16:04 گرينويچ - شنبه 29 دسامبر 2007 - 08 دی 1386
ملک ستیز
پژوهشگر افغان
مرگ نابهنگام بی نظیر بوتو، حزب مردم پاکستان را که بزرگترین جنبش اعتدالگرا در این کشور محسوب می شود با بحران رهبری مواجه کرده است.
این مسئله به گمان اغلب، یکی از مهمترین مقاصد قاتلان بوتو به شمارمی رفته، زیرا حزب مردم پاکستان به مهمترین اپوزیسیون سیاسی مبدل شده بود و ائتلاف و تفاهم احتمالی این حزب با رئیس جمهور پرویز مشرف به گمان بسیاری می توانست زمینه های سکولاریسم در پاکستان را تقویت کند.
فامیل بوتو را می توان با فامیلهای کندی در آمریکا و گاندی در هند مقایسه کرد.
پول، شهرت و محبوبیت از ویژگیهای مهم این خانواده های مهم سیاسی جهان به شمار می رود که قربانی سیاست شدند.
بی نظیر بوتو که تحصیلکرده غرب بود، توجه شایان سیاستگذاران آمریکا را به خود جلب کرده بود و از سوی دیگر اتحادیه اروپا، روسیه، چین و هند نیز بر نقش او در تأمین ثبات در پاکستان و تأثیرات آن بر اوضاع افغانستان خوشبین بودند.
بی نظیربوتو می توانست به نقش تخریب شده آقای مشرف که از متحدان نزدیک آمریکا در مبارزه علیه دهشت افکنی (تروریسم) است، کمک شایانی کند.
پس از اعلام وضعیت فوق العاده در پاکستان (سوم نوامبر 2007) رئیس جمهور مشرف هشتم ژانویه (جنوری) را تحت فشار مخالفان روز انتخابات پارلمانی اعلام کرد.
دولت افغانستان به نتایج این انتخابات امیدوار بود زیرا ثبات سیاسی در پاکستان تأثیر مهمی بر اوضاع سیاسی افغانستان دارد اما اکنون با مرگ بی نظیربوتو و اعلام تحریم انتخابات از سوی نواز شریف، رهبر حزب مسلم لیگ، مشروعیت ارزشی این انتخابات زیر سؤال است.
حالا پرسش مهم این است که در بحران رهبری بزرگترین اپوزیسیون سیاسی، انتخابات چه معنی را افاده خواهد کرد؟
حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان فقط چند ساعت پیش ازقتل خانم بوتو با وی ملاقات کرد که این ملاقات معنی حمایت از قاطعیت خانم بوتو در برابر تروریسم را می رسانید.
افغانستان به اعلام چنین قاطعیتی بخصوص در مقابله با تروریسم و بویژه از جانب پاکستان نیاز دارد.
رئیس جمهور مشرف نیز یک روز پیش از قتل خانم بوتو این قاطعیت را به حامد کرزی وعده سپرده بود اما قتل خانم بوتو این امید دیرینه دولت افغانستان را با یأس مواجه کرد.
دولت افغانستان با ابراز همدردی به مردم و دولت پاکستان، برای 24 ساعت پرچمش را نیمه افراشته کرده، اقدامی که می تواند خشم تندروان را بدنبال داشته باشد.
بحران سیاسی پاکستان بویژه اکنون و با ترور خانم بوتو سبب تقویت گروههای تندرو در مرزهای افغانستان می گردد و مبارزه با این گروههای خطرناک را دشوارتر از همیشه خواهد ساخت.
این بحران باعث ناهنجاریهای اقتصادی در افغانستان نیز می شود؛ افغانستان بیشترین مواد مورد ضرورت، بخصوص مواد اولیه (خوراکه) را از پاکستان تمویل می کند، نبود امنیت مواصلاتی و بحران اقتصادی پاکستان تأثیر مستقیم به بازار اقتصادی افغانستان خواهد گذاشت، بلند رفتن (افزایش) قیمتها در بازارهای کابل ازهمین حالا محسوس است.
مناسبات افغانستان با پاکستان پس از بی نظیر بوتو مربوط آن خواهد بود که با مردم در روزهای آینده نزدیک در خیابانهای پاکستان چگونه برخورد خواهد شد.
نکته مهم و سرنوشت ساز دیگر در پاکستان، نقش ارتش این کشوراست، آیا ارتش حمایتش را از پرویز مشرف ادامه خواهد داد، یا اینکه دست به اقدام ناگهانی دیگری خواهد زد؟
معضل مهم دیگر ضعف کنترل در مناطق آزاد مرزی از سوی هر دو دولت است، جایی که گروههای دهشت افکن برنامه های خود را آماده می کنند.
هر دو دولت همدیگر را به خاطر کمبود قاطعیت و تعهد در مبارزه با دهشت افکنی متهم می سازند.
تشویش دولت افغانستان در مورد آنچه در پاکستان در حال اتفاق افتادن است افزایش یافته است.
پاکستان بار دیگر به یکی از تأثیرگذارترین کشورها برای افغانستان مبدل شده و از سوی دیگر حضور گروههای تندرو اسلامی بویژه القاعده و طالبان در مرزهای پاکستان و افغانستان، بی ثباتی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و رشد بنیادگرایی در منطقه، دلایل روشنی اند برای بلندگیری (افزایش) تشویش جهان نسبت به سرنوشت پاکستان، افغانستان و منطقه به صورت کل.