«برادران اندرسون»؛ فیلمساز مشهور و برادر بی‌خانمان

برادران اندرسون

منبع تصویر، Thessaloniki Documentary Festival

توضیح تصویر، برادران اندرسون در واقع روایت چهار برادر است که روی اندرسون بزرگ‌ترین آنهاست
    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم
  • منتشر شده در

«برادران اندرسون» ساخته یوهانا برنهاردسون عنوان مستند تازه‌ای است که بخش عمده‌ای از آن به فیلمساز طراز اول و ستایش شده سوئد، روی اندرسون اختصاص دارد؛ با آشکار کردن یک واقعیت تلخ و تکان دهنده: این فیلمساز برادری بی‌خانمان و دائم‌الخمر به نام رونی داشته که چند سال پیشتر در خانه نیازمندان از دنیا رفته است.

برادران اندرسون در واقع روایت چهار برادر است که روی اندرسون بزرگ‌ترین آنهاست. یوهانا دختر یکی از این چهار برادر، این فیلم را درباره پدرش و سه عمویش خلق کرده، برادرانی که البته چهره شاخص‌شان روی اندرسون است.

فیلم اما از یک فیلم ستایش‌آمیز درباره روی اندرسون یا حتی فیلمی درباره زندگی و احوال او جدا می‌شود و به فیلمی درباره رابطه چند برادر بدل می‌شود که حالا سال‌هاست از هم خبر چندانی ندارند.

اما بحران به عنوان نقطه ثقل اثر، این برادران را به شکلی به هم نزدیک می‌کند. هر یک از این برادران با مشکلات عدیده‌ای روبرو می‌شوند که احوال آنها را تیره و تار می‌کند: پدر فیلمساز به بیماری ام‌اس مبتلاست و توانایی حرکت را از دست داده، در حالی که دخترش- یوهانای فیلمساز- به طور دائم نگران اوست و انتظار حادثه‌ای تلخ را دارد. برادر دیگر، مستندسازی است که فیلم‌های تاریخی می‌سازد اما در طول فیلم به سرطان مبتلا می‌شود، اعضای بدنش ورم می‌کنند و سرانجام حین فیلمبرداری همین فیلم، می‌میرد.

اما داستان روی اندرسون هم دست کمی از دو برادر دیگرش ندارد: او که حالا آشکارا پیر شده و با عصا راه می‌رود، در طول فیلم استودیویش را بخاطر مسائل مالی از دست می‌دهد، استودیویی که طی سال‌های متمادی محل ساخت شاهکارهایش بوده است. به الکل پناه می‌برد و طبق سنت خانواده در مصرف الکل زیاده روی می‌کند. در صحنه‌ای که فیلمساز سرانجام موفق به دیدار او شده، با یادآوری سرنوشت عموی درگذشته‌اش، او را به شکل مودبانه‌ای، از خوردن الکل پرهیز می‌دهد، اما روی اندرسون به سادگی جواب می‌دهد که می‌خواهد به این کار ادامه دهد. هر چند در پایان فیلم اشاره کوتاهی دارد که مدتی است الکل را کنار گذاشته است.

اما داستان برادر بی‌خانمان هم بخش مهمی از فیلم را شکل می‌دهد؛ نوعی احساس گناه در خانواده. فیلمساز به ما می‌گوید که برادران او در زمان زنده بودن رونی سعی کرده‌اند که او را نجات دهند، اما موفق نشده‌اند و شاید حالا احساس گناه می‌کنند که به اندازه کافی در این زمینه تلاش نکرده‌اند. همین طور خود فیلمساز به ما می‌گوید آخرین باری که عمویش را در خیابان در حال مستی دیده، از نزدیک شدن به او پرهیز کرده است، به این ترتیب فیلمساز هم در این احساس گناه برادران اندرسون در قبال رونی از دست رفته شریک می‌شود.

برادران اندرسون

منبع تصویر، Thessaloniki Documentary Festival

توضیح تصویر، فیلم موفقیتش را از لحظات ساده روابط خانوادگی و تلاش برای ثبت آنها به دست می‌آورد

فیلم موفقیتش را از همین لحظات ساده روابط خانوادگی و تلاش برای ثبت آنها به دست می‌آورد؛ این که فیلمساز به عنوان یک زن جوان با سه فرزند، به این فکر می‌کند که چرا عموهایش که در دوران کودکی با هم بزرگ شده‌اند و در خانواده‌ای کارگری، بسیار به هم نزدیک بوده‌اند، حالا اینقدر از هم فاصله دارند؛ و آیا این سرنوشت رابطه سه دختر خودش هم خواهد بود؟

از سوی دیگر فیلمساز مقهور شهرت و دنیای پیچیده عموی فیلمسازش نیست. او به ما می‌گوید که سال‌ها در استودیوی روی اندرسون کار کرده و در چند جمله هم درباره دنیای خاص خود او که در فیلم‌هایش خلق م‌ کند حرف می‌زند، اما جدای از آن بیشتر شاهد رابطه او با عمویش هستیم - فارغ از فیلمسازی- که لحظه‌های سرد و غریبی را تصویر می‌کند؛ لحظه‌های مختص مردمان اسکاندیناوی که اینجا به شکل خاصی نمود دارد و تصویر هجوآمیز آن را به بهترین نحو در آثار خود روی اندرسون می‌بینیم؛ از جمله در یکی از شاهکارهای متأخرش، «کبوتری برای تأمل درباره هستی روی شاخه نشست» که اساساً بدون خلق و خوی خاص مردم اسکاندیناوی بی‌معنا می‌شود.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

فیلم اما سرشار است از لحظه‌های تلخ و دلگیر: فیلمساز به مرکز بی‌خانمان‌هایی می‌رود که عمویش رونی در حال مستی در حیاط آن به تنهایی جان داده؛ دیگرعموی مستندسازش رفته‌رفته در درگیری با سرطان شکست می‌خورد و آخرین تلاش‌اش برای ادامه زندگی- نمایش خصوصی آخرین فیلمش- گویی به خداحافظی سرد و تلخی بدل می‌شود که در آن همه منتظر مرگش هستند.

داستان خود روی اندرسون هم تلخ و تکان‌دهنده است؛ بهترین فیلمساز زنده سینمای سوئد- که خودش در فیلم با لبخند می‌گوید «بهترین فیلم‌های تاریخ سینما» را ساخته- حاصل دهه‌ها کارش (استودیوی شخصی‌اش) را به سادگی به خاطر مشکلات مالی از دست می‌دهد و از استکهلم به شهر کوچک دیگری می‌رود.

در صحنه‌ای تکان دهنده - که به نماهایی از روزهای شلوغ این استودیو و ساختن فیلم در آنجا کات می‌خورد- روی اندرسون روی صندلی‌ای نشسته و بی‌آن که حرفی بزند، ویران می‌شود. تمام وسایل استودیو حراج خورده یا بیرون ریخته شده‌اند و فیلمساز بزرگ، غم‌زده و تنها شاهد این ماجراست و ما به لطف یک مستند ساده و کوچک و خانوادگی، بخش تلخی از تاریخ سینما را به چشم خود می‌بینیم؛ بخشی که در مستندهای پرتره ستایش‌آمیز درباره فیلمسازان، هیچ گاه دیده نمی‌شود.