آیا فهرست قربانیان دیگر نیز منتشر خواهد شد؟

- نویسنده, تابش فروغ
- شغل, تحلیلگر سیاسی
- منتشر شده در
حکومت افغانستان برای دو روز پرچم این کشور را به خاطر یادبود از کسانی که توسط اگسا یا سازمان اطلاعاتی رژیم کمونیستی در میان سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ خورشیدی کشته شدهاند به حالت نیمه افراشته در میآورد و در تمامی نقاط کشور مراسم فاتحهخوانی برگزار میکند.
این که نشر فهرست ۵۰۰۰ قربانی توسط روزنامه هشت صبح و ماهیت واکنش حکومت افغانستان در اوضاع و احوال شکننده کنونی چه پیامدی می تواند داشته باشد و آیا فهرستی که فقط جنایات ضد بشری توسط یک گروه خاص سیاسی را در یک برهه ای از تاریخ معاصر افغانستان بازگو می کند، می تواند گرههای از پیچیدگی های پروندۀ جنایات جنگی بگشاید یا نه، محل بحث دارد.
تاریخ کش و قوس های سیاسی، انحصار طلبی، تمامیت خواهی، نفی حضور احزاب و عناصر مخالف و توجیه حذف فیزیکی آن ها، نبود عقلانیت و مدارا در رویکردهای سیاسی و حکومتداری در تاریخ معاصر افغانستان ویژۀ هیچ جریان سیاسی نیست.
نگاهی غیرجانبدارانه و پژوهشی به تاریخ افغانستان و بررسی تحولات سیاسی- اجتماعی این کشور نشان میدهد که ریشه کشتن ها و نابودکردن ها بر اساس آرا و دیدگاه های افراد در نتیجۀ نبود فرهنگ تحمل دگراندیشی و ناباوری به ارزش های یک جامعه دموکراتیک، باز و متکثر، متاسفانه بارور بوده است.
نظامهای سیاسی اعم از امارتها، سلطنت و جمهوریها با هر عقبۀ از تفکر دینی و حکومت داری، به خاطر تحکیم حاکمیت و سلطۀ خویش به سهم خودشان در افغانستان آدم کشته اند و از " قهر مشروع" نظام نامشروع بهره برده اند.
برای نظام های شاهی فعالیت های مشروطه خواهی و عدالت طلبی بهانۀ هایی بوده اند که حریفان سیاسی نظام و "عناصر ضد شاه " را نابود کنند، برای رژیم های کمونیستی برچسپ های " ضد انقلاب"، "همسویی با امپریالیسم خونخوار"، "اخوانی گری" و "اشرار بودن" دستاویزهای منطقی حذف عناصر ضد رژیم قلمداد می شدند، به مجاهدین " کمونیست بودن" و " روشنفکر بودن " دلیل موجه برای کشتن بوده است و در رژیم طالبانی نیز " شر و فساد بودن" و دگر اندیش بودن دلیلهای گویا موجهی برای کشتن بود و هست.
و حالا نیز شاید شماری از گلولههای ناسنجیدۀ سربازان نظام کنونی و متحدان بین المللی اش به جای شلیک شدن به سمت مخالفان مسلح حاکمیت، گاهی سینه زنان و کودکانی را نشانه گرفته باشد که هیچ حمایتی از هیچ طرفی از جنگ نداشته اند.
البته روشن ترین تفاوت نظام پس از ۲۰۰۱ در افغانستان با تمامی حاکمیت های گذشته این است که گسترۀ فعالیت های مخالفان سیاسی و فکری خودش را نه محدود کرده و نه هم به حذف فیزیکی افراد پرداخته است.
این در واقع ویژگی برتری است که نمی شود در ساخت و بافت هیچ نظام سیاسی پیشین در افغانستان بازیافت.
روشن است که چنین فضایی تنها محصول "تفکر افغانی" در مواجهه حکومت داری نیست بلکه حمایتهای جهانی و حضور نیروهای سیاسی و امنیتی جامعه بینالمللی بارزترین عنصر شکل دهنده این جو است.
با این حال هم هستند مدعیانی که هنوز باور ندارند که همه چیز در یک دهۀ گذشته عوض شده و هیچ دیدگاهی برای نظام آزاردهنده و تحریک انگیز نیست.
امید بازشدن پرونده های بسته

روشن است که چنین فاتحه خوانیها و پرچم نیمه افراشتنها که البته خوب است اما بعید به نظر می رسد قصد دولت تنها غمشریکی و دلداری از خانوادههایی باشد که بستگان شان را در یک جنایت سازمان یافتۀ بشری از دست داده اند.
جای تردید نیست که حریفان دیروزین نظام کمونیستی که شماری از آن ها در چهار سوی رئیس جمهوری و نظام حلقه زدهاند از نشر این فهرست شادمان اند ولی منطقی است که با باز شدن پرونده های جنایات جنگی ، اجرای "عدالت انتقالی" و نشر گزارشهای حقوق بشری از سالهای جنگ داخلی در افغانستان، گرد این آسیاب به دامن آنها نیز می نشیند.
مردم انتظار دارند، همین گونه که حکومت حالا نیمه افراشتن پرچمها و فاتحه خوانی را دستور می دهد، از اجرای "عدالت انتقالی" و به دادگاه کشانیدن جنایتکاران جنگی رژیم های پس از ۱۳۷۱ خورشیدی نیز حمایت کند.
مردم انتظار دارند که دولت در کنار غم شریکی با قربانیان حوادث 57 از باز شدن پرونده های بستۀ عاملان جنگ های خونین کابل، کشتارهای همگانی طالبان در بلخ، شمال کابل، یکاولنگ، اجرای سیاست زمین سوخته و دهها جنایت دیگر که مردم افغانستان شاهد آن بوده اند، استقبال کنند و به گزارشگران جهانی حقوق بشری فرصت مستندسازی را بدهند.
آیا این انتظارها برآورده خواهد شد، آیا دولت حاضر خواهد شد جزئیات گزارش عدالت انتقالی را که کمیسیون حقوق بشر تهیه کرده و در اختیار دولت قرار داده، نیز منتشر کند؟






























