پرگار؛ جان لاک، از پدران لیبرالیسم

جان لاک

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پرتره پزشک و فیلسوف، جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۰۴)
منتشر شده در
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

کتاب او با عنوان «جستاری در خصوص فهم بشر»، ذهن را مانند یک لوح یا کاغذی سفید، تهی از هر شخصیتی و بدون هیچ اندیشه‌ای توصیف می‌کند، مانند خانه‌ای خالی که هنوز مبلمان در آن چیده نشده است. از مدافعان سرسخت رویکرد تجربی در علم بود و تنها به شناخت هویت انسان از راه تجربه اعتقاد داشت.

لیبرالیسم به نوعی زاده تفکرات اوست. نظریاتش در خصوص حاکمیت الهی، سلطنت و حقوق مدنی، کابوسی برای حاکمان زمانش بود. مقالات او در مورد «تساهل مذهبی»، مدل اولیه جدایی کلیسا از دولت، یا همان جدایی دین از سیاست را ترسیم کرد.

جالب اینجاست که این موضوعات را که امروزه به سادگی درباره‌شان صحبت می‌شود، او در سده هفدهم در بریتانیا مطرح کرد، زمانی که جنگ‌های مذهبی هر پاره بریتانیا از اسکاتلند تا ایرلند و انگلیس را درنوردیده بودند، زمانی که حاکمان در اروپا و بریتانیا در صدد تحمیل دین حکومتی بر مردم بودند.

این دوره مصادف بود با اتفاقاتی که مسیر مذهب و سلطنت را در بریتانیا تغییر داد. تقریبا یک قرن پس از ظهور شاخه انگلیکن (کلیسای انگلستان) در مسیحیت، تقابل این شاخه با مسیحیان کاتولیک‌ به قدری افزایش یافت که در نتیجه آن حتی یک پادشاه بریتانیا را گردن زدند.

در همین دوران که تنش‌های مذهبی و همچنین درگیری‌ها میان سلطنت مطلقه و مشروطه به اوج خود رسیده بود فیلسوفی ظهور کرد که رساله‌هایش راهنمای عبور به سلطنت مشروطه، آزادی مالکیت و عقیده و احترام به دیگر حقوق طبیعی فرد قلمداد می‌شد.

 جان لاک

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، پرتره پزشک و فیلسوف، جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۰۴)

جان لاک ناظر تمامی فعل و انفعالات زمانه‌اش بود و این اتفاقات به وضوح در آثارش دیده می‌شوند. از کتاب او با نام «دو رساله در باب حکومت»، به عنوان یک کتاب راهنما در جهت محدود کردن قدرت حاکمان یاد می‌شود.

او منتقد تفکرات رابرت فیلمر، نظریه‌پرداز سیاسی اهل بریتانیا بود و کتاب «دو رساله در باب حکومت» را به نوعی در پاسخ به کتاب «پدرسالار» فیلمر نوشت.

فیلمر در آن کتاب از حقوق الهی پادشاهان صحبت و سلطنت را تنها قدرت مشروع در جهان معرفی کرد، نظریه‌ای که جان لاک در سطر سطر کتابش آن را به چالش کشید.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

او در رساله اول، نظریه‌ای را مطرح کرد که بر اساس آن، پادشاه نه تنها ریشه الهیاتی که هیچ برتری هم نسبت به دیگر افراد ندارد. لاک تلاش کرد اقتدار پدرسالارانه شاه را از او سلب کند. او در کتابش «اقتدار» را محصول یک توافق جمعی و یا رضایت جامعه تعریف کرد. به عبارتی به باور جان لاک، اصولی چون آزادی و حق مالکیت‌ غیرقابل مسامحه و گفت‌وگو هستند و پادشاه حق نقض آنها را ندارد و در صورت تخطی، شهروند و به طور کلی جامعه محق است که در مقابل این تخطی شورش و یا حتی انقلاب کند.

او به اندازه‌ای پیش می‌رود که حتی «آزادی در جامعه» را ارجع به «امنیت» برمی‌شمرد و با این نظریه‌ خود را از فیلسوفان هم‌دوره خود جدا می‌کند و به آراء متفکرین قرن نوزدهم نزدیک می‌شود.

اما در طول این دوران‌ها،‌ انتقادهایی هم به لاک و دستاوردهای او شده است، نقدهایی که در صورت بسط نظریات او به جوامع دیگر، باید جدی گرفته شوند. یکی از نقدهایی که متوجه آراء لاک شده انتقاد به مفهوم «قرارداد اجتماعی‌» است.

قرارداد اجتماعی توافقی است برای پایه‌گذاری اصول سیاسی، مدنی و حتی اخلاقی در اجتماع. بر اساس این توافق، فرد اختیار امور زندگی خود را منوط به اراده جامعه می‌داند.

نامه‌ای از جان لاک

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، نامه‌ای از جان لاک به هنس اسلون، پزشک و بنیان‌گذار موزه بریتانیا، ۲ دسامبر ۱۶۹۹

منتقدان این نظریه، معتقدند که مفهوم «توافق عمومی» تنها در زمانه لاک و در میانه جنگ‌های مذهبی کاربرد داشت تا امنیت و حقوق اولیه جامعه تامین شود، اما این تعاریف در جامعه امروزی موضوعیت ندارند.

اما حامیان نظریه قراداد اجتماعی این نقد را رد می‌کنند. استناد حامیان نظریه لاک به قوانینی است که در صورت حذف آنها، جامعه به سمت آنارشیسم پیش خواهد رفت و برای تحلیل این موضوع به آزادی بیان اشاره می‌کنند که اگر از حدی پیشتر برود و منجر به نفرت‌پراکنی شود، نه تنها قانون که جامعه هم باید در مقابلش بایستد.

حامیان این نظریه با اشاره به این که قراردادهای اجتماعی به صورت خودکار و نامحسوس در دل جامعه به‌روز می‌شوند، معتقدند که این قوانین را نباید جزء به جزء پیاده کرد بلکه اصول کلی آن را باید برای ساختن جزئیات استفاده کرد.

جان لاک پیشرو بود اما از جهاتی می‌توان گفت فرزند زمان خود هم بود. و همین او را تبدیل می‌کرد به فیلسوفی که می‌توان جمع اضداد نامیدش. از یک سو به دنبال احقاق حقوق اکثریت و به نوعی روشنفکری دموکرات بود و از سوی دیگر به نهادهای حامی برده داری در آمریکا کمک می‌کرد. از یک سو به وجود دین حداقلی در جامعه معتقد بود و از سوی دیگر بر مبنای همان مذهب مخالف رای زنان بود. گروهی در مورد او می‌گویند که به روشنگری، روح تازه‌ای دمید به اندازه‌ای که انقلاب فرانسه و همچنین شکل‌گیری کشور آمریکا را تحت تاثیر رساله‌های او می‌دانند.

از جمله نقدهایی که امروزه به او وارد می‌شود، با ارجاع به نظریه میشل فوکو در مورد مفهوم قدرت، این است که قرارداد اجتماعی مدنظر جان لاک فاقد بینش امروزی در مورد مناسبات قدرت است، مناسباتی که قرارداد اجتماعی را مملو از روابط سلسه‌مراتبی می‌کند. این نظری‌ست که عباس ولی در بحث پرگار در مورد جان لاک بیان می‌کند. اما ایقان شهیدی، دیگر مهمان برنامه، از کنه نظرات جان لاک، به ویژه ایده او در مورد جدایی نهاد دین از سیاست، دفاع می‌کند و به این معنا جان لاک را فیلسوفی امروزی می‌نامد.

رد شدن از پست YouTube
اجازه نشان دادن محتوای Google YouTube را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. محتوای YouTube ممکن است شامل آگهی باشد.

پایان پست YouTube