«فسیل»؛ انقلاب فیلمفارسی یا فیلمفارسی انقلاب؟

قیلم فسیل

منبع تصویر، FOSSIL

توضیح تصویر، میزان فروش فیلم سینمایی فسیل، وامدار تمام چیزهایی است جمهوری اسلامی آنها را «مبتذل» نامید و دکان‌شان را تخته کرد.
    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد هنری
  • منتشر شده در

«فسیل»، که به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بدل شده و بیش از هفت و نیم میلیون تماشاگر داشته، به کارگردانی کریم امینی، داستان سه دوست (با بازی بهرام افشاری، هادی کاظمی و ایمان صفا) را در یک گروه موسیقی پیش از انقلاب روایت می‌کند؛ نمونه غریبی از سیاست یک بام‌و‌دو هوای جمهوری اسلامی و مسئولان سینمایی امروزش که بیش از همه مسئولان سینمایی - از دهه شصت تا به امروز- داعیه‌دار و مدعی انقلاب و ارزش‌های انقلابی و اسلامی هستند‌، اما فیلم محبوب پرفروش و بازار‌گرم‌کن‌شان فیلمی است درباره رقص و آواز و آزادی‌های شخصی‌ای که پس از انقلاب ممنوع شد.

این اتفاق سراسر تناقض‌آمیز در فسیل می‌افتد؛ فیلمی که می‌خواهد به فساد و شکنجه در پیش از انقلاب اشاره کند، اما در نهایت برای مردم عادی به‌تنگ‌آمده از محدودیت‌ها، مفری می‌شود تا در آن کمی رقص و آواز ببینند؛ دل‌شان با پنج سیری‌های شخصیت‌ها غنج برود و با دیدن تصاویر خیابان‌های زمان شاه و مردمی که آزادانه در آن در رفت‌و‌آمدند، آه بکشند و حسرت بخورند.

فسیل از هر ارزش هنری تهی است و اساساً فیلمی برآمده از صنعت فیلمفارسی با همه مختصات و ویژگی‌هایش است و وارث خلف فیلمفارسی‌های پیش از انقلاب در جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود که در آن حتی زحمت استفاده درست از جلوه‌های ویژه پیشرفته مثلاً برای باور پذیر کردن حضور شخصیت‌ها در خیابان‌های پیش از انقلاب هم کشیده نشده است. این فیلم به برآیند غریبی از دو نقطه متضاد می‌رسد: فیلم ادعای نفی ابتذال و به سخره کشیدن آن را دارد، اما خود به ابتذال کشیده می‌شود؛ می‌خواهد از فشار و شکنجه و نبود آزادی‌های سیاسی در پیش از انقلاب حرف بزند، اما در نتیجه‌ای متضاد به ستایش آزادی‌های آن دوران می‌رسد (جمع‌های خانوادگی با نشاط و با محبت در حال تماشای برنامه رنگارنگ از تلویزیون هستند و در همان حیاط آدم‌هایی با اعتقادات مختلف زندگی شاد خودشان را دارند) و حرف‌های ظاهراً جدی فیلم در این زمینه خود به کمدی سیاسی مبتذل بدل می‌شود: مثلاً در صحنه‌ای که مامور کمیته‌ به اسی می‌گوید «ما اینجا کسی را آویزان نمی‌کنیم» (در حالی که در فیلم ساواکی‌ها این کار را می‌کردند)، از فرط متناقض بودن و تحریف واقعیت، مضحک می‌شود و هر تماشاگری را به خنده می‌اندازد. در حالی که اساساً مجوز گرفتن فیلم و حمایت جنبی از اکران آن و بالیدن به فروش‌اش، به همین نکته‌های سطحی مضحکی بازمی‌گردد که قرار است دوران پهلوی را پر از فساد و شکنجه تصویر کند و دوران پراختناق و وحشت‌آور دهه شصت را پر از مردمی مخلص و انقلابی که در قالب اعضای کمیته انقلاب اسلامی خودی می‌نمایانند و در خدمت اسلام و مردم هستند. در حالی که گشت‌های کمیته دهه شصت یکی از مخوف‌ترین خاطرات جوانان آن سال‌ها را تشکیل می‌دهد که نیروی انتظامی و گشت‌های ارشاد این سال‌ها در مقایسه با خشونت وحشتناک آنها بسیار ملایم‌تر به نظر می‌رسند.

فیلم فسیل

منبع تصویر، FOSSIL

توضیح تصویر، پوستر فیلم فسیل؛ این فیلم با حدود هفت و نیم میلیون تماشاگربه پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بدل شده است.

در همین راستاست که همه چیز هم برای فیلم آزاد می‌شود. فیلم در بحبوحه اعتراضات مردمی، بدون دردسر بر سردر سینماها خودنمایی می‌کند؛ نمایش صحنه‌ها و اتفاقاتی که در فیلم‌های دیگر مجاز نیست و هر کدام آنها کافی است برای توقیف فیلم: آواز خوانی پاپ به سبک خواننده‌های پیش از انقلاب (که صدای‌شان در جمهوری اسلامی ممنوع است)، نمایش دختری بدون حجاب (با کلاه گیس)، خوردن عرق و حرف‌های زننده (که گاه به طور کامل گفته نمی‌شوند ولی برای تماشاگر واضح است که به چه کلمات رکیکی اشاره می‌کنند) و حتی گفتن «جان» به یک پرستار زیبا.

همه اینها به ملغمه غریبی در شخصیت‌ها می‌رسد که در آن مشخص نیست یک عضو گروه موسیقی پاپ در زمان شاه چرا حالا عضو مخلص کمیته شده (و حالا لابد همان نوازنده‌های ساز‌به‌دست را دستگیر می‌کند)، یک توده‌ای حالا چرا مجاهد شده و بالاخره این که حرف‌های محمود احمدی‌نژاد در انتهای فیلم- در به هوش آمدنی احتمالاً حدود بیست سال بعد- آنجا چه می‌کند و آیا واقعاً فیلمی با این میزان سطحی بودن - و در عین حال در خدمت شعارهای معمول انقلاب بودن- قرار است متلکی هم به حاکمیت نثار کند؟

اما فیلم برای جلب توجه تماشاگر از هر عنصری سود می‌جوید؛ از شروع فیلم با برنامه محبوب رنگارنگ تا خواننده‌هایی چون شهرام شب پره و سیاوش قمیشی و بازیگرانی مثل رضا بیک ایمانوردی که شبیه‌سازی شده‌اند و کسی در فیلم نقش آنها را بازی می‌کند: یعنی وام گرفتن از تمام چیزهایی که انقلابی‌ها آنها را «مبتذل» نامیدند و دکان‌شان را تخته کردند، حالا فیلمی به ظاهر «انقلابی» از همان عناصر پرطرفدار در دل عوام سود می‌جوید تا مردم را به سینماها بکشاند و موفق هم می‌شود؛ تناقضی از این غریب‌تر در سرتاسر تاریخ سینمای ایران نمی‌توان یافت.