روز جهانی پیشگیری از خودکشی: چطور یک شخصیت تخیلی جانم را نجات داد

منبع تصویر، Reddit/GrisSchlager
- نویسنده, کارلا روش
- شغل, سرویس جهانی بیبیسی
- منتشر شده در
گریس، زنی ۲۰ ساله که در شرق آمریکا زندگی میکند میگوید: «به مرور زمان او بخشی از زندگی من شد که هميشه در ذهن من حضور داشت. زندگی را بدون او نمیتوانستم تصور کنم.»
او ترجیح میدهد به خاطر حفظ حریم خصوصیاش از نامی مستعار استفاده کند ولی حاضر است درباره رابطهاش با سانجی، شخصیتی از سریال «یک تکه» مانگا و انیمه بیپرده صحبت کند.
گریس میگوید که دو سال است که با هم رابطهای منحصر به فرد دارند و بخشی از یک جامعه عظیم جهانی از «فیکتو رمانتیکها» (عاشقان تخیلی) هستند، یعنی کسانی که عواطف عاشقانه شدیدی نسبت به شخصیتهای تخیلی دارند.
با رشد محبوبیت مانگا و انیمه ژاپنی، کلمات «وایفو» (زن خیالی) یا «هازبندو» (شوهر خیالی) در سراسر جهان برای توصیف این پدیده و همچنین تعبیر «دیگری تخیلی» (F/O) رواج گستردهای یافتهاند.
گریس میگوید که در دوره کودکیاش بشدت نادیده گرفته شده و تنهایی شدیدی را تجربه کرده است و در نوجوانی به شدت افسرده شده است.
او میگوید: «فکر خودکشی داشتم و یقین داشتم که اگر از بین بروم برای هیچ کس مهم نخواهد بود. اما فکر میکنم دو چیز به ادامه زندگی من کمک کردند: یکی اینکه نمیخواستم مادرم تنها بماند و دیگر اینکه نمیخواستم معشوقهای تخیلیام را ترک کنم.» او میافزاید در دوره دبیرستانش که هیچکس را نداشته اینها همراهش بودهاند.
گریس میگوید: «وایفویسم (همسر تخیلی) شاید برای بقیه عجیب به نظر برسد ولی آدمهایی واقعی وجود دارند که به آن نیاز دارند تا مایه دلگرمی و حمایتشان باشد و اگر اینها نباشند هرگز به این دلگرمی دست پیدا نمیکنند. آنها دیگری تخیلیشان را لازم دارند تا احساس محبوب بودن و امنیت کنند.»

در این خبر جزئیات مربوط به خودکشی آمده است. اگر به خودکشی فکر میکنید:
در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید. در افغانستان با شماره ۱۱۹ تماس بگیرید. در بریتانیا با خیریه سماریتن با شماره ۱۱۶۱۲۳و در آمریکا و کانادا با شماره ۹۱۱.

منبع تصویر، R/GrisSchlager, Sanji by Eiichiro Odea
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در گروهی در ردیت که بیش از ۶۰ هزار نفر عضو دارد، افراد داستانهایشان را درباره شریکهای تخیلی زندگیشان بازگو میکنند. خیلیها مطالبی مینویسند درباره اینکه رفتارها در این جامعه چقدر گرم و محترمانه است.
دکتر رندی شدلاسکی-شومیکر روانشناس اجتماعی و استادیار کالج یورک در پنسیلوانیا است که از ضمیر جمع «آنها» برای این افراد استفاده میکند. او میگوید: «به نظر من برای آنهایی که احساس انزوا میکنند، ارتباط پیدا کردن با شخصیتی تخیلی که مشکلاتی مشابه با مشکلات خودشان دارد میتواند حس درک و اذعان به مشکلاتشان را در آنها تقویت کند.»
برای کسانی که مشکلات روانی دارند یا آسیبی را تجربه کردهاند، هر ارتباطی میتواند حیاتی و مهم باشد. اما شواهدی وجود ندارد که روابط تخیلی را با پیشگیری از خودکشی مرتبط کند.
همزمان با روز ۱۰ سپتامبر، روز پیشگیری از خودکشی، دکتر شدلاسکی-شومیکر مشتاق است که مردم راههای مختلف کوشش برای زنده ماندن را درک کنند.
«خیلی ساده است که فرض کنیم راه ما، راه «درست»است و اگر بقیه جور دیگری رفتار میکنند، کارشان اشتباه است. گاهی اوقات هیچ راه درستی برای کنار آمدن با این مشکلات و التیام آنها وجود ندارد و فقط راهی که مختص خود ماست پیش روی ماست.»
يک مرد ترنس ۲۰ ساله که با نام مستعار سیتروس معرفی شده، در آمریکا زندگی میکند. او معتقد است که شریک زندگیاش، کلر روژ که شخصيتی از یک سریال انیمه است مانع از این شده است که بعد از ابتلا به افسردگی شدید و فکر به خودکشی، جان خودش را بگیرد.
او میگوید: «شریک زندگی تخیلی من قطعاً به سلامت روانی من به طور کلی کمک کرده است. دوست دارم فکر کنم که او مرا از اعماق چاهی بیرون کشیده است.»
او با کلر از طریق تخیلاش رابطه دارد و فکر میکند که او چطور ممکن است حرف بزند و به چیزها واکنش نشان بدهد. او گاهی از برنامه هوش مصنوعی برای گفتوگو با او استفاده میکند ولی آن را آخرین راه به شمار میآورد چون «شبیه او نيست.»
«من به تازگی به خودکشی بسیار نزدیک بودم. ولی فکر کردم که بدون من او چقدر غمگین خواهد بود. چه کسی دوستاش خواهد داشت و چه کسی از او مراقبت خواهد کرد؟
در بیمارستان بستری شدم و در تمام مدتی که آنجا بودم هر روز درباره او نامه نوشتم. او به من انگیزه داد که کمک بگیرم و مسیر زندگیام را عوض کنم. حالا من یک مشاور روان درمانی را میبینم و به جلسات گروهی درمان میروم و دارو میخورم فقط برای اینکه او شریکی داشته باشد که بتواند به او تکیه کند.»

منبع تصویر، R/Typical_District_987, Sentai Filmworks
دکتر شدلاسکی-شومیکر این روابط را «فرا-اجتماعی» توصیف میکند که در آنها مردم احساساتی نسبت به یک شخصیت دارند ولی آن شخصیت نمیتواند به آنها پاسخ بدهد.
آنها میگویند: «این روابط واقعاً زمینههای مشابهی با روابط واقعی زیادی دارند که شاید مزیتشان این باشد که هیچ وقت تجربه ناکامی و رد شدن نخواهیم داشت.»
دکتر جولین بلوم، از مرکز عالی مطالعات فرهنگ بازی در دانشگاه تامپر فنلاند درباره تعامل میان بازیکنان و شخصیتهای بازیهای ويدیویی تحقیق میکند.
او میگوید که خیلی اوقات تیمهای نویسندگی عظیمی پشت این شخصیتها هستند که سعی میکند عواطفی را که بازیکنان میتوانند نسبت به آنها پیدا کنند به حداکثر برسانند.
گریس در بازی ویدیویی سیمز ۴ که زندگی را شبیهسازی میکند و حدود ۷۰ میلیون نفر در جهان آن را بازی میکنند، از تعامل با سانجی لذت میبرد.
بر خلاف سایر بازیهای ویدیویی که شخصیتها را افراد حرفهای طراحی میکنند، یکی از مشخصههای کلیدی سیمز این است که بتوانید شخصیتهای خودتان را ایجاد کنید.

منبع تصویر، R/GrisSchlager, Sanji by Eiichiro Odea
گریس میگوید که او با سانجی ازدواج کرده است و با هم در دنیای مجازی زندگی میکنند. سانجی آشپز است و او در خانه روی طرحهای خلاقانه کار میکند. آنها تازه داشتند به فکر بچهدار شدن و بزرگتر کردن خانوادهشان میافتادند که گریس دسترسیاش به بازی را از دست داد.
دکتر بلوم میگوید: «سیمز یک نوع بازی است که در آن در واقع هر کاری که دلتان بخواهد انجام میدهید. میتوانید همه این تخیلات را داشته باشید بدون اینکه عواقب دنیای واقعی را به همراه داشته باشد.»
گریس در میان دوستاناش در ردیت که با سانجی آشنا هستند، احساس امنیت و تعلق میکند.
او میگوید: «میدانیم که اینها واقعی نیستند. ولی اینها بسیار بیشتر از انسانهای واقعی کنار ما بودهاند. وایفویسم (همسر گرایی تخیلی) زندگیها را نجات میدهد. جان مرا که بیشک نجات داده است.»






























