آیا روسیه وارد جنگ فرسایشی شده است؟ چرا پوتین یک اقتصاددان را به وزارت دفاع منصوب کرد؟

منبع تصویر، VLADIMIR GERDO/TASS
- نویسنده, الگا شامینا، پاول اکسنوا، ویکتوریا سافرونوا، سرگئی گوریاشکو
- شغل, بخش روسی
- منتشر شده در
اواخر عصر یکشنبه، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، پیشنهاد کرد آندری بلوسف، اقتصاددان، به سمت وزیر دفاع منصوب شود.
سرگئی شویگو تقریباً ۱۲ سال در این سمت بوده است.
تصمیم پوتین غیرمنتظره بوده اما برای کشوری که قرار است سالهای سال در جنگ باشد تصمیمی عملی است.
ولادیسلاو اینوزمتسف، اقتصاددان، میگوید: «در حال حاضر، فعالیت نظامی ما بخشی از فعالیت اقتصادی ما را تشکیل میدهد. انتصاب آندری بلوسف به این سمت نشانه این وضعیت است، یعنی این نظر که اکنون جنگ به همان اندازه ساختار بودجه دولت، تصمیم بانک مرکزی در تغییر نرخ بهره، و گزارشهای بازار سهام، مثل همه اینها و برای همیشه به بخشی از فعالیت اقتصادی ما تبدیل شده است.»
به نظر وی، پوتین با این تصمیم خود، جنگ را به عنوان «وظیفه مهم فعالیت دولت تا پایان روزهای حیات خاکی خود» تضمین کرده است.
روبن انیکولوپوف، استاد دانشگاه پمپئو فابرا (بارسلون) میگوید: «همه چیز وارد مرحله یک جنگ فرسایشی شده است و جنگ فرسایشی در واقع به این معنی است که هرکس بتواند منابع نظامی، مهمات و ادوات جنگی بیشتری تولید کند، [برنده است]. این یک ماجرای اقتصادی است.»
انتصاب بلوسف برای بیشتر افراد غافلگیرکننده بود. برای مثال، نشریه مستقل بل (The Bell) او را «مهیج» توصیف کرد و این توصیف درست است، اگرچه این اولین بار در تاریخ روسیه نیست که یک مقام غیرنظامی خود را بر صندلی وزیر دفاع میبیند، اما آندری بلوسف یک گزینه غیر معمول است.
بلوسف نسبتا دیر وارد خدمات دولتی شد.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
او پسر ریم بلوسف، اقتصاددان زمان شوروی، است و نخست کار دانشگاهی و آموزشی را دنبال کرد.
او در سال ۲۰۰۰ مرکز تحلیل و پیشبینی اقتصاد کلان را تأسیس کرد. در سال ۲۰۰۵، با گزارشی که در آن در بحران اقتصادی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ را پیشبینی میکرد، به شهرت رسید.
در همان زمان، او مشاور اقتصادی تعدادی از مقامات ارشد دولت، به عنوان مثال، میخائیل کاسیانوف و یوگنی پریماکوف بود.
برادر او هنوز در مرکز تحلیل های اقتصاد کلان و پیش بینی های کوتاه مدت (TsMAKP) کار و نظرات غیرمعمولی خود را در آنجا بیان میکند، به عنوان مثال، اینکه «پولدارهای جوان» - یعنی کسانی که از جنگ پول درآوردهاند – چگونه در اقتصاد سرمایه گذاری کنند.
کار بلوسف در دولت در سال ۲۰۰۶ آغاز شد یعنی زمانی که در زمان گرمن گرف به معاونت وزیر توسعه اقتصادی منصوب شد.
و در سال ۲۰۰۸، همکاری نزدیک او با ولادیمیر پوتین به عنوان سرپرست بخش دارایی در دولت او شروع شد. سپس وزیر اقتصاد، مشاور پوتین، معاون اول نخستوزیر، یعنی نفر دوم در دولت میخائیل میشوستین، و حتی در دوران بیماری میشوستین، جانشین نخست وزیر شد.
برای چنین فردی، انتصاب به سمت وزارت دفاع رسما باید یک تنزل مقام باشد، اما نه در روسیه در حال جنگ.
در سال ۲۰۲۴، بلوسف ریاست تشکیلاتی بخشی را بر عهده میگیرد که منابع عظیم مالی در آن جریان دارد.
اشتراک عقیده
میخائیل کاسیانوف، نخست وزیر سابق به بیبیسی گفت: «او به طور کلی بسیار محافظهکار و از لحاظ عقیدتی، یک اقتصاددان دولتگرا و حامی مداخله گسترده دولت در اقتصاد است. دیدگاههای اقتصادی او چپگرایانه است – البته چپگرایانه نه به معنای دیدگاه اقتصادی اتحاد شوروی. این بدان معنا نیست که او طرفدار یک اقتصاد برنامهریزی شده است، بلکه طرفدار کنترل و تنظیم اقتصاد توسط دولت است: میتوانید پول چاپ کنید و نیازی به دنبال کردن سیاست پولی سختگیرانه نیست، ما باید مقررات بیشتری را وضع و اجرا کنیم.»
زمانی که کاسیانوف در راس دولت بود، بلوسف به عنوان مشاور او کار میکرد: «من به توصیههای او در زمینه اقتصاد کلان یا ثبات مالی گوش نمیدادم. تحلیل و نتیجهگیری او در مورد وضعیت کنونی صنایع و بخشهای مختلف اقتصادی برای من مفید واقع شد.»
یکی از طرفهای گفتگوی بیبیسی که بلوسف را خوب میشناسد میگوید: «او سرسخت است، بلشویک است و اصلا لیبرال نیست. و میترسم اقتصاددان خیلی خوبی هم نباشد.»
یکی از همکارهای بیبیسی که بلوسف را میشناسد، میگوید: «چنین کارشناسی در زمینه استدلال علمی بهتر عمل میکند تا در زمینه کار اجرایی.»
او منطق این انتصاب را چنین توضیح میدهد: «لازم بود شویگو را برکنار کند تا به تنهایی فرمانده شود و کسی را منصوب کند که هرگز نتواند ارتش را علیه او بشوراند، و او میشوستین را [به عنوان نخست وزیر] پیدا کرد. او [شویگو] را گرفت و از دولت بیرون انداخت.»

منبع تصویر، GAVRIIL GRIGOROV/TASS
کانال تلگرامی فریدیلی Faridaily میگوید حتی تاریخچه دفتر کار بلوسف هم از گرایش او به هر چیز مربوط به شوروی حکایت دارد.
در سال ۲۰۱۳، که بلوسف به سمت دستیار رئیس جمهور در امور اقتصادی منصوب شد، دفتر کار او همان اتاقی بود که لئونید برژنف، دبیرکل سابق کمیته مرکزی حزب کمونیست زمانی در اختیار داشت.
روی دیوار اتاق نقشه اتحاد جماهیر شوروی آویزان بود که برژنف از آن استفاده میکرد. مبلمان نیز به سبک شوروی باقی ماند.
فریدیلی می نویسد که چنین دفتر کاری به خوبی با دیدگاه بلوسف در مورد اقتصاد سازگار بود.
آندری بلوسف اغلب به عنوان فردی دولتگرا یا حامی اقتصاد کینزی توصیف میشود. به عبارت سادهتر، حامی مداخله فعال دولت در اقتصاد به عنوان مثال، از طریق وضع مقررات یا سرمایهگذاری دولتی است.
انیکولوپوف، استاد دانشگاه پمپئو فابرامیگوید: «او یکی از حامیان طرحی در دولت بود که به جای ایجاد صندوق ذخیره ملی، مازاد عایدی دولتی را در اقتصاد سرمایه گذاری کرد.»
او میافزاید: «بلوسف واقعاً یک کارشناس بسیار حرفهای در رشته خود است. تشکیلات اقتصادی دولت متشکل از تکنوکراتهای بسیار حرفهای است. اما آنچه در مورد بلوسف شناخته شده این است که احتمالا تنها فرد در کل این تشکیلات است که نگرشی یکسان با نگرش پوتین دارد. یعنی او هم طرفدار مخالفت روسیه با جهان غرب است، اینکه روسیه باید مجزا و مستقل باشد. پس تصادفی نیست که شایعاتی وجود دارد در مورد اینکه او تنها فرد در کل تشکیلات اقتصادی دولت بود که از الحاق کریمه به خاک روسیه در سال ۲۰۱۴ حمایت کرد.»
منبع نشریه بل این نظر را حتی سادهتر و صریحتر بیان میکند: «بلوسف یک اقتصاددان است که معتقد است روسیه را حلقهای از دشمنان احاطه کرده است.»
و اینوزمتسف، اقتصاددان او را «پاتروشف شماره دو در اقتصاد» مینامد - منظور او نیکولای پاتروشف، دبیر سابق شورای امنیت روسیه است که به داشتن دیدگاههای بسیار محافظهکارانه معروف است.
اینوزمتسف میگوید: «بهعنوان فردی که قادر به حل مشکلاتی است که اکنون دستگاه حکومتی پوتین با آنها مواجه است، به طور کلی فکر میکنم که او فردی بسیار مناسب است.»
بل در مورد اعتقاد دینی بلوسف مینویسد او «گهگاه» در یکی از کلیساهای منطقه ولادیمیر خدمت میکند.
یکی از طرفهای گفتگوی بیبیسی که با بلوسف آشناست، اضافه میکند که او به هنر معاصر هم علاقهمند است و اغلب از نمایشگاه کوسموسکو دیدن میکند.
این شخص میگوید: «او معمولا با سرگئی گورکوف [رئیس سابق موسسه ملی توسعه اقتصادی روسیه VEB] به نمایشگاه میرود، دفترچه راهنما را میگیرد و همه چیز را با دقت نگاه و بررسی میکند. ظاهراً او خرید هم میکند.»
یکی دیگر از طرفهای گفتگوی بیبیسی که بلوسف را از زمان کار در دفتر ریاست جمهوری میشناسد، میگوید: «این بسیار نادر است که یک نظریهپرداز علمی بتواند به یک کارشناس خوب تبدیل شود.»
به گفته وی، بلوسف همیشه به وضوح و به نحوی قابل درک و هوشمندانه افکار خود را فرموله و به سرعت مسایل را حل میکند.
طرف گفتگوی بیبیسی اصول کار بلوسف را چنین توصیف میکند: «نیازی نیست برای مدتی طولانی در مورد ضرورت این یا آن اقدام صحبت شود؛ ضرب الاجلها، افراد مسئول، و نقشه راه وجود دارد - و ما راه میافتیم.»
او اضافه میکند که بلوسف «کاملا یک تکنوکرات، بدون شوخطبعی در مکالمات و زمانی که حرفهای خارج از موضوع میزنند، معذب میشود. اوهیچ وقت حرف بیربط نمیزند.»
انیکولوپوف میگوید: «در مورد وفاداری او به پوتین مشخص است که این یک احساس شخصی به پوتین نیست، بلکه صرفا یک اشتراک ایدئولوژیک است. و این بسیار مهم است، زیرا این نوع وفاداری در واقع بسیار جدیتر از وفاداری از روی احساس شخصی است.»
او میافزاید: «زیرا در همه رژیمهای خودکامه، حاکم همیشه باید بین وفاداری و شایستگی افراد یکی را انتخاب کنید، اما وقتی وفاداری از روی اشتراک عقیده باشد، اینجا مجبور نیستید چنین انتخابی بکنید- نگرش بلوسف واقعا برای پوتین مناسب است.»
کاسیانوف مطمئن است که پوتین از بلوسف به عنوان یک دولتمرد خوشش میآید.
به عقیده وی، رئیس جمهور روسیه انتظار دارد که وزیر دفاع جدید «با قدرت و شفافیت آنچه را که در وزارت دفاع اتفاق میافتد کنترل کند، و اوضاع را از جمله در امور مالی و جنبههای مختلف اقتصادی، و همچنین امور مربوط به تامین منابع و پرداختها سامان دهد.»
نخست وزیر سابق روسیه معتقد است: «به طور کلی، او همه چیز و همه کس را کنترل خواهد کرد، نکته اصلی اطمینان از درست بودن ترتیبات دفاعی جدید است که تحت رهبری او تشکیل میشود.»
کاسیانوف معتقد است که این قبیل انتصابات نشان میدهد که بخش صنایع نظامی روسیه به موتور محرک کل اقتصاد این کشور تبدیل میشود و وجود تعامل و ارتباط مورد نظر پوتین در داخل تشکیلات دولتی را دو نفر تضمین میکنند - بلوسف و دنیس ماتتوروف، معاون اول جدید نخست وزیر.
او میافزاید: «بنابراین، من نتیجه میگیرم که همه چیز برای ادامه یک جنگ فرسایشی مهیا میشود.»

اقتصاددان در وزارت دفاع
انیکولوپوف میگوید: «[انتصاب بلوسف] اقدامی برای به رسمیت شناختن این اصل است که موتور اصلی اقتصاد روسیه در حال حاضر مجموعه صنایع و بودجه دفاعی است. یعنی همه ما درک میکنیم که رشد اقتصادی کنونی روسیه عمدتا ناشی از افزایش هزینههای دولتی است و بخش عمده هزینههای دولت مربوط به بخش مجتمع نظامی-صنعتی است.»
وزارت دفاع روسیه مسئول بخش عملیات نظامی نیست بلکه این وظیفه برعهده ستاد کل نیروهای مسلح است که رهبری آن تغییر نکرده است. اما به گفته انیکولوپوف، وزارت دفاع به رهبری بلوسف مشخصا مسئول توسعه بخش صنایع نظامی و «ایجاد پل» بین این بخش و کل اقتصاد روسیه خواهد بود.
در سه ماهه اول سال جاری، تولید ناخالص داخلی روسیه، بر اساس گزارش بانک مرکزی ، ۴/۶ درصد و در سال ۲۰۲۳، طبق گزارش روستات (اداره آمار روسیه) ۳/۶ درصد رشد داشته است.
اینها نرخ رشد بالایی برای اقتصاد روسیه است و دلیل اصلی هم افزایش شدید هزینههای دولتی به ویژه هزینه جنگ و صنایع نظامی بوده است.
انیکولوپوف میگوید «نقش وزارت دفاع و اهمیت آن به عنوان توزیعکننده پول است که در طول سالهایی که این وزارتخانه توسط سرگئی شویگو مدیریت میشد افزایش یافت و اکنون بودجه وزارت دفاع به یک سوم کل هزینههای بودجه دولتی افزایش یافته و این پول هنگفت بدون یک چارچوب منظم، بدون رویکردی منظم هزینه شده است.»
یک کارشناس نظامی روس که نخواست نامش فاش شود به بیبیسی گفت: «چنین وضعیتی خیلی خوب نیست، زیرا نه تنها بر ماشین نظامی از نظر توانایی آن در جنگ، بلکه بر کل اقتصاد کشور نیز تاثیر میگذارد و با توجه به اهمیت هزینههای نظامی برای صنایع، این تاثیر بیشتر میشود.»
او افزود: «این پول برای همهچیز به کار میرود و نه فقط برای خرید سلاح، این پول صرف نگهداری نیروها، غذا، دارو، تجهیزات، و تدارکات دیگر میشود و لازم است اینها را به بهترین نحو هزینه کرد.»
به گفته این کارشناس، وزیر دفاع جدید قبل از اینکه بتواند در مورد مفهوم بهبود میان مدت و بلندمدت نیروهای مسلح صحبت کند، ابتدا باید حسابرسی هزینههای وزارت دفاع را سروسامان دهد.»
او میگوید: «وظیفه اصلی وزیر جدید با توجه به تخصص اقتصادیاش، ایجاد ترتیبات موثر برای هزینهکردن بودجه، ایجاد چارچوبی نظاممند برای این هزینهها، یعنی پیشنهادهای راهبردی برای بخشی است که برای آن یک سوم کل بودجه کشور هزینه میشود.»
یکی از کارمندان سابق بلوسف در گفتگو با فریدیلی گفته است که «رمیچ [نامی که نزدیکان آندری بلوسف او را با آن خطاب میکنند] فردی صد در صد استوار و سالم است، او سابقه بدی ندارد، همیشه صادق است، اما از دیگران کار میخواهد و حتی سختگیر است.»
او میگوید «بر خلاف سرگئی شویگو و سایر وزرای دفاع سابق، نام بلوسف هرگز در ارتباط با تحقیقات ضد فساد مطرح نشده و با رسواییهای بزرگ مرتبط نبوده است.»
آناتولی سردیوکوف، سلف سرگئی شویگو، در اکتبر ۲۰۱۲ به دلیل دست داشتن در پرونده کلاهبرداری با استفاده از اموال وزارتخانه برکنار شد. البته در جریان تحقیقات، او به عنوان شاهد حضور داشت و محکومیتی نگرفت.
چند هفته پیش هم تیمور ایوانف معاون وزیر دفاع بازداشت شد. او به گرفتن رشوه متهم است.
یکی دیگر از معاونان شویگو یک سال پیش، در پایان آوریل ۲۰۲۳ برکنار شد. میخائیل میزینتسف، تنها هشت ماه پس از انتصاب به سمت معاونت وزیر دفاع روسیه در بخش تدارکات از این سمت برکنار شد.
او سه روز قبل از اعلام به اصطلاح «بسیج نسبی» در سپتامبر ۲۰۲۲ کار خود را آغاز کرد و دستور آغاز عملیات مشکلات مربوط به بخش تدارکات نیروها را آشکار ساخت. کار به جایی رسید که روسای دو کمیته دومای دولتی هم از دادستانی کل خواستند تا تاخیر در تامین تدارکات مورد نیاز نیروها را مورد رسیدگی قرار دهد.

منبع تصویر، VADIM SAVITSKY/TASS
در سال ۲۰۱۵، شویگو و دخترش کسنیا به افراد مرتبط با تحقیقات بنیاد مبارزه با فساد تبدیل شدند.
افبیکا (که یک سازمان افراطی شناخته و در روسیه ممنوع اعلام شده است) مقالهای درباره ویلای روستایی وزیر منتشر کرد که به شکل یک معبد ساخته شده و هزینه ساخت آن ۱۸ میلیون دلار برآورد شده بود.
طبق تحقیقات این بنیاد، زمینهایی که در آنها یک خانه در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ و خانه دیگری در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ ساخته شد به نام کسنیای ۱۸ ساله بود. البته خانواده شویگو همه اتهامات را تکذیب کرد.
آیا اصلاحات در ارتش روسیه امکانپذیر است؟
اکثر وزرای دفاع منصوب شده توسط ولادیمیر پوتین تلاش کردهاند تا ارتش را به طریقی اصلاح کنند.
در سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷، در زمان سرگئی ایوانف، موضوع اصلاحات ارتش به طور گسترده مطرح شد اما این برنامه پیشتر توسط جانشین وی، آناتولی سردیوکوف، اجرا شده بود.
سردیوکوف به همراه نیکلای ماکاروف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، به اصلاحات عمیقی دست زدند، ساختار نیروهای مسلح را تغییر دادند، تشکیلات ارتش را جمع و جور کردند و از جمله شمار افسران را کاهش دادند، به جای شش ناحیه نظامی، چهار حوزه فرماندهی استراتژیک ایجاد کردند، تعدادی از مراکز نظامی از جمله تاسیسات آموزشی را بستند و به برونسپاری خدماتی مانند تامین غذا برای پرسنل نظامی و تعمیر تجهیزات دست زدند.
سردیوکوف مایل به ساختن یک ارتش نسبتا کوچک اما حرفهای بود و این روندی بسیار دردناک بود، به ویژه برای نظامیانی که بسیاری از آنها بازنشسته میشدند.
پس از او، سرگئی شویگو به وزارت دفاع منصوب شد، که در زمان انتصابش دارای درجه نظامی ژنرال بود – اگرچه این درجه را در سمت فرماندهی نظامی کسب نکرده بود. او به مدت ۱۸ سال ریاست وزارت وضعیت اضطراری را بر عهده داشت.
اگرچه در ابتدا تصور میشد که شویگو کار سردیوکوف را ادامه خواهد داد اما به زودی «عقب نشینی» از برخی اصلاحات در ارتش روسیه آغاز شد.
در زمان شویگو، ناحیههای نظامی و تشکیلات بزرگ - لشکرها و ارتشها - دوباره در روسیه ظاهر شدند. (سردیوکف از ایجاد ارتشی با سازماندهی مبتنی بر تیپها حمایت می کرد.)
در زمان شویگو ، ارتش روسیه فعالانه خرید تسلیحات را شروع کرد.
سرمایهگذاریها و اصلاحات مجتمعهای نظامی-صنعتی که در زمان وزیران قبلی انجام شده بود این خریدها را تسهیل کرده بود اما در زمان او بود که خریدهای نظامی گسترش یافت و ابعاد نجومی به خود گرفت.
در سال ۲۰۰۸، جنگ در گرجستان بسیاری از کاستیهای ارتش روسیه را آشکار کرد و به اصلاحات ساختاری عمیق منجر شد، اما این جنگ به پیروزی روسیه منجر شد.
جنگ در اوکراین برای بسیاری در روسیه یک شوک واقعی بود. این جنگ نیروهای مسلح روسیه را در شکل و شمایلی کاملا متفاوت با آنچه تبلیغ شده بود به نمایش گذاشت.
آنطور که تحلیلگران نظامی روسیه اشاره کردهاند، سرگئی شویگو به عنوان وزیر دفاع روسیه توانسته بود با کمک تبلیغات گسترده، تصویری از ارتش روسیه به عنوان یک نیروی قدرتمند و شکستناپذیر بسازد.
پول زیادی برای این منظور هزینه شده بود. کافی است که فقط پارک گرانقیمت پاتریوت در منطقه مسکو را به خاطر بیاورید.
در همان زمان، هر تلاشی برای انتقاد از وزیر دفاع در مطبوعات روسیه با توسل به مقررات جدید به شدت سرکوب شد.
با این حال، یک ماه پس از شروع تهاجم به اوکراین، ارتش روسیه ابتدا مجبور به عقبنشینی از کیف شد، سپس نتوانست نیروهای اوکراینی را در دونباس محاصره کند.
هنگامی که نیروهای مسلح اوکراین در پاییز حمله سریع به نیروهای روسی را در منطقه خارکیف انجام دادند، فرماندهی نیروهای مسلح روسیه نه تنها در شبکههای اجتماعی، وبلاگها و رسانهها، بلکه حتی در خود ارتش روسیه و دومای دولتی مورد انتقاد قرار گرفت.
این انتقاد هم مربوط به کمبود آموزش نیروهای روسی و هم ناکافی بودن تدارکات بود.
در تعدادی از مناطق، ارتش روسیه از اوکراین شکست خورد و این شکستها ضعف ارتش را آشکار کرد.
ارتش با کمبود پهپاد، تجهیزات ارتباطی و حتی کیتهای پزشکی مواجه بود.
اینوزمتسف شرایط ارتش را اینطور شرح میدهد: «من فکر میکنم مشکل این نیست که شرایط اقتصادی در حال بازسازی نیست، بلکه مشکل این است که ارتش به خوبی بازسازی نمیشود. هیچ شکایت خاصی در مورد اقتصاد وجود ندارد: تولید نظامی ادامه دارد، بودجه در حال فروپاشی نیست، هر پولی که پوتین میخواهد دریافت میکند، یعنی اقتصادی که برای جنگ کار می کند هیچ مشکلی ندارد. اما در مورد ارتش، مشکلاتی وجود دارد که مطلقاً نمیخواهند در چارچوب منطق اقتصادی کار کنند. زیرا اگر اینگونه خسارات و تلفات چند سال دیگر ادامه یابد، قطعا پول کافی وجود نخواهد داشت – از لحاظ اقتصادی این یک استفاده کاملا غیرمنطقی از منابع است و این چیزی است که در خود ارتش در حال وقوع است. این مشکلات وضعیت فعلی ارتش را نشان میدهد.»
او معتقد است که بلوسف دقیقا برای بازسازی وزارت دفاع به این سمت منصوب شده است.
این کارشناس نظامی روسی میگوید که هنوز صحبت در مورد هر طرحی برای بهبود نیروهای مسلح روسیه در میان مدت دشوار است - روسیه هنوز درگیر یک جنگ بزرگ و پرهزینه است که به راه انداخته است.
به گفته وی، فعلا در مورد خرید ماشینآلات و تجهیزات سئوالاتی باقی است.
انیکولوپوف میگوید: «مسیر راهبردی رهبری روسیه این است که این موضوع جدی و بلندمدت است، و کل اقتصاد روسیه دقیقا تحت راهبردی بازسازی میشود که در آن مجموعه دفاعی-صنعتی یا همان صنایع دفاعی نقش اصلی را ایفا میکند. در واقع با تمام عواقبی که این وضعیت در پی دارد، چون چنین وضعیتی به معنی آن است که بازگشت از این مسیر بسیار دشوار و بسیار دردناک خواهد بود، زیرا در بیشتر موارد، تغییر کاربری کارخانههای نظامی برای مقاصد زمان صلح بسیار دشوار، اگر نگوییم غیرممکن است.»
اینوزمتسف میگوید: «هر سال حداقل ۱۰۰ هزار نفر در این جنگ جان خود را از دست میدهند و ظاهرا پوتین میخواهد به طور نامحدود به این جنگ ادامه دهد.»
درست قبل از شروع تهاجم به اوکراین، تبلیغاتچیهای روسی و به تبع آنها، بسیاری از روسها متقاعد شده بودند که «عملیات ویژه» چند روز بیشتر طول نمیکشد، اما خیلی زود مشخص شد که جنگ بسیار طولانیتر خواهد بود.
در پاییز سال ۲۰۲۲، پس از عقبنشینی نیروهای روسی از نزدیک خرسون، جنگ در نهایت به جنگ سنگربه سنگر تبدیل شد.
هدف از این نوع درگیری نظامی از بین بردن منابع دشمن است و به همین دلیل جنگ فرسایشی نامیده می شود.
در این جنگ، هر یک از دو طرف به دنبال کاهش توانایی دشمن برای ادامه جنگ است.
زمان دستیابی به چنین هدفی به وضوح قابل مشاهده نیست و تعیین زمان تحقق آن دشوار است.
از زمانی که مشخص شد که «عملیات ویژه» سریع روسیه به جنگ فرسایشی رسیده است، مفسران از ادامه این جنگ برای مدتی طولانی، شاید سالها صحبت میکنند.


































