هفت روایت از مرگ: از سمنگانی تا رازق و ربانی

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, شهباز ایرج
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
ژنرال عبدالرازق که دیروز در قندهار کشته شد، دارای قدرت و نفوذ فراگیر در جنوب افغانستان بود و با طالبان مخالفت سرسختانهای داشت. این دو ویژگی، او را در شمار کسانی قرار داده که کم و بیش زندگی و مرگ مشابهی داشتهاند و کشته شدن شان دستاوردی بزرگ برای طالبان محسوب شده است.
ژنرال عبدالرازق که پدر و عمویش در زمان حاکمیت طالبان به دست این گروه اسیر و سپس کشته شدند، یک سال پس از سرنگونی طالبان به عنوان فرمانده پلیس شهر سپین بولدک در نزدیکی مرز پاکستان منصوب شد و در مدت نزدیک به ۱۷ سال توانست دامنه قدرت خود را در جنوب گسترش بدهد.
او در هفت سال گذشته هرچند به عنوان فرمانده پلیس قندهار کار میکرد اما عملیاتهای جنگی علیه طالبان در ولایتهای همجوار هلمند، زابل و ارزگان نیز انجام میداد و امنیت بخشهایی از جنوب و به ویژه قندهار حاصل حضور و فعالیتهای او دانسته شده است.
این فرمانده چهل ساله که دستکم ده بار از حملات سازمان یافته طالبان جان سالم بدر برده بود سرانجام دیروز پنجشنبه (۲۶ میزان/مهر) در اثر تیراندازی یکی از محافظان والی قندهار کشته شد.
گروه طالبان با پخش خبرنامهای اعلام کرد که حمله کار آنان بوده است.
کشته شدن سمنگانی و زنده شدن بدگمانی
احمد خان سمنگانی، عضو ۵۵ ساله پارلمان افغانستان که از چهرههای سرشناس مجاهدین بود و حملات زیادی علیه طالبان در زمان اقتدار این گروه انجام داده بود، در ۲۴ سرطان/تیر ۱۳۹۱، در حالی که از مهمانان مراسم عروسی دخترش پذیرایی میکرد، در یک تالار عروسی در ایبک مرکز سمنگان، بهدست یک مهاجم انتحاری کشته شد. در آن حادثه ۲۰ دیگر نیز جان باختند و ۴۲ نفر هم مجروح شدند. احمد خان سمنگانی، در ولایتش دارای نفوذ زیادی بود و میتوانست فعالیتهای طالبان در منطقه را مهار کند و دست به بسیج نیرو علیه آنان بزند.
با کشته شدن او، چهرههای شاخصی که با طالبان سر ناسازگاری داشتند و در حملاتی سازمانیافته و هدفمند جان میباختند، به هفتمین نفر رسید. شماری از رهبران شمال که گمان میکردند مخالفت با رخنه طالبان در شمال باعث هدف قرار گرفتن همرزمان شان شده، خواهان تحقیق در مورد دستهای پشت پرده این قتلها شدند و نسبت به درستکاری برخی مقامهای کابل ابراز شک کردند.
عبدالمطلب بیگ
در زمستان سال ۱۳۹۰ عبدالمطلب بیگ مرد ۵۷ ساله که ۲۸ سال به عنوان فرمانده مجاهدین فعالیت کرده و در برابر طالبان سرسختانه جنگیده بود، در حمله انتحاری یک مهاجم طالبان در شهر تالقان مرکز ولایت تخار کشته شد.
او عضو مجلس نمایندگان افغانستان بود و در سالهای پیش از سقوط رژیم طالبان به عنوان فرمانده حزب جمعیت اسلامی افغانستان، افراد زیادی را تحت فرمان خود داشت.
در مراسم خاکسپاری او عبدالله عبدالله رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی که در آن زمان رهبری "ائتلاف ملی افغانستان" را برعهده داشت و نیز عبدالرئوف ابراهیمی رئیس پارلمان افغانستان در جمع هزاران تن از هواخواهان عزادار او شرکت کردند.

منبع تصویر، Getty Images
برهان الدین ربانی، قربانی مذاکره با طالبان
رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان که حکومت ده ساله مجاهدین و رهبری گروههای ضد طالبانی را برعهده داشت، پیش از جان باختن در یک حمله انتحاری در روز ۲۹ سنبله/ شهریور ۱۳۹۰ در منزلش در کابل، به عنوان رئیس شورای عالی صلح تعیین شد. از آنجا که کار این شورا جستجوی راههای مذاکره و مصالحه با طالبان بوده است، شخصی که خود را نماینده طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان معرفی کرده بود توانست با پنهان کردن مواد انفجاری در عمامهاش، دست به حمله انتحاری علیه این سیاستمدار ۷۱ ساله بزند و او را به قتل برساند. آقای ربانی در دانشگاه الازهر مصر در رشته فلسفه اسلامی تحصیل کرده بود و مخالفت او با طالبان مخالفتی چندان عمیق بود که ریشه در باورهای دینی او داشت.
ژنرال داود داود، فرمانده پلیس حوزه شمال
ژنرال داود در روز هفتم جوزا/خرداد ۱۳۹۰ در یک نشست امنیتی در دفتر کار والی تخار شرکت کرده بود، در آن نشست عبدالجبار تقوا والی تخار، ژنرال مارکوس کنایپ فرمانده آلمانی ناتو در شمال و شاهجهان نوری فرمانده پلیس تخار هم حضور داشتند. در پایان این نشست حمله انتحاری و متعاقب آن تیراندازیهایی روی داد که در اثر آن ژنرال داود و شاه جهان نوری کشته شدند. ژنرال داود در ۴۱ سالگی به قتل رسید. دو سرباز آلمانی نیز در آن حمله جان باختند.
ژنرال داود داود از افراد نزدیک به احمدشاه مسعود فرمانده مقاومت علیه طالبان بود. او پس از شکست طالبان در چندین پست امنیتی کار کرد و زمانی هم معاون وزارت داخله/کشور در امور مبارزه علیه مواد مخدر بود.
ژنرال داود مانع بزرگی در برابر حضور طالبان در شمال به ویژه در ولایت زادگاهش تخار محسوب میشد. هر بار که نیروهای طالبان دست به تحرکاتی در تخار و ولایتهای همجوار میزدند، ژنرال داود نیروهای دولتی را برای سرکوب آنها بسیج میکرد.
اقدامات او علیه طالبان، انتقادهایی را هم برانگیخته بود و عدهای از ساکنان مناطق پشتوننشین او را به خشونت علیه خود متهم میکردند اما او خود گفته بود که صرفا مخالف حضور طالبان است.
ژنرال سیدخیلی
عبدالرحمان سیدخیلی فرمانده ۴۲ ساله پلیس در ولایت شمالی قندوز شامگاه ۱۹ اسفند/حوت ۱۳۸۹ سرگرم بازدید از ایستگاههای پلیس بود که بمگذار انتحاری او را هدف قرار داد. در این حمله هفت تن از ماموران پلیس نیز جان باختند. سیدخیلی نیز از افراد نزدیک به احمدشاه مسعود فرمانده مقتدر شمال بود که سالها در ولایت پروان در شمال کابل علیه طالبان جنگیده بود.
مصفطی کاظمی، بعد از احمدشاه مسعود

منبع تصویر، Getty Images
تا نزدیک به هفت سال پس از کشته شدن احمدشاه مسعود در نخستین حمله انتحاری القاعده علیه یک فرمانده مقتدر مجاهدین، نیروهای القاعده و طالبان که از مسند قدرت رانده شده بودند، موفق به کشتن شخصیتی به اهمیت مصطفی کاظمی نشده بودند.
در پانزدهم عقرب/آبان ۱۳۸۶ وزیر پیشین اقتصاد افغانستان برای افتتاح یک پروژه اقتصادی وارد شهرک پلخمری مرکز ولایت بغلان در شمال شد، گروه عظیمی از دانش آموزان و مردم محل به استقبال او که چندین تن از اعضای پارلمان نیز همراهش بودند، صف کشیدند. مهاجم انتحاری به او نزدیک شد و خود را انفجار داد. ۷۵ نفر دیگر به شمول شش عضو پارلمان نیز کشته شدند، ۶۰ تن از کشتهها دانش آموزان بودند.
طالبان در پی انتشار خبرهای این حمله اعلام کردند که دستی در آن نداشتند. دولت هیاتی برای تحقیق به محل فرستاد اما معلوم نشد که حمله کار چه کسانی بود.






























