فیلم و سریال چی ببینیم؛ عشق افلاطونی، لولهکش قاتل و تراژدی آدمک چوبی

منبع تصویر، Apple Inc.
- نویسنده, علی مصلح
- شغل, روزنامهنگار و منتقد فرهنگی هنری
- منتشر شده در
دو سریال کمدی جدید که دو دنیای متفاوت خلق کردهاند و انیمیشن بهیاد ماندنی فیلمساز مولف مکزیکی، پیشنهادهای این هفته برای علاقهمندان فیلم و سریال است. ترکیبی برای سلیقههای متفاوت در روزهای گرم ابتدای تابستان:
- سریال «افلاطونی» (Platonic)
- سریال «بر اساس یک داستان واقعی» (Based on a True Story)
- فیلم «پینوکیوی گیرمو دل تورو» (Guillermo Del Toro's Pinocchio)

افلاطونی؛ ولی افتاد مشکلها...
- امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۹۲ از ۱۰۰
- امتیاز کاربران سایت آیامدیبی: ۷ از ۱۰

منبع تصویر، Apple Inc.
ماجرا ربطی به فلسفه افلاطون ندارد. پای «عشق افلاطونی» در میان است، آن هم به شیوه آمریکایی. این سریال کمدی اپل تیوی پلاس یک نمونه امروزی از رابطه «رفاقتی» بین زن و مرد است. پر از موقعیتهای خندهدار و بازیهای کلامی.
داستان از اینجا آغاز میشود که سیلویا با داشتن شوهر و سه فرزند میفهمد دوست قدیمیاش ویل از همسرش جدا شده و بعد از سالها تصمیم میگیرد برای احوالپرسی با او تماس بگیرد. تماس گرفتن همان و شروع درسر همان! بهتدریج مشخص میشود مشکل سیلویا بیش از بحران میانسالی به عنوان زنی خانهدار است. رفاقت او ویل چنان بوده که انگار بعد از سالها نیمه گمشدهاش را پیدا کرده است. هرچند که نظم آهنین ولی خستهکننده زندگی متاهلی او را به هم میریزد.
بهترین کمدیها معمولا در زیر لایه اولیه طنز و شوخی، میتوانند به عمق روابط انسانی نفوذ کنند و سریالهای کمدی خوب بهتدریج شخصیتها را چنان پرداخت میکنند که با گذشت زمان مخاطب گویی آنها را میشناسد. با گذشت هشت قسمت از فصل اول، سازندگان سریال به شکل نسبی موفق شدهاند ما را به شخصیتهای اصلی نزدیک کنند، هرچند برای قضاوت درباره میزان ماندگاری این مجموعه لازم است فصلهای بعدی هم ساخته شوند.
ویژگی قابل توجه دیگر «افلاطونی» وجه سیاه و پوچگرایانهای است که به آن وجهی بزرگسالانه و فراتر از سرگرمیسازی میدهد و از سوی دیگر وجهی امروزی و جهانشمول دارد. مفهوم «رضایت» از زندگی در زیر و بمهای این داستان به شکل جذابی مطرح میشود. این که ذات انسان هرگز از وضعیت فعلی خود راضی نیست و میل به تغییر دارد.

منبع تصویر، Apple Inc.
وقتی گزینههای تغییر لزوما بهتر از وضعیت فعلی نباشد، حس پوچی و تهی بودن خود را تحمیل میکند. اما اینجا قرار نیست فلسفهبافی و پوچی هستیشناسانه شکافته شود و به همین دلیل نویسندگان مجموعه با افزودن ویژگیهای لازم به شخصیت ویل -با بازی ست روگن- نوعی حس و حال متضاد میآفرینند که برای مخاطب ایرانی بیشتر یادآور دم را غنیمت دانستن خیام، شاعر بزرگ است تا افلاطون و فلسفه یونان باستان.
بخصوص اگر کمدیهای قدیمیتر ست روگن را دیده باشید، با این وجه شخصیت او بیشتر ارتباط برقرار میکنید؛ مردی شوخطبع، دیوانه و تلخاندیش که چارهای ندارد جز زندگی کردن در لحظه و کنار آمدن با بار سنگین هستی با دلخوشیهای زودگذر.
کودکصفتی ذاتی ست روگن اینجا در ترکیب با جذابیت میانسالانه رز برن در نقش سیلویا، دوگانه بامزهای خلق کرده که سرگرککننده و در عین حال هیجانانگیز است. این دو سابقه همبازی شدن در سری فیلمهای کمدی «همسایهها» را هم داشتهاند و به همین دلیل راحتی حضورشان مقابل دوربین در کنار هم از نقاط قوت سریال است.
«افلاطونی» یک کمدی مفرح با اپیزودهای حدود نیم ساعته است. با این قید که درجهبندی سنی این سریال «برای بزرگسال» درج شده است.

بر اساس یک داستان واقعی؛ لولهکش یا قاتل زنجیرهای؟
- امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۷۵ از ۱۰۰
- امتیاز کاربران سایت آیامدیبی: ۷.۳ از ۱۰

منبع تصویر، Peacock
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
پادکست به عنوان رسانهای که در قرن ۲۱ جای رادیو را به تدریج گرفته، از مدتی پیش به دنیای فیلم و سریال هم راه یافته است. بعد از سریال کمدی-جنایی «تنها قتلهای داخل ساختمان» که مثلث جالب «استیو مارتین-سلنا گومز- مارتین شورت» را به کار گرفته و موفق بود، حالا شبکه آنلاین پیکاک با «بر اساس یک داستان واقعی» مسیر مشابهی رفته و عشق به پادکستهای جنایی و دردسرهایش را به تصویر کشیده است.
علاقهمندان سیتکام کمدی «تئوری بیگ بنگ» میتوانند کیلی کوکو بازیگر نقش پنی آن سریال را اینجا در شمایلی دیگر تماشا کنند. در نقش زنی میانسال، باردار و عاشق داستانهای مربوط به قتلهای زنجیرهای با همسری شکستخورده.
ترکیب کوکو با کریس مسینا در نقش نیتن، همسری که قهرمان سابق تنیس بوده و حالا بک مربی ناموفق است، به اندازه کافی برای آغاز یک کمدی خانوادگی جذابیت دارد.
اگر پای آشنایی با یک قاتل زنجیرهای بالقوه به میان بیاید، قضیه حتی جالبتر هم میشود. زوجی که به نظر میرسد نقاط اشتراک چندانی ندارند، باید ماجراجویی دور از ذهنی را تجربه کنند که همهچیز را تغییر میدهد.
کریس روزنبرگ خالق اصلی «بر اساس داستان واقعی» پیش از این جزو تیم تهیهکنندگان سریال ابرقهرمانی موفق «پسران/ The Boys» بوده و این نخستین کار او به عنوان سازنده اصلی یک مجموعه تلویزیونی است.
او و همکارانش از فرمولی قدیمی برای پیشبرد داستان استفاده میکنند؛ خطر به عنوان عاملی برای اتحاد شخصیتهایی که از هم دور شدهاند. اینجا زندگی مشترک زوج اصلی با انواع و اقسام مشکلات مواجه است، اما وقتی متوجه میشوند لولهکشی که برای تعمیرات به خانهشان آمده، ممکن است همان قاتل بیرحم دختران جوان کالیفرنیا باشد، تصمیم میگیرند تهدید را به فرصت تبدیل کنند.
این کمدی سیاه همانقدر که بر مبنای چالشهای زندگی متاهلی استوار است، به نوعی ماجراجویی در کشف یک جنایت واقعی هم شباهت دارد. کارآگاههای این داستان جنایی نه شخصیتهای نابغه و باهوش یک زوج بحرانزده هستند و مجرم هز هر نظر برتر از آنها به نظر میرسد.
نقطه قوت سریال آن است که این تقابل را به ارتباطات انسانی پیوند میزند و از طرف دیگر تماشاگر را روی لبه تعلیق درباره قطعیت هویت قاتل نگه میدارد. به همین دلیل گزینه جذاب و مفرحی برای تماشا در پایان روزهای بلند تابستان است.

پینوکیوی گیرمو دل تورو؛ عروسک چوبی و هیولاهای انسانی
- امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰
- امتیاز کاربران سایت آیامدیبی: ۷.۶ از ۱۰

منبع تصویر، Getty Images
انیمیشن غمانگیز گیرمو دلتورو، کارگردان صاحبسبک مکزیکی چیزی فراتر از یک بازخوانی جدید از داستان اخلاقگرایانه کارلو کلودی است. این فیلم به هیچ وجه از همه قصههای اصیل رویاساز مکزیکی کم ندارد و او طوری داستان مشهور کودکانه را از صافی ذهن خود گذرانده که هر بینندهای را غافلگیر میکند.
به همین دلیل، توصیف این فیلم به عنوان برنده اغلب جوایز مهم سال آمریکا در رشته انیمیشن حق مطلب را ادا نمیکند. این یکی از قصههای خیالی و آموزنده دیزنی-پیکسار نیست که یک بار ببینید و از آنها عبور کنید. «پینوکیوی گیرمو دل تورو» تا مدتها ذهن شما را درگیر میکند و طعم گزندهاش با شما باقی میماند.
به همین دلیل این نسخه «پینوکیو» فیلمی مناسب کودکان نیست. تکنیک خاص و تغییرات داستانیاش بیشتر برای بزرگسالانی مناسب است که به دیده شک جهان امروز را میبینند. دل تورو هرچند داستان را به زمان ظهور فاشیسم در ایتالیا برده و حتی شخصیت موسولینی را تصویر کرده، اما جهانبینی و دید هنریاش باعث شده که داستانی امروزی و قابل درک را تماشا کنیم.
فاشیسم اینجا یک نظریه سیاسی تاریخی نیست، واقعیتی است که انسانها و ذاتشان را تغییر میدهد و از آنها هیولا میسازد. و اگر سابقه گیرمو دل تورو در خلق هیولاها را بشناسید، این انیمیشن تفاوت چندانی با آن فیلمها و هیولاهای ترسناکش ندارد. با این تفاوت که اینجا از دل داستان پینوکیو، برداشت واقعی و ملموس بیرون آمده که همزمان خیالپردازانه و واقعی به نظر میرسد.
حتی یکی از مهمترین دستمایههای داستان اصلی یعنی تبدیل شدن عروسک به انسان دستخوش تغییر شده و «مرگ» به عنوان دیگر موضوع مورد علاقه دل تورو در قالب فانتزی تیره و تاری مقابل دید تماشاگر قرار میگیرد.
اغلب اقتباسهای جدید سینمایی از پینوکیو -از فیلم روبرتو بنینی تا نسخه جدید رابرت زمکیس- آثار شکستخوردهای از آب درآمدند که مشخص نبود چرا ساخته شدهاند. اما «پینوکیوی گیرمو دلتورو» یکی از بهترین فیلمهای کارنامه او، یکی از بهترین انیمیشنهای سالهای اخیر و حتی یکی از عمیقترین فیلمهای یک دهه اخیر است که با گذشت زمان بعید است غبار کهنگی بگیرد.































