درگذشت اسد گلزاده، شاعر تاجیک اهل بخارا

- نویسنده, سهراب ضیا
- شغل, بیبیسی، دوشنبه
- منتشر شده در
اسد گلزاده بخارایی، شاعر و روزنامهنگار فارسیزبان اهل بخارا، روز دوشنبه (۲۹ مه)، در ۸۸ سالگی چشم از جهان فرو بست.
او بیشتر برای کودکان و نوجوانان مینوشت و مجموعههای اشعارش در بخارا، تاشکند، دوشنبه و تهران به چاپ رسیده است.
اسد گلزاده بخارایی هر کجا میرفت از زادگاهش بخارا، و از مشترکات فرهنگی و زبانی مردم پارسیگو، با افتخار سخن میگفت.
او هفت سال پیش مهمان عزیز جشن نوروز در تاجیکستان بود. او در آن سال در صحبت با بیبیسی گفته بود:
«در بخارا به مثل دوشنبه نوروز را جشن میگیرند. بخارا و سمرقند شهرهای تاجیکی هستند. ما با تاجیکستان فرهنگ مشترک داریم. زبان تاجیکی، زبان فارسی، از بخارا منشأ گرفته است. ما آن جا همه تاجیکی صحبت میکنیم. افسوس که همه مکتبهای (مدارس) تاجیکی را بستند.»

انتقاد از وضع آموزش و پرورش، بویژه بسته شدن مکتبهای تاجیکی در بخارا، نبود مطبوعات و کتب درسی به زبان فارسی تاجیکی، و دورنگاه داشتن نسل جوان تاجیک از زبان و ادبیات و فرهنگ نیاکانشان در ازبکستان از دغدغههای این شاعر و روزنامهنگار اهل بخارا بوده است.
انظورت ملکزاد، پژوهشگر تاجیک، در باره این شاعر گفته است: «همیشه دلشان برای اصالتهای ملی میتپید. در آن سالهای مشکل، که راههای انکشاف (پژوهش) زبان تاجیکی بسته بود، با وجود این، اسد گلزاده بخارایی پیوسته در شعر و در گزارشهای روزنامهنگاریشان برای پابرجایی (حفظ) زبان مادریش کوشش کردند و تلاش ورزیدند. همیشه از بیداری و آگاهی ملی سخن گفتند. و موضوع شعرهایشان هم طبیعی است که در باره ارج گذاشتن به زبان پاک مادری، دوست داشتن وطن، دوست داشتن سرزمین پاک نیاکان بوده است.»

اسد گلزاده بخارایی متولد سال ۱۹۳۵ بود. او از دِپارتمان زبان و ادبیات تاجیک دانشکده تربیت معلم دوشنبه فارغالتحصیل شده بود و تا بازنشستگی در مکتبهای تاجیکی بخارا و در بخش تاجیکی رادیو تلویزیون این ولایت در ازبکستان فعالیت میکرد.
در بیش از دو دهه اخیر، دهها کتاب شعر از او، از جمله «نسیم بخارا»، «خط پیشانی»، «بخارا»، و "پیامی از بخارا"، در تاجیکستان و ازبکستان و ایران به چاپ رسیدهاند. او از سال ۲۰۰۳ عضو اتحادیه نویسندگان تاجیکستان بود. بسیاری او را «از شاعران فرهیخته و آخرین نسل از تبار بزرگان سخن در بخارا میدانند».
یک سال پیش، من به دیدن اسد گلزاده به بخارا رفته بودم. شبی با دوربین تلفنم پیامی را از او خطاب به زادگاهش ثبت کردم، که در آن میگوید بخارا قدر این فرزند شاعرش را در دوران حیاتش ندانسته است:
ای بخارا روزی بی من مانی تو،
پس کتاب شعر من را خوانی تو،
درد من را بعد بفهمی شهر من،
بعد رفتن قدر من را دانی تو.
پیکر این شاعر تاجیک، روز دوشنبه (۲۹ مه)، در یکی از آرامستانهای شهر بخارا به خاک سپرده شد.
































