز نگهدارند.
همچنین شهرداری ممنوع کرده که بیشتر از یک چهارم صندوقها به فروش محصولاتی به غیر از کتاب اختصاص یابد.
با این حال، تعداد این صندوقها که زمانی به بیش از هشتصد صندوق میرسید، اکنون ۲۳۵ صندوق است که در مسیری به طول سه کیلومتر در دو طرف سن قرار گرفتهاند.
شورای پاریس از طرح ثبت بوکینیستهای سن در فهرست یونسکو حمایت کرده، اما اگر پرونده نامزدی از سوی وزارت فرهنگ تشکیل نشود، روند قانونی این کار آغاز نخواهد شد.
با این حال، صندوقهای سن در چشمانداز این رودخانه همیشه سبز باقی خواهند ماند، هرچند که بیصبرانه در انتظار به رسمیت شناخته شدن به عنوان "بزرگترین کتابفروشی روباز جهان" هستند.































