دختران گمشده و کشیش شیطانکش بامزه؛ فیلم و سریال چی ببینیم

منبع تصویر، Courtesy of Sony Pictures/CTMG
- نویسنده, علی مصلح
- شغل, روزنامهنگار و منتقد فرهنگی هنری
- منتشر شده در
در راهنمای فیلم و سریال این هفته، درباره یک سریال خارجی مهیج، یک فیلم خارجی ترسناک و یک فیلم ایرانی اجتماعی تازه اکران شده میخوانید؛ آثاری با کیفیتهای مختلف که باید تصمیم بگیرید برایشان وقت بگذارید یا از خیر تماشایشان بگذرید.
ژاکتزردها؛ گمشدگان مرموز
- امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۱۰۰ از ۱۰۰
- امتیاز کاربران سایت آیامدیبی: ۷.۹ از ۱۰
احتمالا با خواندن خلاصه داستان این سریال جدید شبکه شوتایم یاد سریال مشهور «لاست» («گمشده») میافتید. واقعا هم شباهتی ظاهری بین ایده و داستان هر دو سریال وجود دارد؛ تلاش گروهی از انسانها برای دوام آوردن بعد از یک حادثه سقوط هواپیما و نمایش تاثیر دوران تلاش برای بقا بر زندگی آینده آنها.
اما این فقط ظاهر ماجراست و رویکرد سازندگان این سریال جدید با جی.جی. آبرامز و سایر سازندگان «لاست» کاملا تفاوت دارد، حتی اگر تاحدی پای ماوراء الطبیعه در میان باشد و وجوه تاریک شخصیت انسان و خیانت و وفاداری در موقعیتهای خطیر به نمایش گذاشته شود.
«ژاکتزردها» در مجموع سریالی مهیج است که گاهی به درام نزدیک میشود و گاهی به عناصر ژانر وحشت ناخنک میزند. داستان در قالب فلاش بک (بازگشت به گذشته) روایت میشود و به شکل موازی حوادثی را در زمان حال و گذشته میبینیم که بر وضعیت فعلی شخصیتها تاثیر میگذارد.
عنوان «ژاکتزردها» - که در فارسی «جلیقهزردها» هم ترجمه شده است - در واقع نام یک تیم فوتبال دختران دبیرستانی است؛ دانشآموزانی که در راه رسیدن به یک مسابقه، دچار سانحه هوایی میشوند و هواپیمای حامل آنها در منطقهای دورافتاده و کوهستانی در کانادا سقوط میکند. آنها بیش از دو سال ناپدید بودهاند و کسی نمیداند دقیقا چه بر آنها گذشته است و ۲۵ سال بعد، بازماندگان با تبعات آن دوران تیره و تار مواجه میشوند.

منبع تصویر، Kailey Schwerman/Showtime
توضیح بیشتر میتواند داستان سریال را فاش کند. هرچند که تا پایان فصل اول دقیقا مشخص نمیشود که همه رازهای این زنان میانسال زمان امروز از دوران جدالشان برای بقا چیست و البته همین نکته مخاطب را تشویق میکند که فصل بعد را هم تماشا کند. خبر خوب این که پخش فصل دوم آغاز شده و مانند فصل اول ده قسمت دارد.
ترکیب بازیگران «ژاکتزردها» هم جالب توجه است. جولیت لوییس، کریستینا ریچی و ملانی لینسکی نقش میانسالی شخصیتهای اصلی را به شکل خوبی بازی میکنند و بازیگرانی که نقش نوجوانی آنها را بازی میکنند، طوری انتخاب شدهاند که باور کنید نسخه جوانتر آنها هستند.
این سریال در پخش آمریکا درجه بندی سنی TV-MA (فقط برای مخاطب یزرگسال) دارد و تماشای آن به دلیل برخی صحنههای خشونت آمیز و جنسی و بیان کلمات نامناسب برای تماشاگران زیر ۱۷ سال توصیه نشده است. از بین بزرگسالان هم کسانی که با دیدن خون و خشونت آزار میبینند، بهتر است این مجموعه را نبینند.
جنگیر پاپ؛ کشیشها و شیاطین

منبع تصویر، Jonathan Hession/CTMG
- امتیاز منتقدان سایت راتن تومیتوز: ۵۰ از ۱۰۰
- امتیاز کاربران سایت آیامدیبی: ۶.۱ از ۱۰
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
با شنیدن عنوان «جنگیر» در سینما، تداعی شاهکار ویلیام فریدکین محصول ۱۹۷۳ گریزناپذیر است؛ یکی از معدود فیلمهای ژانر وحشت که نامزد ۱۰ جایزه اسکار شد و اعضای آکادمی را وادار کرد دو جایزه هم به این نماینده ژانر منفور خود اهدا کنند. در بسیاری از نظرسنجیها این فیلم به عنوان ترسناکترین فیلم تاریخ سینما شناخته شده و هر آنچه در نیمقرن اخیر روی پرده نقرهای یا جعبه کوچک تلویزیون درباره جدال کلیسا با شیاطین میبینیم، مدیون موفقیت تجاری و هنری «جنگیر» است.
«جنگیر پاپ» البته ارزشهای هنری و تاریخی فیلم فریدکین را ندارد، اما به کمک نقشآفرینی راسل کرو، فیلمی سرگرمکننده و جذاب از آب درآمده که بلافاصله بعد از اکران، خبر ساخت دنبالهاش هم منتشر شد.
جالب است که فیلم بر اساس سرگذشت یک شخصیت واقعی ساخته شده است. پدر گابریل آمورت جنگیر منصوب شخص پاپ در اواخر قرن بیستم بود و راسل کرو نقش او را بازی میکند؛ کشیشی که طبق اسناد کلیسای کاتولیک در طول دوران حیاتش بیش از ۱۰۰ هزار مراسم جنگیری انجام داد.
البته عنوان «جنگیری» در فارسی حق مطلب را درباره مفهوم Exorcism - که ریشه در الهیات مسیحی و بنیانهای فکری کلیسای کاتولیک درباره ذات شیطان دارد - ادا نمیکند. اما به دلیل شهرت فیلمی که با عنوان «جنگیر» بین ایرانیان شناخته میشود، چارهای جز استفاده از همین واژه نیست.

منبع تصویر، Jonathan Hession/CTMG
الگوی روایی «جنگیر پاپ» به فیلم اصلی «جنگیر» نزدیک است. کشیشی باتجربه درگیر اجرای آیین دفع یک «شیطان» - در انگلیسی Demon - از بدن یک پسر نوجوان میشود و کشیشی جوانتر او را همراهی میکند. در مسیر شکست دادن شیطان بدقلق، فیلمنامهنویس به حضور پدر آمورت در جوانی در جنگ علیه فاشیستها و ماجرای راهاندازی جریان تفتیش عقاید در اسپانیای قرون گذشته نقب میزند. اما این فیلم بیشتر بر مبنای حوادث پیش میرود و به تلخی فیلم «جنگیر» نیست.
راسل کرو با آن همه تجربه و افتخارات گوناگون، نقش پدر آمورت را با ملاحتی غافلگیر کننده بازی کرده و نخواسته این فیلم تجاری را به زور تبدیل به اثری هنری کند یا از نقشآفرینی جدی مکس فون سیدو در نقش پدر مرین فیلم «جنگیر» تقلید کند.
بازیگر برنده اسکار استرالیایی اینجا در قالب کشیشی باتجربه، باایمان، اهل شوخ طبعی و البته زخم خورده از گذشته، با هیبت جدیدش که ناشی از بالا رفتن سن و اضافه وزن است، باورپذیر است و یکی از دلایل تماشای «جنگیر پاپ» میتواند حضور او باشد؛ پیرمردی که با جوکهای بیمزهاش حتی شیاطین رخنه کرده به جهان خاکی را آزار میدهد!
نکته غافلگیر کننده دیگر، بازی فرانکو نرو از ستاره سالهای دور سینمای ایتالیا در نقش پاپ است و صحنههای دونفره او و راسل کرو میتواند برای سینما دوستان دیدنی باشد.
«جنگیر پاپ» فیلم مهم و منتقد پسندی نیست، اما با ترکیب ترس و هیجان و کمی طنز تماشاگر را به دنیایی خیالی و البته الهام گرفته از واقعیت تاریخی میبرد؛ مناسب برای آخر هفته. البته باید توجه کرد درجهبندی سنی این فیلم R است که برای نوجوانان توصیه نمیشود.
سه کام حبس؛ تلخی بیدلیل

منبع تصویر، cinemahouse
نامزد چهار جایزه از سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر
در مقدمه این راهنمای فیلم و سریال اشاره شد که گاهی توصیه میکنیم فیلم یا سریالی را نبینید. خیلی زود به یک فیلم ایرانی رسیدیم که شامل این توصیه میشود. «سه کام حبس» با بازی محسن تنابنده و پریناز ایزدیار محصول سال ۱۳۹۸ است و اولین بار در جشنواره فجر سی و هشتم به نمایش درآمد و حدود چهار سال بعد از تولید از اواخر فروردین در سینماهای ایران اکران شده است.
سامان سالور کارگردان این فیلم معمولا آثار تجربهگرای موسوم به «جشنوارهای» در کارنامه خود دارد و با این فیلمها در جشنوارههای خارجی هم موفقیتهایی به دست آورده است. او ابتدا در سال ۹۲ با فیلم «تمشک» سراغ سوژههای اجتماعی به اصطلاح «ملتهب» رفت و شش سال بعد هم «سه کام حبس» را ساخت که داستانش درباره تلاش مردی از طبقه فرودست برای پیشرفت است.
اما نگاه فیلمساز به مناسبات اجتماعی کهنه و کمعمق است و ایدههای دراماتیک بدیعی هم ندارد. شخصیت اصلی فیلم با بازی محسن تنابنده که ظاهرا با فروش ظروف پلاستیکی امرار معاش میکند، قاچاقچی مواد مخدر از کار درمیآید و به جای صعود در سلسله مراتب طبقاتی جامعه شهری، سقوط میکند و همسرش را هم درگیر فروش مواد مخدر و پرداخت بدهی خود میکند.
چنین ایدهای بیشتر برای سینما و تلویزیون دهه ۶۰ مناسب بود، نه پایان دهه ۹۰. فیلم در سالی اکران شده که جامعه تحولات بزرگتری مانند شیوع کووید و سپس اعتراضهای سراسری ۱۴۰۱ را از سر گذرانده و حالا «سه کام حبس» به عنوان فیلمی که سازندگانش داعیه نگاه به اجتماع دارند، کهنهتر هم به نظر میرسد و داستان نحیف و بیرمقش هیچ ارتباطی به جامعه شهری امروز ندارد.
تلخی مصنوعی فیلم هم بیشتر تقلیدی از فیلمهای اجتماعی اصغر فرهادی و سعید روستایی به چشم میآید و اگر هفته پیش از بازی محسن تنابنده در «جنگ جهانی سوم» تعریف و تمجید شد، حالا باید گفت که بازی اغراقآمیز او یکی از نقاط ضعف «سه کام حبس» است که در نیمه دوم فیلم حتی آزاردهنده میشود.
ترکیب اکران سینمای ایران در این روزها جذابیت چندانی ندارد و این فیلم از معدود آثار «غیر کمدی» اکران شده است، اما حتی تماشای بازیگران محبوبی مانند محسن تنابنده و پریناز ایزدیار هم توجیه خوبی برای توصیه به تماشای «سه کام حبس» نیست.































