فیلم «مجمع کاردینال‌ها»؛ روایت دسیسه‌چینی و جاه‌طلبی در پشت پرده انتخاب پاپ

ریف فاینز نقش کاردینال لارنس را بازی می‌کند

منبع تصویر، Focus Features

توضیح تصویر، ریف فاینز نقش کاردینال لارنس را بازی می‌کند که تلاش می‌کند به نتیجه مورد نظرش در انتخاب پاپ جدید دست پیدا کند
    • نویسنده, کارین جیمز
    • شغل, روزنامه‌نگار و منتقد سینما
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

فیلم «مجمع کاردینال‌ها» که بر اساس رمان پرفروش رابرت هریس ساخته شده و نامش برای نامزدی اسکار مطرح است، درباره وقایع پشت پرده انتخاب پاپ است، با تمام دسیسه‌ها، تخریب‌ها و افشاگری‌های آن.

وقتی که جناح‌های رقیب کاردینال‌ها برای انتخاب پاپ بعدی دست به کار می‌شوند، کاردینال بلینی آمریکایی (با بازی استنلی توچی) پیشنهاد استفاده از اسناد دزدیده‌ شده برای تخریب یک رقیب دیگر را رد می‌کند. دلیل این تصمیم او کاملا اخلاقی نیست. او در صحنه‌ای که هوشمندی و طنز داستان مجمع کاردینال‌ها را به نمایش می‌گذارد، می‌گوید: «من با این کار نیکسون پاپ‌ها خواهم شد.»

فیلم ما را به پشت صحنه‌ فرآیندی مرموز و آیینی می‌برد که پس از مرگ یک پاپ در واتیکان رخ می‌دهد، اما آن را به شکل یک داستان سیاسی معاصر و هیجان‌انگیز به تصویر می‌کشد.

ادوارد برگر، که با فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» محصول سال ۲۰۲۲ برنده‌ اسکار بهترین فیلم بین‌المللی شد، این فیلم را با دقت بالا و وفاداری به واقعیت‌های نشست سری مجمع کاردینال‌ها کارگردانی کرده و تعارض اصلی آن را به تصویر کشیده است: این آیین کهن، اکنون در میانه دنیای رسانه‌ای قرن بیست و یکم قرار گرفته است.

این پیوند بین عصر قدیم و جدید در واقع الهام‌بخش رمان پرفروش رابرت هریس در سال ۲۰۱۶ بود که فیلم بر اساس آن ساخته شده است. هریس در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی توضیح می‌دهد که ایده این رمان در سال ۲۰۱۳ به ذهنش رسید. در آن زمان او در حال نوشتن سه‌گانه‌ سیسرون درباره‌ روم باستان بود و هم‌زمان اخبار مربوط به انتخاب پاپ فرانسیس را تماشا می‌کرد.

هریس می‌گوید: «لحظاتی قبل از آن که پاپ جدید روی بالکن ظاهر شود، پنجره‌های اطراف پر از چهره‌های کاردینال‌هایی بود که آمده بودند او را تماشا کنند. به چهره‌های آنها نگاه کردم: همه مردان مسن، برخی حیله‌گر، بعضی بسیار مقدس و برخی هم بدبین به نظر می‌رسیدند. با خودم گفتم «خدای من، این درست مثل مجلس سنای روم است»».

او متوجه شد که «یک مجلس تماما مردانه همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد و این مردان مسن که همه چیز را کنترل می‌کنند، ادامه‌دهنده‌ سنت جمهوری روم هستند». او می‌گوید وقتی شروع به تحقیق درباره مجمع کاردینال‌ها کرد، فهمید که موضوع بسیار جذاب است، «سیاست در ناب‌ترین شکل خود».

کاردینال های واتیکان

منبع تصویر، Getty Images

ریف فاینز، در نقش‌آفرینی تحسین‌شده‌ای که احتمالا به خاطر آن نامزد اسکار خواهد شد، محور اصلی فیلم است و در نقش لارنس، کاردینال انگلیسی منصف، وزنی عمیق و معنوی به داستان می‌بخشد. او مسئول اداره مجمع است، اما اعتمادش به رسالتی که بر عهده گرفته در حال تزلزل است.

داستان فیلم با مرگ پاپ آغاز می‌شود و سازندگان فیلم تحقیقات گسترده‌ای انجام داده‌اند تا تمام جزئیات واقعی نشست محرمانه مجمع کاردینال‌ها را بازآفرینی کنند. کاردینال‌ها از سراسر جهان به واتیکان می‌آیند و در اتاق‌های ساده‌ ساختمان کازا سانتا مارتا زندگی می‌کنند که مثل یک خوابگاه است.

با شروع جلسات محرمانه به قرنطینه می‌روند، تلفن‌های همراه و دیگر دستگاه‌های الکترونیکی‌شان را تحویل می‌دهند، از اینترنت و اخبار دنیا محروم می‌شوند و سوگند رازداری می‌خورند.

کاردینال‌ها در کلیسای سیستین رای می‌دهند. نام پاپ احتمالی را روی یک کاغذ می‌نویسند، آن را روی یک بشقاب نقره‌ای قرار می‌دهند و سپس رای‌ها به درون یک طرف مخصوص انداخته می‌شود. این فرآیند هر روز ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که پاپ انتخاب شود. تمام این جزئیات دقیقا درست است، به جز آن که در فیلم ساختمان کازا سانتا مارتا و کلیسای سیستین در استودیوهای چینه‌چیتای رم بازسازی شده‌اند.

از راست: ریف فاینز، ادوارد برگر و سرجیو کاستلیتو  در جشنواره فیلم رم ۲۰۲۴

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، فیلم مجمع کاردینال‌ها رقابت‌های سیاسی بین نامزدهای مختلف برای جانشینی پاپ را به تصویر می‌کشد، از جمله کاردینال تدسکو محافظه‌کار. از راست: ریف فاینز، ادوارد برگر و سرجیو کاستلیتو در جشنواره فیلم رم ۲۰۲۴

اختلافات سیاسی

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

تمام این تشریفات و کلاه‌های قرمز رنگ کاردینال‌ها، مانع از کشمکش‌های سیاسی بر سر قدرت، که به اندازه زرق و برق مراسم واقعی است، نمی‌شود. برگر به بی‌بی‌سی می‌گوید که جاه‌طلبی‌های بشری کاردینال‌ها مانند هر نهاد دیگری قابل درک است.

او می‌گوید: «وقتی مدیر عامل کنار می‌رود، همه برای به دست آوردن مقام او رقابت می‌کنند، چه در واشنگتن و چه در کلیسا. ما این فرآیند را به عنوان یک آیین معنوی کهن می‌بینیم و این افراد را مقدس تصور می‌کنیم. اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که آنها تلفن همراه دارند، سیگار می‌کشند و همان مشکلات، عیوب و رازهایی را دارند که ما داریم. حتی پاپ هم مثل همه‌ ما در نهایت در یک کیسه‌ جسد پلاستیکی قرار می‌گیرد. برای من مهم بود که این افراد را به دنیای مدرن بیاورم.»

هریس می‌گوید: «من می‌خواستم شکاف‌های واقعی درون کلیسا را به تصویر بکشم، درست مثل همان شکاف‌هایی که در دنیای سکولار سیاست‌ وجود دارد.» همان‌طور که در سیاست امروز می‌بینیم، رقبای خیالی در این فیلم هم به دو دسته‌ لیبرال و محافظه‌کار تقسیم شده‌اند.

بلینی، یکی از نامزدهای پیشتاز، نماینده جناح لیبرال است و درباره مسائلی مانند نقش زنان در کلیسا نگرشی باز دارد. در مقابل او، کاردینال تدسکو ایتالیایی (با بازی سرجیو کاستلیتو) نامزد محافظه‌کاری است که امیدوار است آیین‌های عشای ربانی بار دیگر به زبان لاتین برگزار شود.

نامزدهای دیگری هم هستند: ترمبلی، کاردینال مرموز کانادایی (با بازی جان لیتگو)، آدِیِمی (با بازی لوسین مساماتی) که امیدوار است اولین پاپ آفریقایی شود، و بنیتس کمتر شناخته‌شده (با بازی کارلوس دیِز) که به شکل مرموزی به عنوان کاردینال کابل منصوب شده است (مقامی که در واقعیت وجود ندارد). برگر با پیش رفتن داستان، تنش را افزایش می‌دهد و فیلم را به سبک تریلرهای سیاسی مانند «همه مردان رئیس‌جمهور» پیش می‌برد.

کاردینال بلینی خارج از آرامش کلیسای سیستین می‌گوید که این مقام را نمی‌خواهد، حتی با وجود آن که حامیانش تلاش‌ می‌کنند برای جلوگیری از پیروزی تدسکو، برای او رای جمع کنند. این چرخش داستان اصلا دور از ذهن نیست.

دن واکین، که در نیویورک تایمز درباره مجمع کاردینال‌های انتخاب پاپ بندیکت شانزدهم در سال ۲۰۰۵ و پاپ فرانسیس در سال ۲۰۱۳ گزارش داده، به بی‌بی‌سی می‌گوید: «کاردینالی که بخواهد پاپ شود، به هیچ وجه خودش را به رخ نمی‌کشد،‌ بلکه کاملا برعکس عمل می‌کند. جاه‌طلبی آشکار باعث می‌شود که شانسش از بین برود.»

کاردینال‌ها در میان هیاهوی رسانه‌ها پیش از نشست‌های مجمع برای انتخاب پاپ در سال ۲۰۱۳

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، کاردینال‌ها در میان هیاهوی رسانه‌ها پیش از نشست‌های مجمع برای انتخاب پاپ در سال ۲۰۱۳

در مصاحبه‌ای بلند که در ماه آوریل منتشر شد، پاپ فرانسیس فاش کرد که در سال ۲۰۰۵، بدون اینکه خودش خبر داشته باشد، به عنوان نامزد جایگزینی پاپ مورد حمایت قرار گرفته بود تا از انتخاب جوزف راتزینگر، کاردینال محافظه‌کار که بعدها پاپ بندیکت شد، جلوگیری شود.

حتی زمانی که کاردینال‌ها در قرنطینه بودند، سایه رسانه‌ها همچنان بر آنها سنگینی می‌کرد. در فیلم، زمانی که گذشته یک کاردینال توسط یکی از رقبا در نشست مجمع افشا می‌شود، کاردینال لارنس به صراحت به او می‌گوید: «تو هیچ‌وقت پاپ نخواهی شد.» او به رسوایی‌های مشهور کلیسا درباره سوءاستفاده جنسی کشیش‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «هیچ چیز بیش از نگرانی رسوایی‌های جنسی جمع ما را نمی‌ترساند.»

تاریخی پرجنجال‌

کلاه کاردینالی

منبع تصویر، Getty Images

روایت است که در قرن پانزدهم میلادی الکساندر ششم از خاندان بورجا با پرداخت رشوه به عنوان پاپ انتخاب شد. در قرن شانزدهم دوره نشست‌های مجمع کاردینال‌ها برای انتخاب پاپ ۷۲ روز طول کشید و وقتی یکی از نامزدهای اصلی درگذشت، شایع شد که او را مسموم کرده‌اند.

در آن زمان ثروتمندان رم روی اینکه چه کسی پاپ می‌شود شرط بندی می‌کردند، و شاید بتوان ادامه این روند را فضای شلوغ و جنجالی رسانه‌های امروزی دید. در سال ۲۰۱۳ بی‌بی‌سی گزارش داد که «میدان سنت پیتر به نوعی به یک کولوسئوم تبدیل شده است. چادرهای تلویزیونی در هر گوشه‌ای منتظر شروع نمایش هستند». روزنامه گاردین هم بخشی با عنوان «پاپ خود را انتخاب کنید» منتشر کرد.

امروزه بعضی از این مانورهای قدرت در ملا عام صورت می‌گیرد. در سال ۲۰۱۳ کاردینال‌های آمریکایی تحت فشار دیگر کاردینال‌ها مجبور شدند جلسات خبری خود را متوقف کنند، در حالی که کاردینال‌های ایتالیایی همچنان اطلاعات را به رسانه‌ها درز می‌دادند. اما در فیلم بسیاری از این رقابت‌ها هنوز پشت درهای بسته، قبل و بعد از شروع رسمی مجمع کاردینال‌ها، انجام می‌شود.

واکین می‌گوید: «در این دوره، کاردینال‌ها اغلب با هم غذا می‌خورند و ممکن است به‌ صورت غیرمستقیم نشان دهند که چه کسی به نظرشان بهترین گزینه است.» این موضوع در فیلم نیز به عنوان عنصری مهم دیده می‌شود، هرچند که در فیلم، کاردینال‌های خیالی، بیش از اینها پیش می‌روند.

برگر معتقد است که اگرچه سیاست بخش مهمی از داستان مجمع کاردینال‌ها است، اما «لایه‌ای دوم عمیق‌تری در فیلم وجود دارد که در واقع فیلم درباره‌ همان است»، و آن آشفتگی درونی کاردینال لارنس است.

برگر می‌گوید «او دچار بحران ایمان شده است. او می‌گوید 'به عنوان یک کاردینال، برای دعا کردن مشکل دارم'. این مثل آن است که من بگویم 'به تصاویری که دوربینم می‌گیرد اعتماد ندارم'. این یک بحران وجودی است.»

برگر معتقد است که تماشاگران به صورت کلی با این حالت ارتباط برقرار می‌کنند. «این موضوع ممکن است درباره دین باشد، اما می‌تواند به همان اندازه درباره اعتماد به نفس درونی باشد. این همان چیزی بود که باعث شد بخواهم این فیلم را بسازم.»

پاپ الکساندر ششم در قرن چهاردهم میلادی. روایت است که او با رشوه دادن راهش را برای رسیدن به مقام پاپ هموار کرده است

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پاپ الکساندر ششم در قرن چهاردهم میلادی. روایت است که او با رشوه دادن راهش را برای رسیدن به مقام پاپ هموار کرده است

یکی دیگر از عناصر مهم اما کمتر دیده‌شده‌ فیلم، نقش ایزابلا روسلینی در نقش خواهر اگنس است. او مسئول راهبه‌هایی است که برای پخت‌وپز و نظافت به کاردینال‌ها خدمت می‌کنند. آنها قرار است بی‌سر و صدا در پس‌زمینه باشند، اما در یکی از صحنه‌های کلیدی، اگنس می‌گوید: «خدا به ما چشم و گوش داده است.»

برگر می‌گوید: «من مرتب به ایزابلا می‌گفتم وقتی تو در صحنه‌ای هستی، باید واقعا تو را ببینیم و احساساتت را درک کنیم. به همین دلیل او در نمای نزدیک بود و هرگز تنها بخشی از صحنه نبود.» او اضافه می‌کند که «ساختار مردسالارانه از این طریق ترک برمی‌دارد.»

تمام این عناصر، از جمله نقشی که خواهر اگنس بازی می‌کند، به پایانی تکا‌ن‌دهنده منجر می‌شود که نباید در این جا فاش کرد. هریس می‌گوید: «من پایان‌بندی را فقط به عنوان یک چرخش جالب در داستان انتخاب نکردم، این پایان در تمام بافت اصلی رمان و فیلم جا گرفته است.»

او همچنین از یکی از منابع پشت صحنه‌اش تاییدیه‌ای دریافت کرده است. هریس می‌گوید: «من از کاردینال کورماک مورفی-اوکانر، که متأسفانه فوت کرده، کمک گرفتم و فکر می‌کنم او حالا دیگر اهمیتی نمی‌دهد اگر این را بگویم. بعد از اینکه نسخه‌ای از کتاب را برای او فرستادم، با تعجب برایم نامه‌ای نوشت و در آن گفت «این دقیقا شبیه به مجمع کاردینال‌ها است. شخصیت اصلی کتاب شما همان کسی است که ما کاردینال‌ها دوست داریم باشیم. و در مورد پایان داستان، به خودم گفتم که این فقط یک رمان است»».