به رسمیت شناختن کشور فلسطین؛ چه کسی قرار است آن را رهبری کند؟

- نویسنده, پل آدامز
- شغل, خبرنگار دیپلماتیک، بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
اوایل ماه سپتامبر حسام زملط، دیپلمات فلسطینی، به نشستی در اندیشکده «چتم هاوس» در لندن دعوت شد.
بلژیک تازه به جمع بریتانیا، فرانسه و دیگر کشورهایی پیوسته بود که وعده داده بودند در سازمان ملل در نیویورک کشور فلسطین را به رسمیت بشناسند. دکتر زملط در سخنان خود تاکید کرد که این لحظه مهمی است.
او هشدار داد: «آنچه در نیویورک خواهید دید شاید آخرین تلاش واقعی برای اجرای راهحل دوکشوری باشد. مبادا این تلاش ناکام بماند.»
اکنون چند هفته گذشته و این وعده تحقق یافته است. بریتانیا، کانادا و استرالیا - که همگی به صورت سنتی متحدان نزدیک اسرائیل محسوب میشوند - سرانجام این گام را برداشتهاند.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، این اقدام را در ویدیویی در شبکههای اجتماعی اعلام کرد. او گفت: «در برابر وحشت فزاینده در خاورمیانه، ما اقدام میکنیم تا امکان صلح و راهحل دوکشوری زنده بماند.»
«این یعنی اسرائیلی امن و باثبات در کنار یک کشور فلسطینی پایدار، که در حال حاضر هیچیک را نداریم.»
پیش از این بیش از ۱۵۰ کشور، فلسطین را به رسمیت شناخته بودند، اما افزوده شدن بریتانیا و کشورهای دیگر به این فهرست از دید بسیاری لحظهای مهم تلقی میشود.
خاویر ابو عید، مقام پیشین فلسطینی، میگوید: «فلسطین هرگز در سطح جهانی چنین قدرتی نداشته است. اکنون جهان برای فلسطین بسیج شده است.»
با این حال، پرسشهای پیچیدهای باقی است، از جمله اینکه فلسطین چیست و اساسا آیا کشوری برای به رسمیت شناختن وجود دارد؟

منبع تصویر، Jonathan Brady-WPAPool/Getty Images
در کنوانسیون مونتهویدئو در سال ۱۹۳۳ چهار معیار برای استقلال یک کشور ذکر شده است. فلسطین به شکل قابل توجیهی میتواند روی دو مورد تکیه کند: جمعیت دائمی (هرچند جنگ غزه این مسئله را به شدت تهدید کرده) و توانایی برقراری روابط بینالمللی، که خود دکتر زملط شاهدی بر آن است.
اما شرط «قلمرو تعریفشده» هنوز برآورده نمیشود.
بدون توافق بر سر مرزهای نهایی (و نبود فرایند واقعی صلح)، به سختی میتوان با اطمینان گفت منظور از فلسطین دقیقا چیست.
از نظر خود فلسطینیها، کشور آرمانیشان سه بخش دارد: بیتالمقدس شرقی، کرانه غربی و نوار غزه. همه این سرزمینها در جریان جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷ به اشغال اسرائیل درآمد.
حتی نگاهی گذرا به نقشه نشان میدهد مشکل از کجا آغاز میشود. کرانه غربی و نوار غزه از زمان استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸ به مدت سهچهارم قرن از هم جدا ماندهاند.

در کرانه غربی حضور ارتش اسرائیل و شهرکنشینان یهودی باعث شده است که تشکیلات فلسطینی - که پس از پیمان صلح اسلو در دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت - تنها اداره حدود ۴۰ درصد این مناطق را در دست داشته باشد. از سال ۱۹۶۷ تاکنون، گسترش شهرکها بخشهای بیشتری از کرانه غربی را بلعیده و آن را به موجودیت سیاسی و اقتصادی به شدت ازهمگسسته تبدیل کرده است.
در همین حال، بیتالمقدس شرقی - که فلسطینیها آن را پایتخت خود میدانند - با حلقهای از شهرکهای یهودی احاطه شده و به تدریج از کرانه غربی جدا افتاده است.
سرنوشت غزه بسیار بدتر بود. پس از نزدیک به دو سال جنگ، که با حملات حماس در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، بخش اعظم این منطقه نابود شده است.
با این همه گویی همه این مشکلات کافی نبوده، معیار چهارمی هم در کنوانسیون مونتهویدئو برای به رسمیتشناختن یک کشور تعیین شده است: وجود حکومتی کارآمد.
و این خود چالشی بزرگ برای فلسطینیهاست.
«ما به رهبری تازه نیاز داریم»
در سال ۱۹۹۴، توافقی میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) به ایجاد تشکیلات فلسطینی انجامید که بخشی از کنترل اداری و غیرنظامی بر فلسطینیهای غزه و کرانهٔ غربی را به دست گرفت.
اما از سال ۲۰۰۷ و پس از درگیریهای خونین میان حماس و فتح (گروه اصلی ساف)، فلسطینیها در نوار غزه و کرانه غربی زیر نظر دو حکومت رقیب اداره شدهاند: حماس در غزه و تشکیلات فلسطینی در کرانه غربی که ریاست آن با محمود عباس است.

منبع تصویر، Bloomberg via Getty Images
این به معنای ۷۷ سال جدایی جغرافیایی و ۱۸ سال شکاف سیاسی است؛ زمانی طولانی برای اینکه کرانه غربی و نوار غزه هرچه بیشتر از هم دور شوند.
در این میان صحنه سیاسی در این سرزمینها دچار رکود شده و بیشتر فلسطینیها نسبت به رهبری خود بدبین و از امکان برقراری هرگونه آشتی داخلی، چه رسد به پیشرفت در مسیر تشکیل دولت، ناامید شدهاند.
آخرین انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی در سال ۲۰۰۶ برگزار شد؛ به این معنا که هیچ فلسطینی زیر ۳۶ سال در کرانه غربی یا نوار غزه هرگز پای صندوق رای نرفته است.
دیانا بوتو، وکیل فلسطینی، میگوید: «اینکه در تمام این مدت هیچ انتخاباتی نداشتهایم، واقعا باورکردنی نیست. ما به رهبری تازه نیاز داریم.»

منبع تصویر، MAHMUD HAMS/AFP via Getty Images
با جنگی که در اکتبر ۲۰۲۳ در غزه درگرفت، این مسئله حتی از قبل هم حادتر شد.
تشکیلات فلسطینی به رهبری محمود عباس، که از مقر خود در کرانه غربی نظارهگر مرگ دهها هزار شهروند بود، عملا به بازیگری منفعل و ناتوان تبدیل شد.
سالها اختلاف داخلی
تنشها در میان صفوف رهبری فلسطینیها سابقهای طولانی دارد.
زمانی که یاسر عرفات، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین، پس از سالها تبعید بازگشت تا تشکیلات فلسطینی را رهبری کند، سیاستمداران محلی فلسطینی عملا به حاشیه رانده شدند.
«داخلیها» از سبک سلطهگرانه «خارجیها» که با آمدن عرفات به قدرت رسیده بودند، ناراضی شدند. شایعات مربوط به فساد در اطرافیان او نیز کمکی به اعتبار تشکیلات فلسطینی نکرد.
مهمتر آنکه، به نظر نمیرسید تشکیلات جدید قادر به متوقف کردن شهرکسازی تدریجی اسرائیل یا تحقق وعده استقلال و حاکمیتی باشد که با دست دادن تاریخی عرفات با اسحاق رابین، نخستوزیر وقت اسرائیل، در محوطه کاخ سفید در سپتامبر ۱۹۹۳، امید زیادی ایجاد کرده بود.

منبع تصویر، REUTERS/Gary Hershorn
سالهای پس از آن نیز مجالی برای تکامل آرام سیاسی در سرزمینهای فلسطینی فراهم نکرد؛ سالهایی که شاهد شکست ابتکارات صلح، ادامه گسترش شهرکهای یهودی، خشونت تندروها در هر دو طرف، لغزش سیاست اسرائیل به سمت راست، و شکاف خونین میان حماس و فتح در سال ۲۰۰۷ بود.
یزید صایغ، تاریخدان فلسطینی، میگوید: «در یک فرایند طبیعی، باید چهرههای تازه و نسلهای جدید پدید میآمدند. اما این امر ناممکن شده است. فلسطینیهای ساکن سرزمینهای اشغالی عمدتا به جوامع کوچک و جداگانه تقسیم شدهاند و همین، ظهور و انسجام رهبران تازه را تقریبا غیرممکن کرده است.»

منبع تصویر، Getty Images
با وجود این، یک چهره از میان این تلاطمهای سیاسی سر برآورد: مروان برغوثی.
او که در کرانه غربی متولد و بزرگ شده بود، در ۱۵ سالگی به جنبش فتح، شاخه سازمان آزادیبخش به رهبری عرفات، پیوست.
برغوثی در جریان انتفاضه دوم فلسطینیها به رهبری محبوب تبدیل شد. اما اسرائیل او را بازداشت کرد و به اتهام طراحی حملاتی که پنج اسرائیلی در آن کشته شده بودند محاکمه شد.
او همواره این اتهامات را رد کرده است، اما از سال ۲۰۰۲ در اسرائیل زندانی است.
با این همه، هنگامی که فلسطینیها از رهبران احتمالی آینده سخن میگویند، به نام مردی میرسند که نزدیک به یکچهارم قرن پشت میلههای زندان بوده است.

منبع تصویر، TAL COHEN/AFP via Getty Images
نظرسنجی اخیر «مرکز فلسطینی پژوهشهای سیاست و افکار عمومی» مستقر در کرانه غربی نشان داد که ۵۰ درصد فلسطینیها مروان برغوثی را به عنوان رئیس تشکیلات فلسطینی انتخاب میکنند. این رقم اختلاف چشمگیری با میزان محبوبیت محمود عباس داشت که از سال ۲۰۰۵ در این سمت باقی مانده است.
با وجود آنکه برغوثی از اعضای ارشد فتح است ـ جنبشی که مدتها با حماس در کشمکش بوده ـ تصور میشود نام او در صدر فهرست زندانیان سیاسی باشد که حماس خواهان آزادی آنها در برابر رهایی گروگانهای اسرائیلی در غزه است.
اما اسرائیل هیچ نشانهای از تمایل به آزادی او نشان نداده است.

منبع تصویر، AFP via Getty Images
چندی پیش ویدیویی منتشر شد که در آن ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل، در حال تمسخر برغوثی ۶۶ ساله دیده میشد که در تصویر نحیف و ضعیف به نظر میرسید.
این نخستین بار بود که در سالهای اخیر تصویری از برغوثی در فضای عمومی منتشر میشد.
نتانیاهو و کشور فلسطینی
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
حتی پیش از جنگ غزه، مخالفت بنیامین نتانیاهو با تشکیل کشور فلسطینی آشکار بود.
او در فوریه ۲۰۲۴ گفت: «همه میدانند که من همان کسی هستم که طی دههها مانع از تشکیل کشوری فلسطینی شدم که موجودیت ما را به خطر میانداخت.»
با وجود درخواستهای بینالمللی برای بازگشت کنترل غزه به تشکیلات فلسطینی، نتانیاهو اصرار دارد که این نهاد هیچ نقشی در اداره آینده غزه نخواهد داشت و استدلال میکند که عباس حملات ۷ اکتبر حماس را محکوم نکرده است.
در ماه اوت، اسرائیل سرانجام مجوز نهایی طرحی را برای شهرکسازی را صادر کرد که عملا بیتالمقدس شرقی را از کرانه غربی جدا میکند. در این طرح برنامه ساخت ۳۴۰۰ واحد مسکونی تایید شد و بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، گفت این طرح ایده تشکیل کشور فلسطینی را دفن خواهد کرد «چون چیزی برای به رسمیت شناختن وجود ندارد و کسی هم نیست که به رسمیت شناخته شود».
یزید صایغ میگوید که این وضعیت به هیچ وجه تازگی ندارد: «حتی اگر فرشته مقرب میکائیل را هم به زمین بیاورید و در راس تشکیلات فلسطینی قرار دهید، اوضاع هیچ تفاوتی نخواهد کرد. چون باید در شرایطی کار کرد که امکان هرگونه موفقیت را به کلی از بین میبرد. وضعیت از مدتها پیش همینطور بوده است.»

منبع تصویر، REUTERS/Ronen Zvulun
یک چیز قطعی است: اگر روزی کشوری فلسطینی شکل بگیرد، حماس اداره آن را بر عهده نخواهد داشت.
در ماه ژوئیه، در پایان کنفرانسی سهروزه به میزبانی فرانسه و عربستان سعودی، اعلامیهای منتشر شد که میگفت: «حماس باید به حاکمیت خود در غزه پایان دهد و سلاحهایش را به تشکیلات فلسطینی تحویل دهد.»
همه کشورهای عربی از «اعلامیه نیویورک» حمایت کردند و سپس این بیانیه با رای موافق ۱۴۲ عضو مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد.
حماس از سوی دیگر اعلام کرده که آماده است اداره غزه را به یک دولت مستقل تکنوکرات واگذار کند.
آیا به رسمیت شناختن کشور فلسطین به عنوان یک حرکت نمادین کافی است؟
با زندانی بودن برغوثی، نزدیک شدن عباس به ۹۰ سالگی، فروپاشی حماس و تکهتکه شدن کرانه غربی، روشن است که فلسطین فاقد رهبری و انسجام است. اما این به معنای بیاهمیت بودن شناسایی بینالمللی نیست.
دیانا بوتو میگوید «این کار میتواند واقعا ارزشمند باشد»، هرچند هشدار میدهد «همه چیز بستگی دارد به اینکه کشورها چرا این کار را میکنند و هدفشان چیست».
یک مقام دولت بریتانیا که نخواست نامش فاش شود، به من گفت که شناسایی تنها به عنوان اقدامی نمادین کافی نیست.
او افزود: «مسئله این است که آیا میتوانیم پیشرفتی حاصل کنیم تا مجمع عمومی سازمان ملل فقط به جشنی برای شناسایی صِرف تبدیل نشود.»

منبع تصویر، ZAIN JAAFAR/AFP via Getty Images
امضاکنندگان اعلامیه نیویورک، از جمله بریتانیا متعهد شدند که «گامهای ملموس، زمانبندیشده و غیرقابل بازگشت برای حل مسالمتآمیز مسئله فلسطین» بردارند.
مقامهای لندن به بخشهایی از این اعلامیه اشاره میکنند که درباره اتحاد غزه و کرانه غربی، حمایت از تشکیلات فلسطینی و برگزاری انتخابات فلسطینی (و نیز طرح بازسازی عربی غزه) صحبت میکند. این گامهایی است که بر اساس اعلامیه نیویورک، باید پس از شناسایی برداشته شوند.
اما آنها میدانند که موانع بسیار بزرگی پیش رو است.
اسرائیل همچنان سرسختانه مخالف است و تهدید کرده که در واکنش به این اقدامات، بخشهایی از کرانه غربی یا حتی تمام آن را رسما ضمیمه خاک خود خواهد کرد.
در همین حال دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، آشکارا نارضایتی خود را از به رسمیت شناختن کشور فلسطین از سوی متحدان اروپایی بیان کرد و گفت: «من در این زمینه با نخستوزیر [بریتانیا] اختلاف نظر دارم.»

منبع تصویر، Neil Hall/EPA/Bloomberg via Getty Images
در ماه اوت، آمریکا در اقدامی غیر معمول ویزای دهها مقام فلسطینی را برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل لغو یا رد کرد؛ اقدامی که میتواند نقض مقررات سازمان ملل باشد.
آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل حق وتو دارد و ترامپ همچنان به نسخهای از طرح موسوم به «طرح ریویرا» پایبند به نظر میرسد، طرحی که بر اساس آن آمریکا «مالکیت بلندمدت» غزه را بر عهده خواهد گرفت.
نکته مهم این است که این طرح هیچ اشارهای به تشکیلات فلسطینی نمیکند و فقط از «خودگردانی اصلاحشده فلسطینی» سخن میگوید، بدون آنکه به ارتباطی میان غزه و کرانه غربی در آینده اشاره کند.
آینده بلندمدت غزه احتمالا جایی میان اعلامیه نیویورک، طرح ترامپ و طرح بازسازی عربی رقم خواهد خورد.
همه این طرحها، هر یک به شیوهای کاملا متفاوت، امیدوارند بخشی از فاجعهای را که در دو سال گذشته بر غزه گذشته، جبران کنند. هر نتیجهای که حاصل شود، باید به این پرسش پاسخ دهد که فلسطین و رهبری آن چه شکلی خواهد داشت.
اما برای فلسطینیهایی چون دیانا بوتو، مسئلهای بسیار فوریتر وجود دارد. او میگوید ترجیح میدهد کشورها از کشتار بیشتر جلوگیری کنند و «به جای آنکه تمرکز را بر مسئله کشور فلسطین بگذارند، کاری کنند تا جلوی آن [کشتار] گرفته شود.»































