07:10 گرينويچ 2007 ,16 جولاى
ناجيه وحيد
يکی از روز های گرم وآفتابی بنجاره والا با شعر گونه و غرغرانکش سراغ مصطفی ومريم را با ساير همبازی هايشان می گيرد.
همين که کودکان متوجه بنجاره والا باخرگوشکش می شوند به شتاب به طرف آنها می دوند و با بنجاره والا سلام عليکی می کنند.
کودکان از بنجاره والا می پرسند که برای آنها چی آورده است؟
بنجاره والا با اشاره به خرگوش، می گويد که اين بار خرگوش آمده تا از تما م کوکان چستان بپرسد .
مصطفی با عجله خواهان شنيدن چستان از خرگوشک می شود. خرگوش با لحن آرام می گويد :
درصورت دريافت جواب چستان، آنها مستحق جايزه هم شمرده می شوند.
مريم با بقيه همبازی هايش متوجه خرگوش می شوند که چستان می گويد: "کاسه چينی آب دورنگ"، بگوئيد چيست؟ کودکان ابتدا جواب درست نمی دهند.
خرگوشک يک بار دگرچستان را تکرار می کند، بازهم کودکان جواب درست ارائه نمی کنند. اين بار بنجاره والا با خرگوش نشانی های از جواب چيستان را به کودکان می گويند.
او از کودکان می خواهد تا چستان های زيادی را در يافته و به همبازی هايشان به گونه مسابقه بگويند.
محبوبه، سارا وجلال ميله دارند، آنها از خوردنی های که باخود آورده اند ياد می کنند. محبوبه از کشمش نخود، جلال از بيسکيت به سارا می گويد.
اما سارا، شير برنج آورده و برای همبازی هايش در بشقاب می کشد. درجريانی شيربرنج خوردن کودکان، بنجاره والا با خرگوشک سر می رسد و شريک ميله کودکان می شوند.
محبوبه می خواهد بداند که شير برنج چگونه تهيه می شود، سارا چشم ديد خود را از جريان شيربرنج پختن مادرش می گويد: شيربرنج ا زشير ، برنج ، بوره درست می شود.
بنجاره والا، اضافه می کند که برای خوشبويی آن از هيل و گاهی هم از عرق گلاب استفاده می شود. سارا می پرسد:
چرا اين غذا را، شيربرنج می گويند؟
بنجاره والا می گويد : چون از برنج و شير تهيه می شود، از همين رو اين غذا را شيربرنج می نامند. کودکان از رنگ سفيد شيربرنچ می گويند.
در اخير بنجاره والا کودکان را با ميله و شيربرنج خوردن شان مانده و خود خورجنش را برداشته به کوچه دگر می رود.