رضا حداد؛ تئاتری موفقی که شرکت تبلیغاتی راه انداخت

منبع تصویر، Mehr News
- نویسنده, بیتا ملکوتی
- شغل, روزنامهنگار و منتقد فرهنگی هنری
- منتشر شده در
وقتی رضا حداد درگذشت، بسیاری نامش را برای نخستین بار به این دلیل شنیدند که برخی از زنان بازیگر همانند پانتهآ بهرام یا آزاده صمدی بدون حجاب در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. اما برای بسیاری از تئاتریها، رضا حداد چهره فعال و موفقی بود که با حمایتهای بیدریغش شناخته میشد.
رضا حداد، کارگردان تئاتر، موسس شرکت تبلیغاتی شبکه آفتاب، سرمایهگذار و مدیرمسئول مجله شبکه آفتاب، در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، بر اثر سکته قلبی درگذشت؛ در حالی که تنها ۵۴ سال داشت و چنان از زندگی و فعالیت و موفقیت لبریز بود که کمتر کسی باور میکرد او بخوابد و در خواب، دنیا را ترک کند.
او سرپرست دو گروه تئاتر سایه و گروه تئاتر آفتاب بود و برای مدتی سالن تئاتری را به عنوان سالن تئاتر آفتاب تاسیس کرد.
یکی از شاهدان در مراسم ختم رضا حداد میگوید: «ترافیک در منطقه شهرک غرب تهران بیداد میکرد. محله در قرق عزاداران بود. خیابان بند آمده بود. دسته دسته میآمدند. از کارمندان شرکت هلدینگ گروه ارتباطی شبکه آفتاب تا روزنامهنگاران باسابقه، از ستارگان سینما تا خوانندگان پاپ، از تئاتریهای قدیمی تا عکاسان جوان، از گرافیستهای بنام تا خبرنگاران معتبر.»
مرد جوان اثر گذار تئاتر مدرن ایران

منبع تصویر، Instagram/@ teatrbazhaa
رضا حداد در سال ۱۳۷۲ برای تحصیل در رشته نمایش وارد دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران شد و چنان پرکار بود که اولین نمایش ورودیهای سال ۷۲ را همراه همکلاسیهایش در همان دانشکده به روی صحنه برد؛ اجرای نمایشنامه معروف «پهلوان اکبر میمیرد»، اولین نمایشنامه بلند بهرام بیضایی که در سال ۱۳۴۲ آن را نوشته است.
او اولین نمایش حرفهای خودش را نیز در فاصله کوتاهی بعد از فارغالتحصیلی در جشنواره تئاتر سال ۷۶ به عنوان کارگردان در سالن قشقایی تئاتر شهر روی صحنه برد. نمایش «رستم از شاهنامه رفت»، نوشته منیرو روانیپور.
رضا حداد تا کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر خواند و از دومین اجرایش به سمت نوعی تئاتر مدرن رفت که تا آن زمان در ایران کمتر کسی به آن پرداخته بود. او اولین کارگردانی بود که از تکنیک «ویدئو مپینگ» در اجرای نمایشش استفاده کرد. «ویدئو مپینگ» نمایش ویدئو و یا انیمیشن بر سطحی سه بعدی است.
او برای اجرای این تکنیک، ویدئوپروجکشنهایی از کشور بلژیک وارد ایران کرد و برای اجرای سه تئاتر خود از این تکنیک استفاده کرد. تئاترهای «آمدیم، نبودید، رفتیم»، «کابوسهای خندهدار برای شب و چندتایی هم برای روز» و «کشتن کفتر چاهی» هر سه نوشته محمد چرمشیر، از مطرحترین نمایشنامه نویسان امروز ایران.
او کار حرفهای خود در تئاتر تجربی ایران را با نمایشنامهای از محمد چرمشیر شروع کرده بود؛ تئاتری با عنوان «با دهانبند سکوت» که در سال ۱۳۸۳ در تالار نوی تئاتر شهر که مختص اجراهای تجربی و مدرن در ایران بعد از انقلاب بود، اجرا شد.
رضا حداد همچنین یک نمایشنامه به قلم آتیلا پسیانی با عنوان «مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش» را در سال ۱۳۸۸ در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه برد.

منبع تصویر، teater.ir
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
آقای حداد در نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» که در سال ۱۳۹۱ در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت، از یک ستاره سینمای ایران، مهناز افشار، در اثر خود استفاده کرد. خانم افشار هم روی صحنه بازی داشت و هم در ویدئوهایی که در این نمایش پروجکشن میشد، بازی کرد؛ اقدامی که نقدهای بسیاری را به سمت کارگردان اثر روانه کرد، اما تاثیری چنان داشت که پای برخی دیگر از ستارگان سینما را به تئاتر باز کرد.
آخرین نمایشی که رضا حداد کارگردانی کرد، اثری بود به نام «بیبی و سرباز دل» که از سال ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۸ تور جهانی داشت و در چند کشور اروپایی، آمریکا، استرالیا و همچنین مونترال کانادا به روی صحنه رفت.
رضا حداد از همان اولین کارهای خود با چهرههای شاخص تئاتر ایران همکاری داشت و بازیگران مطرح تئاتر و سینمای ایران در آثارش به ایفای نقش پرداختند. کسانی چون پانتهآ بهرام، لیلی رشیدی، سیامک انصاری، بابک حمیدیان، ستاره پسیانی، فاطمه نقوی و برزو ارجمند.
برزو ارجمند بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران که به تازگی به آمریکا مهاجرت کرده است، در مورد چگونگی همکاری با رضا حداد به سایت بیبیسی فارسی میگوید: «دوستی من و رضا از سال ۱۳۷۴ شروع شد، من ترم دوم بودم و رضا سال بالایی من بود. یک نمایش خیابانی کار کرده بودم بنام شرم خنجر که رضا دیده بود و از من خواست در یک کار دانشجویی بازی کنم. حدود ده جلسه در خانه کوچک دانشگاه تمرین کردیم و بعدها هم همان کار، سه روز در دانشگاه اجرا شد.»
آقای ارجمند که در چهار نمایش از رضا حداد بازی کرده است، در مورد خصوصیات رضا حداد به عنوان یک کارگردان تئاتر میگوید: «رضا عاشق تجربه کردن اتفاقهای خاص در تئاتر بود. همون تئاتر تجربی درجه یکی که همه ما هنگام تحصیل در دانشگاه دیوانهوار دوستش داشتیم و دنبالش بودیم. متنهای خاص استاد چرمشیر و استاد پسیانی هم این اجازه را بهش میدادند که این عشق را دنبال کند. بازیهای رئال در فضایی که اصلا واقعی نبود و این نوع نمایش هم برای عوامل اجرا از بازیگر و طراح صحنه بگیر تا تماشاگر، تجربهای نو و بیادماندنی خلق میکرد.»
برزو ارجمند رضا حداد را کارگردانی جدی و منظم توصیف میکند: «نظم و دیسیپلین رضا هنگام کار هم بینظیر بود. اصولا رضا سر کار با هیچکس شوخی نداشت، نه فقط در تئاتر که در بیزینس خودش هم همینجوری بود، جدی و با نظم. همکاری ما فقط در حیطه تئاتر نبود. در شرکت تبلیغاتی شبکهی آفتاب، خیلی کار کردم. از خوانندگی برای تیزرها تا مدیر تولید برای ساخت تیزر و حتی در بخش بازاریابی هم کار میکردم.»
از کارگردانی تئاتر به دنیای تبلیغات

منبع تصویر، cinemapress.ir
رضا حداد مدیرعامل شرکت هلدینگ گروه ارتباطی شبکه آفتاب بود که بعد از تنها چند سال، تبدیل به یکی از شرکتهای تبلیغاتی موفق در ایران شد.
او به همراه سه نفر دیگر کار در حیطه تبلیغات را در سال ۱۳۷۷ و تنها در یک اتاق با ساخت برنامههای تلویزیونی آغاز کرد. دو سال بعد دو نفر جدا شدند و او به همراه مازیار حبیبینیا با تغییر فعالیتهای خود، گروه ارتباطات آفتاب را راهاندازی کردند و به تیزرسازی تلویزیونی، تبلیغات شهری از جمله بیلبوردها در تمام سطح شهرهای ایران و تبلیغات بر روی متروها و اتوبوسها، روی آوردند.
از دیگر کارهای مهم این شرکت، انتشار نشریه «شبکه آفتاب» است که اگرچه از نظر مالی نشریهای وابسته به یک بنگاه تبلیغاتی بود، اما در نهایت همین ویژگی که نشریه را از فشار سودآوری رها کرده بود، موجب شد تا نویسندگان آن بتوانند محتوای متفاوتی برای مخاطبانشان تهیه کنند.
محمدرضا فرزاد، مترجم، مستندساز و دبیر سرویس تئاتر مجله شبکه آفتاب در گفتوگو با سایت بیبیسی فارسی در مورد چگونگی شکل گیری این نشریه میگوید: «من هم در شرکت شبکه آفتاب تیزر میساختم و هم در گروه ایدهپردازی خلاق شرکت بودم. این نشریه به صورت یک ایده در کارگاه ایدهپردازی با حضور تعداد از افراد خلاق و باسابقه مطبوعاتی پایهگذاری شد. اول قرار بود اسامی دیگری داشته باشد که مجوز نگرفت و در نهایت همان شبکه آفتاب نام گرفت.»
آقای فرزاد میگوید: «رضا با آنکه در حوزه تبلیغات مشغله زیادی داشت اما کار فرهنگی را بیدریغ دوست داشت و برای انجام کار فرهنگی لحظه شماری میکرد. او حامی بزرگ فرهنگ بود. نشریه شبکه آفتاب از جهات مختلفی یگانه بود. من به عنوان دبیر سرویس تئاتر با محمد چرمشیر به کشورهای مختلف سفر میکردیم و آثار کارگردانان معتبر معاصر اروپا را میدیدیم و با آنها مصاحبه اختصاصی میگرفتیم. در بخشهای سینما و هنرهای تجسمی هم همینطور بود. برای بینالها و فستیوالهای مهم هنری هزینه میشد تا در مجله آنها را پوشش بدهیم. توان مالی که شرکت تبلیغاتی پشت مجله آورده بود، یک فرصت یکهای فراهم کرد بود که تحریریه با فراغ بال، بتواند تولید محتوای اختصاصی بکند و به گواه اهالی حرفهای روزنامهنگاری، مطالب وزینی در این نشریه تولید و منتشر شد.»
کمکهای بزرگ به اهالی هنر
رضا حداد به گواه خیل دوستان و اطرافیانش، آدمی بود با ثروت و مکنت بسیار اما ساده و خاکی و با دستی گشاده. گروهی از دستاندرکاران تئاتر، در دورههای مختلف در شرکت او کار کردهاند.
او همچنین به انجمنهای صنفی تئاتریها، کمکهای مالی بسیاری کرده و برای گروههای تئاتری و یا انتشار کتاب و همچنین بنیادهای خیریه، تبلیغات رایگان منتشر میکرد.
محمدرضا فرزاد، دوست و همکاری قدیمی او در مورد مدیریت موفق و شخصیت دلنشین رضا حداد میگوید: «رضا چه در حوزه تئاتر و چه در حوزه تبلیغات و چه در حوزه انتشار مجله، مدیر بینهایت باهوشی بود. هوش غریزی عجیبی داشت. قدرت تمرکز و تصمیمگیری بالای داشت. زیاد کار میکرد و از تجربه کردن نمیترسید. درک رضا از هنر، به او قدت تهور و خلاقیت داده بود، حتی در مدیریتاش. رضا با همه همکارانش دوست بود و به همه میرسید، جز به خودش. او خودش را در فداکاری کردن و کمک کردن به دیگران، بیش از اندازه خسته کرد.»































