روایت شاهد عینی؛ قتل حفیظ الله امین و ورود نیروهای شوروی

- نویسنده, وحید پیکان
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
در ششم جدی/دی سال ۱۳۵۸ دو تحول مهم در کابل رخ داد؛ یکی قتل حفیظ الله امین، رئیس جمهور وقت افغانستان و دیگری ورود سربازان شوروی به افغانستان بود.
در آنزمان مطبوعات در افغانستان محدود بود. تنها رادیو - تلویزیون دولتی نشرات داشت و چند روزنامه دولتی نیز چاپ میشدند.
سری به کتابخانه عامه کابل زدم و روزنامههای چاپ آنزمان را مرور کردم. هیچ یکی از روزنامههای دولتی (انیس، اصلاح و هیواد) و حقیقت انقلاب ثور، ارگان نشراتی حزب حاکم، در جریان یک هفته تحولات پس از ششم جدی به کشته شدن حفیظ الله امین در تپه تاج بیگ نپرداخته بودند اما عناوین درشتی از پیامهای تبریک به مناسبت روی کار آمدن ببرک کارمل به چشم میخورد.
روسها بعد از اینکه حفیظ الله امین را در یک عملیات نظامی در قصر تاج بیگ به قتل رساندند، ببرک کارمل را که آن زمان در تاشکند پایتخت ازبکستان به سر میبرد به عنوان رئیس جمهوری افغانستان معرفی کردند و او بر یک تانک گلپوش از راه حیرتان مرز میان افغانستان و شوروی وقت به کابل آورده شد.
"شورای انقلابی" در راس حکومت قرار گرفت که ریاست آن را ببرک کارمل در دست داشت. اسدالله سروری، سلطان علی کشتمند، نور احمد نور، صالح محمد زیری، دستگیر پنجشیری، محمد اسلم وطنجار، ژنرال عبدالقادر، دگرمن گل آقا و دکتر آناهیتا راتب زاد اعضای این شورای انقلابی معرفی شدند.

اما چیزی که هنوز هم برای بسیاری از مردم گنگ و نامشخص است، سرنوشت حفیظ الله امین رئیس جمهوری آن زمان است.
یکی از شاهدان عینی عملیات نظامی نیروهای شوروی در قصر تاج بیگ، فقیر محمد فقیر، وزیر داخله/کشور حکومت حفیظ الله امین است. او برای سه ماه وزیر داخله افغانستان بود.
آقای فقیر حدود ۸۵ سال دارد و حالا در کابل زندگی میکند. با او به محلی رفتم که در روز ششم جدی/دی شاهد یک تحول تاریخی در افغانستان بود. آقای فقیر خاطراتش را از آن روز برایم قصه کرد.
"روسها در ماه عقرب/آبان ۱۳۵۸ به حفیظ الله امین وعده کردند که دو هلیکوپتر/چرخبال حامل تجهیزات نظامی و اسلحه را به کابل کمک میکنند. ما انتظار داشتیم این تجهیزات به زودی در میدان هوایی کابل به ما تسلیم داده شود. دو ماه از این وعده گذشت اما عملی نشد.
در ششم جدی ۱۳۵۸ من با مردم منطقه قبایلی کرمه ایجنسی قرار ملاقات داشتم اما پیش از آن تصمیم گرفتم یک بار به دیدار رئیس جمهوری به قصر تاج بیگ بروم؛ قصری که اقامتگاه رئیس جمهوری بود و خانوادهاش نیز در آنجا زندگی میکردند.

منبع تصویر، Getty Images
وقتی به تاج بیگ رسیدم، وضعیت عادی نبود. محافظان رئیس جمهوری به من گفتند که او بیهوش است و دکتران آمدهاند تا معدهاش را شستشو دهند.
من با عجله از منزل اول قصر به سوی منزل سوم حرکت کردم. منزل اول دفاتر لوای گارد/ نیروهای ویژه محافظت از رئیس جمهور، منزل دوم دفاتر ریاست جمهوری و منزل سوم اقامتگاه رئیس جمهوری و اعضای خانواده او بود.
به سوی اتاق خواب رئیس جمهوری رفتم. سه نفر دور تخت خواب امین جمع شده بودند. خوب به یاد دارم که دکتر تورکی مشغول شستشوی معده او بود. لباسهای امین را کشیده بودند و بر سر و رویش آب یخ میریختند. تقریبا حدود دو ساعت دکتران مشغول شستشوی معده او بودند. بعدا او را به حمام بردیم و زیر شاور آب یخ گرفتیم. پس از تلاش دکتران از ساعت یک و نیم بعد از ظهر تا شش و نیم شام، سرانجام رئیس جمهوری به هوش آمد.
وقتی امین به هوش آمد، به من نگاه کرد و گفت که از یک دسیسه بزرگ نجات یافتم. آنها میخواستند مرا بکشند.
من به رئیس جمهوری اطمینان دادم و گفتم که حالا وضعیت شما خوب شده و دسیسه هم خنثی شد.
چاشت آن روز مهمانی مجللی برای اعضای خانواده وزرا و برخی مقامهای دولتی در تاج بیگ برگزار شده بود. امین و شماری از اعضای کابینه توسط آشپز روسیاش مسموم شده بودند. برخی از مسموم شدهها به شفاخانه چهارصد بستر منتقل شده بودند.
همین که از بهبود وضعیت رئیس جمهوری مطمئن شدم، راهی وزارت دفاع شدم. آن زمان ساختمان کنونی موزه ملی در نزدیکی قصر دارالامان، مقر وزارت دفاع بود.

منبع تصویر، اداره عملیاتی و حمایوی ریاست جمهوری
حدود ده دقیقه نگذشته بود که صدای تیراندازی شنیدم. از پنجره به قصر نگاه کردم. صدای تیراندازی بلندتر شد و تقریبا اطراف قصر به یک محل جنگی مبدل شد.
هلیکوپترهای نظامی نیروهای شوروی به بهانه کمک نظامی، سربازان ویژه را در قصر تاج بیگ پیاده کرده بودند و نقشه کشتن امین را با خود آورده بودند."
آقای فقیر میگوید که هنوز هم باور نمیکند که سربازان شوروی آن شب امین را کشته باشند. او میگوید سربازان شوروی امین را زنده از قصر بیرون کشیدند و در جایی دیگر تیرباران کردند.
امین از دانش آموختههای آمریکا بود و در رشته تعلیم و تربیت فوق لیسانس/کارشناسی ارشد داشت و بعد از پایان تحصیل، با یک نهاد آمریکایی در کابل کار میکرد.
اما شوروی در سه ماه دوران ریاست جمهوری امین، اعتمادش را به او از دست داده بود.

آقای فقیر میگوید که روزها پیش به رئیس جمهوری هشدار داده و اطلاعاتی هم بدست آورده بود اما امین هنوز هم باور داشت که روابطش با شوروی دوستانه است و حامیان روسش ممکن نیست نقشه کشتن او را داشته باشند.
اما در ششم جدی همه چیز دگرگون شد. نیروهای شوروی در یک عملیات نظامی حفیظ الله امین و برخی دیگر از اعضای خانوادهاش را تیرباران کردند. از قبل اعلام شده بود که در این شب "قوماندان/فرمانده اعلای انقلاب ثور و رئیس شورای انقلابی، حفیظ الله امین" سخنرانی خواهد کرد اما ناگهان برنامههای عادی رادیو کابل قطع شد و صدای ببرک کارمل با طنینی غرورآمیز پخش شد که "سقوط مرگبار و واژگون شدن رژیم فاشیستی امین، این جاسوس سفاک امپریالیسم و دیکتاتور جبار و عوام فریب" را به مردم افغانستان تبریک گفت.
آقای فقیر میگوید نیروهای شوروی و سربازان وفادار به ببرک کارمل همان شب شماری دیگر از مقامهای دولتی و برخی اعضای خانواده امین از جمله همسرش را دستگیر و به زندان پلچرخی منتقل کردند. او ده سال زندانی بود.






























